سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»:

تجاوز به کودکان و نبود آموزش صحیح در جامعه

فکرشهر ـ همایون فقیه*: مدتی است که هر از گاهی خبر تجاوز به کودکان را شاهد هستیم، مساله ای که بسیار زیاد در جامعه در حال رخ دادن است؛ اما فقط چند مورد از آن علنی می شود که باعث ایجاد دل نگرانی بسیاری از خانواده ها شده است و افزایش روزانه این موضوع، هر عقل سلیمی را وا می دارد که هر چند دیر شده، اما به فکر راه حل و پیشگیری باشیم.

به این موارد دقت کنید:

تجاوز ناظم مدرسه به تعدادی از دانش آموزان، کودک 6 ساله به نام ستایش قربانی تجاوز و در نهایت مرگ، تجاوز توسط مربی ورزش، تجاوز به 90 درصد کودکان کار، شکایت از قاری معروف قرآن به علت آزار جنسی، تجاوز به دانش آموزان، پیدا شدن جسد آتنا اصلانی و...؛ این ها قسمت کوچکی از مساله مهم به عنوان تجاوز به کودکان است و مطمئنا از این قبیل موضوعات بسیار زیاد است که در حد این نوشتار نیست که به آن بپردازیم، چرا که فاجعه وار است؛ بحث اصلی این است که ما با موضوعی سر و کار داریم که قسمت پنهان و خطرناک جامعه ایرانی ماست، قسمتی که به دلیل باورهای غلط اسلامی و فرهنگ ایرانی، تبدیل به بدترین مشکلات و ناهنجاری های این 15 سال اخیر جامعه شده است؛ جامعه ما عادت دارد که تا مدتی روی یک مساله حساس می شود و بعد از مدتی آن را به فراموشی می سپارد، الان نیز تا مدتی تمام فکر و ذکر جامعه تجاوز به دانش آموزان مدرسه غرب تهران است و چند روز آینده موضوع را فراموش خواهد کرد، اما خانواده های آنان هیچ وقت فراموش نمی کنند و حتی خود کودکان و دانش آموزان نیز فراموش نمی کنند.

کودکان به دلیل این که آموزش ندیده اند و تهدیدات را نمی شناسند و خانواده ها هم به دلیل حیای بی جا و بی خود، چینین آموزش هایی را به کودکان نمی آموزند، در مقابل، بدون دغدغه، عده ای از ما، انواع اخلاقیات و رفتارهای ضد اجتماعی و ناهنجاری شرعی را انجام می دهیم؛ اما تا مساله به موضوع جنسی می رسد، حرف از شرم و حیا و خدا و پیمغبر می زنیم، ولی تا به حال این سوال را از خودمان نپرسیده ایم که چه کسی وظیفه آموزش به بچه ها را بر عهده دارد؟ صاحب بقالی سر کوچه با فیلم های پورنو یا اطلاعات کف کوچه و بازار و گفت و شنود دانش آموزان در زنگ تفریح یا در نهایت ناظم مدرسه و افراد عضو در کانال های غیر اخلاقی و...؛ آموزش با کیست؟

خانواده ها باید با هوشیاری کامل، مسائل جنسی را به کودکان آموزش بدهند؛ البته این سبک آموزش نباید به نحوی باشد که تابوها شکسته شود، باید از طریق کلمات و جملات ساده حریم خصوصی را به فرزندان و کودکان آموزش داد و در مرتبه نخست از خانواده ها شروع شود:

ـ اولین نفری که مسایل جنسی را برای فرزند باید توضیح دهد، پدر و مادر است، چون اگر کسی دیگر این نقش را ایفا کند و اطلاعات غلط به بچه ها بدهد، کار والدین، دو برابر می شود، چون ابتدا باید ثابت کنند که اطلاعات آن شخص غلط بوده و سپس اطلاعات صحیح را به او بیاموزند، البته آموزش صحیح و مطابق سن فرزند و با آگاهی ومطالعه کامل. / شهرام اسلامی.

ـ این آموزش ها باید با حفظ شرایط خاصی به مراکز فرهنگی و مدارس و مهد کودک ها برسد، چرا که معلم و نوع رفتار و کردار آن خیلی در دانش آموزان نفوذ دارد.

 ـ والدین در زندگی امروز، بیشترین توجه خود را برای معیشت و زندگی مادی فرزندان صرف می‌کنند. اما اگر خوب فکر کنیم خواهیم دید که درست است که رفاه فرزندان مهم است، اما اولویت‌هایی مهم‌تر از آن هم هست، مثل پیگیری یک مدرسه خوب، توجه به معلمان مدرسه، بررسی وضعیت معلمان، گفت و گوی روزانه با فرزندان و خیلی از موضوعاتی که شاید در هیاهوی زندگی روزمره به آن توجه نمی‌شود.
اثر تربیت در محیط آموزشی حتی از محیط خانوادگی قوتی‌تر است. منشاء روابط انسان‌ها در محیط خانوادگی، غالبا محبت است. علاوه بر آن، جنبه‌های مادی و مساله سرپرستی نیز در آنجا مطرح است که این روابط را تنگاتنگ می‌کند، اما در محیط آموزشی، علاوه بر این ها، یک رابطه دیگر نیز وجود دارد که عبارت از «برتری علمی استاد» نسبت به شاگردان است. وقتی این احساس با چاشنی محبت مخلوط شود، اثرگذاری استاد را خیلی بالا می‌ برد. همین که انسان می‌گوید «استاد بهتر از من می‌فهمد»، کافی است که تمام رفتارها، خلقیات و اعتقاداتش را هم از او می‌گیرد، به همین دلیل وقتی انسان ره مدرسه می‌رود، اگر معلمش با یک چهره نامناسب وارد بشود، یا حرکات نامطلوب داشته باشد و حرف‌های خاصی بزند، شاگرد همیشه خود را در مقابل او، تخطئه کرده و با خود می‌گوید: حتما کار او درست است؛ چون او بیشتر از من می‌فهمد، بنابراین احساس برتری علمی، سبب افزایش تاثیر تربیتی می‌شود و شاگرد را به لحاظ تربیتی کاملا در مُشت وستاد قرار می‌دهد این عنصرِ «برتری علمی»، همان چیزی است که در محیط خانوادگی وجود ندارد. حتی این را به شما عرض کن که ممکن است، فرزند معلم خود را بر پدر و مادرش مقدم کند، من این مطلب را می گویم تا بدانید که محیط آموزشی با فرزندان ما چه می کند. بعضی از محیط‌های آموزشی، زحمات هفت ساله پدر و مادر را در هفت سال دوم خنثی می‌کنند./ حاج آقا شیخ مجتبی تهرانی.

ـ آموزش جنسی درست به کودکان، به معنی آموزش روابط جنسی کامل نیست که نهایت آن بشود ترویج بی حیایی، بلکه به معنای آشنایی آنان با نقاط خصوصی بدنشان است که هیچ کسی جز پدر و مادر اجازه لمس، نگاه کردن به آن و صحبت در مورد را آن را ندارند. کودک باید یاد بگیرید هر کسی در مورد نقاط خصوصی خودش یا کودک با وی صحبت کرد، او بلافاصله موضوع را بدون ترس از سرزنش از طرف والدین، به پدر و مادر خود اطلاع دهد، باید برای کودکان دایره محبت تعیین کرد و به آن ها گفته شود که تنها کسانی که نامشان در دایره محبت آنان است، اجازه بغل کردن و یا بوسیدن را دارد و با قاطعیت به دیگران چنین اجازه ای را ندهد./ سید فاطمه موسوی.

نگارنده به سند 2030 انتقادات شدیدی دارد ـ با پیشنهادات البته ـ اما در زمان انتخابات حمله به این سند از طرف عده ای شده بود نشانه ایمان و...، ولی آن ها، هیچ وقت آن موقع از خودشان سوال نکردند که وظیفه آموزش حریم خصوصی به کودکان و مراقبت از خود بر عهده کیست؟
تجاوز به کودکان و انواع کودک آزاری در پیشرفته ترین کشورهای اروپایی و غربی هم اتفاق می افتد و نگارنده اصلا نمی گوید که اجرایی شدن 2030 در کشور باعث جلوگیری از رخ دادن چنین اتفاقاتی می شد، ولی بخشی که با آن به شدت مخالفت شد، در باب همین مساله تجاوز به کودکان بود و اینجاست که نگارنده پیشنهاد می کند همان قسمت را به راحتی می توانستیم با فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان بومی سازی کنیم. 

آموزش صحیح، مهره گمشده جامعه ما در همه امور است، از نظام آموزشی ما گرفته تا سایر موضوعات، ما به درستی آموزش های لازم را ندیده ایم و حتی در موارد جنسی هم نمی دانیم چطور رفتار کنیم. این درد عدم آموزش مسائل جنسی فقط مربوط به موارد تجاوز به کودکان و نوجوانان و هم جنس گرایی نمی شود، بلکه دقیقا در موارد زناشویی هم حاکم است؛ چرا که زوجین جامعه ما هم به درستی چیزی از مسائل جنسی و روابط جنسی نمی دانند. افرادی که دست به تجاوز می زنند، دچار اختلالاتی هستند که ممکن است از اختلالات شخصیت گرفته تا اختلالات جنسی را دارا باشند، تجاوز جنسی به صورت تلاش برای تماس جنسی با فردی بدون رضایت آن ها تعریف می‌شود که شامل نزدیکی جنسی (تجاوز به عنف)، ارتباط با کودک (دهانی ـ واژنی یا مقعدی ـ واژنی) و نوازش می‌شود، بنا بر یک تعریف عمومی مقبول، سوء استفاده جنسی زمانی رخ می دهد که کودک در فعالیت جنسی‌ای شرکت کند که در اجازه دادن و رضایت به آن، خود دخیل نیست، از نظر رشد آمادگی ندارد، نمی‌تواند آن را درک کند و یا فعالیتی که از قانون یا تابوهای جامعه تخطی می‌کند. این شامل نوازش کردن و همه‌ شکل‌های تماس دهانی ـ واژنی، واژنی، یا مقعدی با کودک است (چه قربانی با لباس پوشیده باشد یا نباشد)، همین طور شامل سوء استفاده‌های جنسی بدون تماس مانند عریان کردن، فرونشاندن شهوت با نگاه به قربانی یا شرکت دادن کودک در پورنوگرافی (فیلم های مبتذل) می‌باشد. این مورد را غالب با توجه به نشانگان آن، اگر از طرف فرد بزرگسالی بر کودک تحمیل شده باشد، می توان تشخیص داد؛ آن فرد دچار اختلال روانی است که فارسی آن می شود اختلال بچه بازی و اگر دو فرد نوجوان و جوان با اختلاف سنی کم با هم روابط جنسی داشته باشند هم تحت عنوان های روانی دیگر و قانونی دیگر دسته بندی می شوند و نوع تشخیص چگونگی این که به کودک و نوجوان تجاوز شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته یا خیر نیز فعلا بیان آن در این یادداشت مناسب نیست.

ما با جمعیت کثیری از بچه های تازه بالغ شده بدون آموزشی رو به رو هستیم که می خواهند توانایی جنسی خود را به رخ هم بکشند یا با کودکان و بچه هایی رو به رو هستیم که بدون آموزش لازم در محیط مدرسه و اجتماع حاضر می شوند. گروه دیگری از نوجوانان هم هستند که به دلایل ویژگی های دوران نوجوانی مثل کنترل بیش از حد والدین، جستجوی استقلال شخصی، لذت بردن از چیزهایی که دوست دارند و غیر متعارف است، فشار اجتماع و...، برای برآورده شدن نیازهایشان اعم از مادی، مثلا موتور سواری یا موضوعات دیگر، تن به روابط جنسی می دهند و خیلی موارد دیگر که فعلا مجال بیان آن نیست، همان نسبتی که تعرض و تجاوز به زنان و دختران در جامعه ما فراوان است، چنین رفتاری به پسران و مردان نیز وجود دارد و شاید بتوان گفت به دلیل در دسترس بودن بهتر پسران، بیشتر از تجاوز به زنان و دختران هم باشد. تجاوز در گسترده رده سنی بین 5 تا 9 سال است و بعد آن هفده سال تا بیست سال است که دلایل مختلفی می تواند داشته باشد؛ از اختلال شخصیتی جنسی روانی گرفته تا فرهنگ های ناصحیح اجتماعی بین افراد....

 دیگر، کار از نامه نگاری و بخشنامه و بله و چشم و اما و اگر گذشته؛ بحرانی که نباید ایجاد می شد، شده است و باید باور کنیم که برخی معضلات را باید پذیرفت و شناخت تا آن را به خوبی حل کنیم و مثل کبک سرمان را به دلیل شرم و حیای الکی زیر برف نکنیم. زمانی که بیماری ایدز زمزمه اش شنیده شد، عده ای گفتند استغفراله؛ مردم ما مسلمان هستند؛ مگر این کارها را می کنند؟؟ بعد مدتی گفتند بیشترش از معتاد ها است؛ الحمداله... ولی الان آقایان مسئول رویشان نمی شود وگرنه در برخی مناطق لوازم پیشگری از بارداری و انتقال ویروس ایدز به طور رایگان توزیع می کردند.
ممکن است هر لحظه کودکی مورد تجاوز قرار بگیرد، اما به دلیل ترس از جانش یا آبرو، حرفی نزند و سکوت کند؛ آیا با این سکوتش می تواند زندگی کند؟ آیا روح و روانش ترقی پیدا می کند؟ حالا که پسران علائم بلوغ همچون دختران ندارند، آیا خانواده ها احساس نمی کنند که باید به دلیل اهمیت بالای این مساله، نکاتی را به فرزندان خود در مورد بلوغ یادآوری و آموزش دهند؟ بلوغی که بیشتر کارشناسان از آن تحت عنوان تولد دیگر یاد کرده اند. چه باید کرد؟

 برای پسری که علاوه بر مدرسه در محیط های خطرآفرین دیگری مثل تمرینات فوتبال، کلاس های ورزشی، جامعه و غیره در حال رفت و آمد است، بهترین راه حل آموزش و صراحت کلام در بیان مطالب مهم است که یاد بگیرد در مواقع لزوم چه کند و چگونه از خود دفاع کند. مسئولان باید برای تمامی افراد شاغل دولتی و حتی شغل های آزاد، برای گرفتن پروانه کسب به وسیله تست های معتبر که دارای دروغ سنج نیز باشند، به کمک متخصصان این حوزه به غربالگری سلامت روان افراد جامعه بپردازند تا کسانی که دچار اختلال هستند یا امکان دارد در آینده بسیاد زیاد دچار اختلال شوند، شناسایی و درمان شوند که چنین افرادی هم در جامعه ما زیاد هستند. اینکه بعد از هر تجاوز عاملین اعدام شوند، یا این که هر کسی از هر طرفی بیانیه از سر دلسوزی برای کودکان و بچه ها بدهند، راه حل نیست، چرا که راه حل اساسی قطعا آموزش جنسی صحیح به کودکان است. بحران جنسی در کشور ما به دلایل مختلف سر به فلک کشیده، بحران هایی از جنس تجاوز به کودکان گرفته تا فقر و فحشا، همجنسگرایی، تجاوز به عنف، خیانت زوجین، حتی کم بودن سواد جنسی زوج های جوان، همه و همه به شکل تابو درآمده است که صحبت کردن از آن باید با احتیاط باشد و این همه به بازنگری و آموزش نیاز دارد.

*کارشناس روانشناسی و فعال اجتماعی
 

دیدگاه خود را بنویسید