سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»؛

برازجان، پیشرو در بحث پسماند

فکرشهر: زباله ها و پسماندها، یکی از اصلی ترین معضل های تمامی شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای استان بوشهر می باشد؛ معضلی که سال هاست بسیاری برای حل آن تلاش می کنند، ولی به نتیجه ای در خور نرسیده اند و این طلای کثیف، در استان بوشهر همچنان بدون مدیریت دفع می شود؛ دفعی که...

فکرشهر: زباله ها و پسماندها، یکی از اصلی ترین معضل های تمامی شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای استان بوشهر می باشد؛ معضلی که سال هاست بسیاری برای حل آن تلاش می کنند، ولی به نتیجه ای در خور نرسیده اند و این طلای کثیف، در استان بوشهر همچنان بدون مدیریت دفع می شود؛ دفعی که گاه با آتش زدن همراه است و گاه با دفن کردن غیر اصولی و آلوده کردن آب های زیرزمینی و سطحی.

به گزارش فکرشهر، این معضل در شهر برازجان نیز به اشکال مختلفی وجود دارد؛ از اعتراض برخی به عدم جمع آوری منظم زباله ها و آتش زدن آن ها در دره ها یا حتی محل دفن زباله ی شهر؛ اما این روزها خبر می رسد که بحث مدیریت پسماند شهر برازجان به امضای قرارداد شهرداری با مشاور نیز رسیده است.

شهردار برازجان در گفت و گوی اختصاصی با «فکرشهر» در پاسخ به این انتفاد که «هنوز هم با مشکل جمع آوری پسماندها و آتش زدن زباله ها در سطح شهر مواجه هستم و بحث پسماند و مدیریت آن به کجا رسیده»، گفت: از ابتدای سال 96، بهبودهای خوبی در بحث پسماند صورت گرفت و برازجان موفق شد سایت پسماندش را به عنوان پایلوت در سطح استان انتخاب کند و یک سایت تجمیعی شود که سایر شهرهای اطراف نیز زباله های خود را به آن جا بیاورند؛ قرار است بحث پسماند در برازجان مکانیزه شود و طبق استاندارد پیش برود و حتی در بحث بازیافت نیز کارهایی انجام می شود.

محمدحسن محمدی درباره ی محل سایت پسماند نیز گفت که محل دیگری پیدا نشده و تنها همین محل فعلی استاندارد است و تنها جایی است که همه ی ارگان ها رویش توافق نظر دارند و هیچ ارگانی مثل محیط زیست، جهاد کشاورزی، شهرداری و دهیاری و... نمی تواند ایراد بگیرد.
وی ادامه داد: این زمین نزدیک به صد هکتار است و بدی آن تنها این است که متاسفانه برخی اوقات زباله ها را آتش می زنند و بو و دود آن مردم را اذیت می کند.

طرح جامع پسماند برازجان، در دست مشاور

مهندس محمدی در پاسخ به سوال «فکرشهر» که «با این شرایط آیا از این به بعد شاهد آتش زدن زباله ها نخواهیم بود؟» نیز، توضیح داد: سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور، برازجان را به عنوان پایلوت انتخاب کرده و سازمان پسماند شهرداری شیراز به عنوان مشاور ما انتخاب شده است. حدود دو سه ماه پیش کارشناس سازمان شیراز آمد و سایت پسماند را دید و پیش قرارداد را فرستادند که ما با مبلغش مشکل داشتیم که با سازمان شهرداری های کشور تماس گرفتیم و گفتیم که مشاور را معرفی کرده اید و ما هم پذیرفته ایم ولی مبلغ قراردادشان بالاست که آن ها هم صحبت کردند و خدا را شکر مبلغ کاهش یافت و ما به زودی برای امضای پیش قرارداد به شیراز می رویم.

وی با بیان این که «این مشاور، مشاور خوبی است و پسماند یزد را نیز در دست دارد»، ادامه داد: این طرح، یک طرح جامع است؛ طرح جامع پسماند برازجان که برای 50 سال آینده نیز پاسخ گو است. در مرحله ی اول بحث دفن زباله و ایجاد ترانشه ها و جمع آوری شیرابه و تصفیه ی آن مطرح است و در مرحله ی بعد نیز بحث بازیافت مطرح می شود و چندین نفر از جمله چند نفر از بچه های همین شهر نیز اعلام آمادگی کرده اند که در این زمینه اقدام کنند. این طرح در حال انجام است و روی غلطک خواهد افتاد و چه من باشم و چه کسی دیگر، طرح انجام خواهد شد.
شهردار برازجان تاکید کرد: مشاور گفته که 12 ماهه طرح را به ما می دهد و پس از آن باید کار را شروع کنیم، ولی من دلم می خواهد مرحله به مرحله کار را در برازجان نیز پیش ببریم.

پسماند هم نیاز به فرهنگ سازی دارد

مهندس محمدحسن محمدی اضافه کرد: در کنار این طرح جامع پسماند، خود مردم نیز باید رعایت کنند؛ مثلا بحث تفکیک در مبدا را باید خود خانواده ها انجام دهند؛ در این زمینه فرهنگ سازی ها و برنامه هایی در سطح شهر آغاز شده و 3 کتاب هم در اداره فرهنگی در ین زمینه چاپ شده است؛ البته در بحث پسماند در برازجان، در بسیاری از زمینه ها پیشرو هستیم، مثلا تفکیک زباله های عفونی هیچ کجای استان انجام نمی شود ولی در برازجان انجام می شود و یا پلاستیک هایی که از پسماندها ایجاد می شود و یا حتی پلاستیک هایی که برای تفکیک به مردم می دهیم؛ در خود شیراز سال های آموزش داده شده و تازه الآن، بعد از این همه مدت آموزش و کار، شیراز می تواند بگوید که تفکیک می کند، چون کاری زمان بر و فرهنگی و آموزشی است و ما هم خوب در حال پیش رفتن هستیم.
 

دیدگاه‌ها

اختتامیه طرح نشاط اجتمایی

خوب شد که طرح نشاط اجتمایی تموم شد حالا دیگر بحمدالله مسؤلین شهر وقت و فرصت و مجال کافی خواهند داشت تا به کارهای عمران شهر ی و وضعیت پاکیزگی و بهداشت و نظافت شهر و آلودگی های صوتی و آلودگی هوا برسند(البته اگر جلسات و نشست ها و سمینار ها و این جور چیزها اجازه این کار را به آنها بدهد). گرچه گمان نمیکنم حریف منابع ایجاد این آلودگی ها باشند،؛ مثل صداهای گوشخراش و آسیب زننده بلندگوهای دستفروشان و. موتورسیکلت های پر سرو صدا و دور ریخته های دستفروشان جا خوش کرده در پیاده‌ روها یا زباله های کنگر خورده لنگر انداخته در محله ها شهر و ...

هفته نامه یا تصویرنامه و بیل سای تونگ!

هفته نامه یا تصویرنامه و بیل سای تونگ! نگو نشریات مکتوب، بگو نشریات مصور نشریات محلی شهر این روزها برای خودشان تبدیل شده اند به یک « Bill zeitung » و « Yellow Page» تمام عیار! یعنی همه اش تصویر آدم های کت و شلواری، که به هم جایزه میدهند و یا گوش تا گوش و با قیافه های شش در چهار در یک ردیف ایستاده و گروگر عکس یادگاری میگیرند! بجای نوشته ها و مطالب علمی و پرداختن به مسائل و معضلات مهم و بیشمار شهری و نشان دادن آنها! ما که از دیدن این همه عکس های انبوه تکراری و یکنواخت بدون سوژه و موضوع بدر بخور، خسته و زده و دلزده شده ایم. شما چطور؟ به عوض راه افتادن در شهر و محله ها و گرفتن چند تا عکس خوب و درست و حیابی و گویا و معنادار از کار و زندگی مردم و مسائل و ارائه سوژه های تصویری مربوط به معضلات شهری و انعکاس تصویری نارسائی ها در گوشه کنار شهر و نهانی ها را عیان کردن و توجه دادن نگاه ها به سوی آنها و...، فقط عکس چهره و قیافه شاخ شمشادی آدم های گل و بلبل را نشان میدهند!... که چه شود؟ خسته شدیم بابا (بیل سایتونگ در زبان آلمانی به معنی مجله مصور، نام یک نشریه تصویری است که بعضی از آلمانی بی خیال‌ بعد از بیدار شدن و قبل از هر چیز، اول تصاویر و مطالب آبکی آنها را تماشا میکنند بعد صبحانه مبخورند! و صفحات زرد به مطالب حاشیه ای گفته میشود که به درد آدم های بیکار شکم سیر میخورد؛ مثلا: گربه فلان هنرپیشه معروف دوقلو زائید! یا دوست دختر فلان فوتبالیست معرف با او قهر کرده! و یا رئیس جمهور آمریکا حین سواری در مزرعه شخصی اش از اسب زمین خورد و دستش چپش در د گرفت!. فلان هنرپیشه از شوهرش حامله است. سگ فلان هنرمند مشهور پای یکی را گاز ید، یا سگ اون بکی روزی چهار کیلو بیفتک میخورد. فلان خواننده که بخاطر خواندن تصنیف جدیدش توسط خواننده دیگری قهر کرده بود و غذا نمیخورد، اعتصاب غذایش را با خوردن و افطار کردن یک ساندویج نیم متری شکست و خوش بحالش شد!)

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید