سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

تفاوت فاحش اولویت های مردم استان با مسوولان 

فکرشهر ـ نرگس محمدزاده فرد*: هرگز آن روز و آن لحظه را فراموش نمی کنم؛ 23 دی ماه 1393، استادیوم شهر بوشهر و در حالی که هزاران نفر از سراسر استان به خصوص شهر بوشهر و شهرستان دشتستان به استقبال حسن روحانی ـ رییس جمهور ـ رفته بودند و امیدوار بودند که در این سفر، سخنانی امید بخش از حل مشکلات اساسی مردم بشنوند، از دهان آقای رییس جمهور شنیدند که...

1. هرگز آن روز و آن لحظه را فراموش نمی کنم؛ 23 دی ماه 1393، استادیوم شهر بوشهر و در حالی که هزاران نفر از سراسر استان به خصوص شهر بوشهر و شهرستان دشتستان به استقبال حسن روحانی ـ رییس جمهور ـ رفته بودند و امیدوار بودند که در این سفر، سخنانی امید بخش از حل مشکلات اساسی مردم بشنوند، از دهان آقای رییس جمهور شنیدند که:

«اولین تصمیم دولت در این سفر برای استان عزیز بوشهر و شهرستان بوشهر، ایجاد جاده جدید خروجی برای شهر بوشهر خواهد بود.
احداث مسیر و جاده خروجی دوم شهر بوشهر از سال آینده آغاز می‌شود و تلاش می‌کنیم تا پایان دولت یازدهم و اوایل سال 96 این جاده را به حول و قوه الهی به اتمام برسانیم.
این یکی از خواست‌های اصلی مردم بوشهر در نظرسنجی‌ها و همچنین در جلسه مشترک استاندار و وزرای محترم دولت یازدهم بود.
تصمیم دومی که برای این شهر اتخاذ شده است، تکمیل فاضلاب شهر بوشهر است. می‌دانم این مسأله سال‌هاست در دست اقدام است. بخش‌هایی از کار انجام گرفته و بخش‌های بزرگی باقی مانده است و نیاز به اعتبار قابل ملاحظه‌ای دارد. این طرح در طول 4 سال به اتمام خواهد رسید و بخش اعظم آن در دولت یازدهم عملیاتی و اجرایی خواهد شد.


مساله بعد جاده‌های این استان است که برخی از موارد آن ها را به عنوان کاری که در دولت یازدهم اجرایی و عملیاتی خواهد شد، به عرض شما می‌رسانم. تکمیل باند دوم جاده برازجان - گناوه و همچنین باند دوم گناوه - دیلم یکی از اقدامات دولت یازدهم خواهد بود.
اشاره می‌کنم که وزارت نفت 5 طرح برای این استان دارد که قول داده شده همه این 5 طرح در دولت یازدهم اجرایی و عملیاتی شود که در شورای اداری استان تشریح خواهد شد.
همچنین دولت منطقه آزاد تجاری در بوشهر را به تصویب رسانده است و به زودی لایحه آن تقدیم مجلس شورای اسلامی خواهد شد. منطقه آزاد تجاری بوشهر موجب رونق کل استان بوشهر خواهد شد.
همچنین با طرح‌هایی که دولت یازدهم دارد ظرفیت بندرگاه بوشهر که دروازه توسعه این شهر و استان است به 2 برابر ظرفیت فعلی توسعه خواهد یافت.
برای بخش صنعت استان و رونق در بخش صنعتی استان به بانک مرکزی اعلام شده است از طریق بانک‌های مختلف 130 میلیارد تومان برای سرمایه در گردش و 330 میلیارد تومان برای تکمیل طرح‌ها، تسهیلات در اختیار بخش صنعتی استان قرار داده شود.
یکی از طرح‌های مهم برای توسعه این استان، طرح گردشگری است که...»

و این طرح های مثلا اولویت دار استان بوشهر که به گفته رییس جمهور با نظرسنجی از مردم!! و مشاوره استانداری تعیین شده بود، تا شماره 11 رفت؛ طرح هایی که هر چند برای توسعه استان بوشهر و یا به زعم برخی دوستان، برای منافع برخی ها، بسیار مفید و ضروری می نمود و برخی هم توجیحات استراتژیک داشت، ولی قطعا اولویت خواسته های مردم نبود. {در این جا قصد نداریم به اجرایی شدن یا نشدن این وعده ها بپردازیم}.
در همان زمان هم نوشتیم و هم از آقای استاندار وقت پرسیدیم که «پس مشکل آب استان به خصوص دشتستان چه می شود؟» حتی در یادداشتی تحلیلی در سال های 93 و 94، با اشاره به کارشکنی های کشاورزان در کازرون برای انتقال آب به بوشهر، نوشتیم که «جنگ آب از استان بوشهر شروع شده است»؛ اما در نشست با مسوولین استان ـ مصطفی سالاری، استاندار وقت ـ تنها این وعده را شنیدیم که «قول می دهم استان بوشهر در سال 97 مشکل آب نخواهد داشت».

2. در طول این سال ها، بارها از این مشکل نوشتیم و گفتیم و حتی در یک گزارش تحلیلی به این مساله اشاره کردیم که با ادامه این روند، «استان بوشهر در سال های آینده، غیر قابل سکونت خواهد شد». در سرمقاله ویژه نامه های بهاری «فکرشهر» هم به این مساله تاکید کردیم که تا قبل از تبدیل شدن این «معضل بی آبی» به «بحران»، فکری به حالش کنید. در آخرین هشدار حضوری نیز، مشکل تامین آب و بحرانی شدن آن را در نشست مدیران مسوول نشریات مکتوب استان بوشهر با استاندار کنونی ـ عبدالکریم گراوند ـ نیز مطرح کردیم. در 22 اردیبهشت ماه 97، به ایشان و سایر همکارانشان در نشست، شامل معاونین و برخی مدیران کل و مشاورین، این نکته را گوشزد کردم که استاندار سابق قول سال 97 را داده بود و وضعیت بحرانی است، ولی در پاسخ، همان وعده های همیشگی را شنیدم که آب شیرین کن شبانکاره در دستور کار است و تغییر شیوه آبیاری کشاورزان و سدها و...؛ و وقتی تاکید کردم بر آب شرب  و همان پاسخ ها را دریافت کردم، سری تکان دادم تا جایی که یکی از مدیران کل استانداری حاضر در جلسه، گفت که «این جور که خانم محمدزاده سرش را تکان می دهد مشخص است که راضی نشده». و این عدم رضایت را در یادداشت ها و گزارش های بعدی نیز منتشر کردیم تا شاید مسوولین استان و شهرستان قبل از این که دیر شود، فکری به حال و روز این مردم همیشه صبور کنند.

3. اما مسوولین استان بوشهر، این قدر به معضل آب برازجان رسیدگی نکردند تا به بحران تبدیل شد؛ پس از چندین بار اعتراض پراکنده چند ده نفری درِ فرمانداری و اداره آب شهر و حتی بستن خیابان برای دقایقی، سرانجام طاقت مردم برازجان طاق شد و روز شنبه ـ 16 تیرماه 97 ـ برای ساعاتی در میدان بیمارستان این شهر که میدان اصلی شهر نیز محسوب می شود، جمع شدند و اعتراض کردند و فریاد زدند که آب می خواهند؛ چند هزار شهروند برازجانی که روزهاست آب ندارند، زن و مرد و پیر و جوان و حتی با نوزادان و کودکان خود در این دمای بالای 50 درجه، دور هم جمع شدند و هر چند خیابان و میدان اصلی شهر برای ساعاتی بسته شد، ولی این تحصن و اعتراض بدون خشونت مردم، سرانجام برخی مسوولین از جمله امام جمعه برازجان و برخی مسوولین فرمانداری شهرستان را به میدان آورد، هر چند با اعتراض مردم راهی که آمده بودند را برگشتند! مردم برازجان در کنار اعتراض به بی کفایتی مسوولین و استعفای آن ها، تنها یک چیز می خواستند و فریاد می زدند:

 آب...

آب، این مایه حیات که در کنار هوا، از حقوق اولیه هر انسانی است و این روزها در اثر بی کفایتی و نالایقی مسوولینی که برخی سال هاست در این زمینه مسوولیت داشته و از مشکلات اطلاع دارند و در راستای حل آن قدمی برنداشته اند، از مردم شهر برازجان محروم شده است؛ مسوولین آبی استان بوشهر ـ آب منطقه ای و آب و فاضلاب شهری استان بوشهر ـ که بازمانده دولت دهم هستند و بدون شک از همان زمان نیز می دانستند که یک معضل تبدیل شونده به بحران در پیش دارند، {شاید هم از مشکل اطلاع نداشته اند که در این صورت باید گفت وامصیبتا!} ولی نه برایش فکری کردند و نه راه حلی ارایه دادند و نه حتی عمق فاجعه را گفتند و تنها در سکوتی منفعلانه امورات گذراندند تا به امروز رسیدیم و مردم صبور برازجان را به اعتراضی چند هزار نفری در اصلی ترین نقطه شهر رساندند.

4. حالا هم راه حل هایی فوری و فوتی برای حل این بحران مطرح شده؛ راه هایی که البته هنور اجرایی هم نشده و خود جای بحث بسیار دارند؛ راه کارهایی که هر چند برای کوتاه مدت می تواند «راه حل» باشد و تابستان را به سر رساند، ولی همین راه حل ها خودشان یک معضل دیگر هستند؛ راه حل هایی که از هم اکنون باید به فکر جایگزینی برایشان بود {در آینده پیرامون بحران های این راه حل های مدیریت بحرانی مفصل خواهیم نوشت}؛ راه هایی که اجرایشان در حال حاضر ضروری است ولی اگر بلافاصله جایگزینی برایشان پیدا نشود، دهان باز کرده و کل مردم و منطقه را در خود فرو خواهند برد و از هم اکنون باید برای جلوگیری از رخداد آن، راهکارهایی اندیشید. 

*صاحب امتیاز و مدیرمسوول هفته نامه «به فکرشهر» و پایگاه خبری ـ تحلیلی «فکرشهر»
 

دیدگاه‌ها

جیم

سلام به فکرشهر و درود برقلمی که حرف راست میزند همه ی حرفاتون درسته من با گوش های خودم شنیدم که توی یه همایش که مربوط به بحران آب بود جناب کیقباد یاکیده مدیرعامل شرکت اب و فاضلاب استان بوشهر در خصوص شیرین کردن آب دریا فرمودند اگه خدا می خواست خودش آب دریا رو شیرین می کرد!!

عبدالحسین عبدالهی

سلام. احسنت بر شما , واقعا خوب گفتید.

آمدن گل و رفتن بلبل

آمدن گل و رفتن بلبل آن یکی خر داشت پالانش نبود/ یافت پالان، گرگ خر را در ربود گفت: چند روز ی میشد که آب نداشتیم و منبع خالی بود و آب لوله هم قطع. اگر هم گهگاه برای لحظه ای چکه ای میامد، نمی شد دخیره کنیم. بناچار یک پمپ آب خریدیم که با نصب و لوله ها جمعا هفتصد تومانی هزینه رو دستم گذاشت. حالا دیگه مثل شکارچی ها در کمین آب نشستم و منتظر تا آب که از لوله ها چکه کرد، قطره ها را شکار کنم. آب آمد ولی برق رفت! آمدن گل و رفتن بلبل! آن یکی خر داشت پالانش نبود/ یافت پالان، گرگ خر را در ربود

سلام

سلام

خیال میکردی جاده بخاطر امثال من و تو و

خواب دیدی، خیر باشه! چقدر خوش خیال! پس خیال میکردی جاده بخاطر امثال من و تو و یا دستفروش ها و و کارگر و عمله های محترم بوشهری و مردم « مستضعف» مفلس میسازند؟ جاده را برای آن می سازند تا گنده بازاری ها و حاجی بازاری ها و سرمایه داران و تجار و بازرگانان محترم تهرانی و آذر بایجانی و نمیدونم، سمنانی و بوشهری و ......، محموله های بازرگانی ی و مال التجاره های خود را سریع تر و راحت تر و آسان تر، از گمرکات و بنادر به بازارهای تهران و تبریز و ....، برسانند( ببخشید اگه ادبیاتم خوب نبود و برای کارگرها و عمله ها بحای لقب زحمتکش، پسوند محترم آوردم! آخه لقب نحترن خاص تحار و بازرگانان است و مال آنهاست؛ تحار و بازرگانان محترم؛ نه کمتر؛ بدلیل نادانی نا پرهیزی کردم. پسوند کارگر کلمه « زحمتکش» است و بس! بذای دولتی ها هم باید گفت « دلسوز و خدتگزار ما هم بهمان کلمه ثبور راضی و دلخوشیم/ گر چه با بارک الله گفتن ران کسی کلفت نمیشود(

ناشناس

درود بر شما و شرف و قلمتان

فریدونی

درود و وقت بخیر خدمت سرکار خانم محمدزاده دغدغه سرکارعالی نسبت به بحران آب در دشتستان خصوصا برازجان قابل تحسین است اما مطلبتان را که مطالعه کردم دو مورد قابل ذکر و یادآوری می باشد. 1. در مطلب قید شده " آب شیرین کن شبانکاره" که اینرا اولین بار از سرکار عالی می شنوم و در سابقه اظهارات هیچ مسئولی از شهرستان گرفته تا مرکز استان وجود ندارد. احتمالا  طرح  "آبشیرین کن آبپخش"  با ظرفیت 7500 مترمکعب مراد شما بوده که جانمایی شده و اعتبار احداث آن هم تخصیص یافته است. 2. احداث بزرگراه و اتوبان در استان با توجه به حوادث بیشمار جاده ای و از بین رفتن هم استانی ها نیاز به نظرسنجی از مردم ندارد این مطالبه انباشته شده سالیان دراز  و فراتر از عمر دولت تدبیر است. کیست که نداند تا قبل از احداث اتوبان برازجان - گناوه چه تعداد تصادف منجر به جرح، فوت و معلولیت هم استانی ها خصوصا شهروندان دشتستان شده؟ همین گذر آبپخش به طول 11 کیلومتر از اتوبان ذکر شده که از دولت نهم تا به امروز خاک می خورد و فقط وعده ها به خود دیده و راکد مانده، هیچ می دانید اگر تکمیل می شد الان عمر چند جوان، زن و کودک بی گناه به این دنیا بود و پرپر نمی شدند؟ آمار تصادف همین قطعه و فوتی های ان را می دانید؟ آیا اولویت پروژه ای ملی که توقف آن بازی مستقیم با جان و مال مردم است، کم از معضل آب است و اجرای آن اولویت  ندارد؟ متاسفانه فعلا که هم پروژه های راه و هم آب استان در این دولت به معضل که چه عرض کنم همانطور که خودتان اشاره کرده اید به یک بحران تبدیل شده. عدم تکمیل قطعه باقیمانده اتوبان برازجان - گناوه تهدید و مخاطره جان مردم و عدم رفع بحران آب دشتستان مختل کننده زندگی روزمره مردم است.

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید