سر خط خبرها:
اختصاصی فکرشهر/ دومین برد ستارگان دشتستان در لیگ یک هندبال کشور؛

عباسی: از مسوولان تقاضا دارم حمایت کنند تا لیگ برتری شویم

فکرشهر: تیم هندبال ستارگان دشتستان در هفته دوم رقابت های لیگ یک کشور توانست از دیدار با حریف متمول خود، ایل باصری مرودشت پیروز از زمین مسابقه بیرون آید...

فکرشهر: تیم هندبال ستارگان دشتستان در هفته دوم رقابت های لیگ یک کشور توانست از دیدار با حریف متمول خود، ایل باصری مرودشت پیروز از زمین مسابقه بیرون آید.

به گزارش فکرشهر، از سری مسابقات هندبال لیگ یک کشور روز جمعه 10 آبان ماه تیم جوان و یک دست بومی ستارگان دشتستان در سالن امام خمینی(ره) برازجان میزبان تیم ایل باصری مرودشت که چند بازیکن ملی پوش را در ترکیب خود می دید، قرار گرفت و در پایان موفق شد با ارائه یک بازی خوب و حساب شده حریف متمول خود را با نتیجه 26 بر 25 شکست دهد.

پس از پایان رقابت سرمربی تیم ستارگان دشتستان در گفتگو با فکرشهر گفت: بازی بسیار حساسی را پیش رو داشتیم و نیاز به کسب دو امتیاز خانگی جهت صعود به دور دوم مسابقات به شدت احساس می شد.

رضا عباسی ادامه داد: تیم حریف از کیفیت فنی بالایی برخوردار بود و از بازیکنان ملی پوش و لیگ برتری که مبالغ قراردادی هنگفتی دریافت می کنند، بهره می برد و جالب است بدانید قرارداد یکی از بازیکنان آن ها بیش از بودجه کل باشگاه ستارگان است و این مسئله حسیاست بازی را دوچندان می کرد و مهم تر این که تیم مرودشت با همین بازیکنان، فصل گذشته را در لیگ برترگذراند و توانست عنوان چهارمی رقابت ها را نیز کسب نماید ولی با توجه به تغییرات مدیریتی نتوانست در لیگ برتر امسال حضور یابد.

وی افزود: بازیکنان ما از ابتدا طوفانی ظاهر شدند و با پیروی از دستورات و برنامه های کادر فنی و انجام یک بازی منطقی و درگیرانه توانستند حریف ر اغافلگیر کرده و با چهر گل جلو بیافتند و این روند را تا پایان ادامه و حداکثر امتیاز این بازی حساس را از آن خود کنند.

عباسی اضافه کرد: تیم جوان و یک دست بومی ما که توسط هوادارن پرشور هندبال حمایت می شد موفق شد از پس این بازی مهم برآمده و ثابت کند این بازیکنان بومی قابلیت های بیشماری در کسب افتخار برای شهر و استانشان دارند.

سرمربی ستارگان دشتستان در پایان گفت: از تمامی کسانی که با حضور در سالن بازی حمایت خود را از این تیم اعلام داشتند، تشکر می نمایم، همچنین از همه مسوولان محترم تقاضا دارم از این بازیکنان حمایت کنند تا بتوانیم در ادامه با کسب نتایج مطلوب موجبات صعود و حضور در لیگ برتر در سال آینده را فراهم کرده و دل همشهری های عزیزمان را شاد کنیم.

دیدگاه‌ها

ناشناس

راه پیمائی بازنشستگان فرهنگی این جوانان دیروز، هم یک خبر ورزشی بود؛ اینکه چرا خبر آن منتشر نشد حتی در یک خط کوتاه خاطره نخستین روز معلمی وقتی معلم شدیم، ابلاعی به دستمان دادند و هر کدام راهی روستای محل خدمت خود شدیم، روستاهایی دور و نزدیک و ناشناخته برای ما، جاهائی که تا آن زمان نرفته و ندیده و حتی اسم‌ شان را هم نشنیده بودیم واصلا به گوشمان نخورده بود. آن وقت ها راه و جاده و آسفالت و اینجور چیزها که نبود ..، جاده و راه های روستائی وجود نداشت، یا اگر هم وجود داشت، کوره راهی بیش نبود. ماشینی تو ده نبود تا جاده ای باشد. ما جوانان ناشی دنیا و ندیده حکم و ابلاغ بدست، با زحمت و درد سر و پر از نگرانی و اظطراب و با یه مکافاتی ، پرسان پرسان، آدرس روستا و دهکوره ناکجا آباد محل خدمت خود را پیدا میکردیم. معلم همدوره ای و تازه همکارشده ما، مثل مسافری غریب و سرگردان و خانه بدوش، خسته و کوفته و خاک خورده و ساک در دست ، هن هن کنان به ده نا کجا آباد نزدیک میشد. وقتی میخواست وارد ده شود، نخستین کسانی که به استقبالش امدند، کدخدای ده و جمعی از.ریش سپیدان محل و، اولیای دانش آموزان، با دسته گل های رنگین و جعبه های نقل و شیرینی در دست، نبودند که....، سگ های ده بودند که ریختند به سرش سگ و دربان چو یافتند غریب این گریبانش گیرد، آن دامن غریبه تازه از گرده راه رسیده و حوان خام و ناشی تازه واردٍ از همه جا بی خبر، و این مهمان ناخوانده ناشناس خانه بر دوش، خونین و نالین، دست بر پشت، و با شلوار پاره پوره، خجالت کشان از همان راهی که آمده بود، بر گشت سر جای اولش! در درمانگاه شهر، یک آمپول ضدهاری به این گندگی، در جای دندان های سگ کوفتند(درد روی درد). خبرش به گوش ما هم رسید. خیلی ترسیدیم! وقتی سر همسایه ات را تراشیدند، سر خود را خیس کن از ترس سگ ها از خانه بیرون نمیرفتبم، وقتی هم که باید مدرسه برفتبم، با اسکورت مبرفتیم. در حلقه دانش آموزان که گارد و محافظ ما بودند. ساگردها را پیش مرگ خودمان میکردیم. لااقل بعضی از آن ها برای سگ های ده، آشنا و خودی بودند و غریبه به حساب نمامدند. تا مدت ها جرائت نمی‌کردیم به دیدار دوست و همکار « سگ گزیده » مان بروبم، میترسیدیم مثل سگِ هار پشت مان را با دندان های تیزش گاز بگیرد! ما که تازه استخدام شده بودیم،و حقوق ماه اول مان میرفت به صندوق دولت، پول نداشتیم که هی شلوار پاره کنیم و شلوار نو بخربم! راستی، سگ هم، سگ های قدیم، نه سگ های این زمونه که خودشان برای غریبه ها دم تکان میدهند، یعنی بفرمائید تو، شما که غریبه نیستید اوسنل وختی صدی سگ تو ولات راس ویمی نه سگ ماذه میناذش که بیا نه سگ نر اما حالا خوذشون زود خورش میذن نهی بانگ سحر

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید