سر خط خبرها:
اختصاصی فکرشهر:

دلنوشته به یاد آیت اله هاشمی/ تا که رفتی همه یار شدند

فکرشهر: چه بی خبر رخت رفتن به تن کردی. ایران امشب را تا صبح بارانی دیده است، برگونه ی تمام ساکنین عاشق خویش. گویی برایت خبر آورده بودند که گفتی حالا دیگر میتوانم راحت بمیرم...

انا لله و انا الیه راجعون
چراغ ها خاموش است 
آسمان خاموش است
ماه و ستاره در پس پرده عزا خاموش است
چشم ها بارانی است
ملتی گریان است
اکنون سپیده دم اولین روز بدون تو است ، اولین روزایران بدون یار امام ،ایران بدون یادگار انقلاب،ایران بدون پشتوانه ی رهبری، ایران با رهبری بدون یار شیرینش.

چه بی خبر رخت رفتن به تن کردی. ایران امشب را تا صبح بارانی دیده است، برگونه ی تمام ساکنین عاشق خویش. گویی برایت خبر آورده بودند که گفتی حالا دیگر میتوانم راحت بمیرم.

کدامین کلمه و یا جمله می تواند از عمق اندوه چنین حادثه ای تلخ و جانکاه بکاهد؟!و تسکین قلب های دردناکمان باشد.

نمی دانم چرا نا خود آگاه خبر رجعتتان، چنین منی را که فرزند پس از انقلابم اینچنین دردناک آمده است گویی آسمان حجاب انقلاب را دریده اند.

همیشه برایم  با بردباری و صبوریتان (که خودتان نیزبا متانت بسیار گفتید:« یاد گرفته ام در برابر تهمت و اهانت ها صبور باشم.») چون حجابی ضخیم بودید بر بلندای آسمان انقلاب سرزمینم.چه کسی را پس از شما اینچنین بیابیم آنگاه که رهبرم عمق اندوه نبودنتان را با این جمله فریاد می کنند که هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین درازمدت را با او در فراز های این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم. و چندی قبل تر می گویند:هیچ کس برای من شخص هاشمی نمی شود.

بی شک باری دیگر بیت و یادگاران امام عزیز و بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران یتیم شدند و اشکهای یادگار ایشان در فراقتان گویای همه چیز است.

بی شک با رفتنت رهبرمان تنهاتر شد و رسالت ایشان سنگین تر که پیام ایشان در وداع با شما خود نشانه ای از درک و اشرافشان بدین مطلب می باشد.

سالهاست بغض های مانده در گلویتان را می شد از چهره و صدای سراسر پر دغدغه تان خواند، اما درعجبم چگونه برخی ندیدند و نشنیدند.خطوط حک شده بر حنجره سراسر خیر خواهتان و صورتتان هم نشان از پایداری در راه استقلال و آزادی و هر کدام یادگار یک دوره سخت از روزگار پر فرازو نشیب عمر پر برکتتان از پیش از انقلاب ،بعد از انقلاب،جنگ، و آسیبهای پس از آن تا به امروز بود، که نمیدانم نخواستیم آنگونه که باید ببینیم یا درک آن را  هر کسی عاجز بوده است؟!

آری چه کسی چون شما ثابت ،مستحکم، استوار،صبور،آزاده، خاموش اما بیدار و هوشیار بیابیم که تمام وجودش را حاضر به نثار برای نظام و انقلابمان باشد. واژه سیاسیت مدار را به حد اعلی معنا بخشیدید تا آنجا که در این آغازین ساعات نداشتنتان می خوانم که یکی از پیشتازترین منتقدانتان در این لحظات بغض پاره می کند و میگوید: سیاستمدار خوب یعنی همین که مردم از مرگ او نه بخاطر خود او که بخاطر خودشان بیشتر متاثر می شوند.مهم نیست با اومخالف یا موافق بوده اند.چون با خودشان موافق اند ، و می د انند با بودن او منافع همه سرجمع بهتر تامین می شد، از مرگ او متالم می شوند.

پشتمان خالی شده است و دلهامان به یکباره تلی از ویرانه.

اکنون بارخستگی و ملامت سالها را زمین گذارده اید و آرمیده اید اما با نبودنتان آتشفشان درونمان را روشن کرده اید.ما مانده ایم و زخم هایی که بر روحتان زده شد و با آنکه همیشه هوای ما ملت را داشتید، ما نتوانستیم مرهمی بردرد هایتان باشیم. می دانیم ناگفته های بسیار داشتید در دفاع از خود و از دردهایی که اگر منافع فردیتان ملاک بود حکم گشایش کلامتان بی شک می بود اما صبر پیشه کردید تا خون هزاران شهید انقلاب، دفاع مقدس و دستاوردهای آنان که پایه های استحکام نظام اسلامی است و امانت نزد شما، محفوظ بماند و این معنای واقعی ایثار و فداکاریست.حرفهایتان ناگفته ماند و کوچ را آغاز کردید  اما ما ماندیم و تشنگی ناگفته هایتان که تا ابد ناگفته خواهد ماند.

ما با نابخردیمان برشما تاختیم و شما تنها سکوت کردید و من از این سکوت صبر و بردباریتان آموختم که،صبر محصول درک است و مستلزم آن قدرت اتکا به خویشتن و باورهای خویشتن. و چون بی باک گردی و از ضعف بدور بسیار صبر توان کرد و شما همه را در عمل به انشا نشستید و یقین بدانید فرزندان آگاه این مرزو بوم راهتان را ادامه خواهند داد و یادتان را در باور و قلب هایشان چون امام عزیز جاودانه خواهند داشت و در خاطر کشور خواهد ماند که وقتی در اوائل انقلاب شما ترور شدید، حضرت امام خمینی پس از اینکه شنیدند از این ترور جان سالم بدر برده اید، همان روز گوسفند قربانی کردند و فرمودند، بدخواهان باید بدانند «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.»

ای یار سفر کرده، ای عزیز تنها مانده در میان ما، شرمنده ایم به مصداق این گفته شاعر:
تا که بودیم نبودیم کسی 
کشت ما را غم بی همنفسی 
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند

اما شما برایمان از دیار حق دعا کنید تا سایه بزرگترین یادگار باقی مانده از انقلاب و این رفیق شیرینتان آیت اله خامنه ای مستدام بماند تا ظهور دولت حق.

آری این یار سفر کرده بزرگ بود و با تمام افق های باز نسبت داشت.

والسلام

 

سهیلا جنگجو برازجانی - فرهنگی و فعال مدنی

دیدگاه خود را بنویسید