سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»/ برداشت نخستین چای ترش جنوب کشور در برازجان

زن کارآفرین دشتستانی و کشاورز نخستین ها: دوست دارم الگوی کشت استان عوض شود + عکس

فکرشهر - اسماء بوستانی: مرضیه صمصامی کشاورز و محقق حوزه کشاورزی است، او از سال ۸۴ تا ۹۰ در شرکت پتروشیمی زاگرس عسلویه مشغول به کار بوده و با تولد فرزندش به شهر خود برگشته، او بعد از برگشتش به خانه به دلیل عشق و علاقه‌ای که به کشاورزی داشته تحقیقاتی در این راستا انجام می‌دهد و کشاورزی را با پشتکار و با حمایت خانواده شروع می‌کند. او برای اولین بار کاشت ذرت رنگی در کشور را انجام داده و در حال حاضر چای ترش را برای اولین بار در جنوب کشور کشت کرده است. گفتگوی فکرشهر با این بانوی موفق دشتستانی را می خوانید.

فکرشهر - اسماء بوستانی: مرضیه صمصامی کشاورز و محقق حوزه کشاورزی است، او از سال ۸۴ تا ۹۰ در شرکت پتروشیمی زاگرس عسلویه مشغول به کار بوده و با تولد فرزندش به شهر خود برگشته، او بعد از برگشتش به خانه به دلیل عشق و علاقه‌ای که به کشاورزی داشته تحقیقاتی در این راستا انجام می‌دهد و کشاورزی را با پشتکار و با حمایت خانواده شروع می‌کند. مرضیه صمصامی، برای اولین بار کاشت ذرت رنگی در کشور را انجام داده و در حال حاضر چای ترش را برای اولین بار در جنوب کشور کشت کرده است. 

فکرشهر: کشاورزی را از کی و کجا شروع کردید؟

از سال ۸۴ تا ۹۰  در عسلویه و در شرکت پتروشیمی زاگرس مشغول به کار بودم،  سال ۹۰ به خاطر تولد فرزندم به خانه برگشتم و نتوانستم شغل خود را ادامه دهم، اما چون نمی‌توانستم بیکار بمانم و آدم خانه‌نشینی نبودم، شروع کردم به تحقیق درحوزه کشاورزی. تا اواخر سال ۹۰ تحقیقات خود را در این حوزه  ادامه دادم؛ اواخر سال ۱۳۹۰ بود که با شوق و علاقه خاصی فعالیت کشاورزی ام را شروع کردم.

فکرشهر: از اواخر سال ۹۰ تاکنون که وارد فعالیت کشاورزی شده اید، چه محصولاتی را کشت کرده اید؟

محصولاتی  که نتیجه کار تحقیقاتی من بوده و برای اولین بار کشت آن ها را شروع کردم، کاشت ذرت رنگی برای اولین بار در کشور، کلم بروکلی برای اولین بار در سطح شهرستان دشتستان و در حال حاضر نیز چای ترش را برای اولین بار در جنوب کشور کشت کرده ام. در کنار  تحقیقاتی که انجام می‌دادم، محصولات گلخانه‌ای صیفی خیار، گوجه و برخی محصولات دیگر نیز کشت می کردم.

فکرشهر: چه شد که به این کار علاقه مند شدید؟

 من کلا به دنبال رویاهایم بودم و هستم. همان طور که از بچگی آرزو داشتم مستقل باشم، جایی دور از خانواده زندگی کنم و روی پای خودم بایستم، سال ۸۴  بیست سال سن داشتم، آن موقع رفتن دخترها به عسلویه خیلی اندک بود، خانواده ام را راضی کردم و به عسلویه رفتم. از همان موقع ها این رویا را در سر می پروراندم  که یک باغ داشته باشم و به کار کشاورزی مشغول شوم؛ به همین خاطر بلافاصله از عسلویه که به منزل برگشتم و کارم را ترک کردم به کار کشاورزی روی آوردم.

فکرشهر: از مشکلات و سختی های کار خود بگویید.

  کشاورزی واقعا شغل و کار سختی است. اگر عشق و علاقه ای نباشد خصوصا، برای خانم ها، به هیچ عنوان در این کار موفق نخواهند شد، اگر بدون عشق و علاقه به این شغل روی بیاورند دوام نمی آورند، چون بیشتر کارها در کشاورزی را باید خودت انجام بدهی، به این صورت نیست که صفر تا صد کار را  به دست کارگر بسپاری؛ خیلی وقت ها خودت باید بوته را بکاری، هرس کنی، برداشت کنی، موقع نیاز کودپاشی انجام دهی، همه این کارها را باید خودت انجام دهی. در گرمای تابستان و هوای شرجی که آفتاب سوزان پوست را کاملا می سوزاند باید به محصولات رسیدگی کرد، در بین محصولات آفت و خار وجود دارد که به دست ها آسیب می رساند، قطعا اگر در انجام کار کشاورزی عشق و علاقه ای وجود نداشته باشد هیچ خانمی نمی‌تواند دوام بیاورد. همان طور که خیلی از بانوان را دیده ام که دانش‌ آموخته رشته کشاورزی هستند اما یک ساعت در آفتاب راه رفتن را دوام نمی آورند، چه برسد که بخواهند در زیر آفتاب به کشاورزی مشغول شوند.

فکرشهر: زمینی که در آن کشت کرده اید متعلق به خودتان است؟

  نه. من زمین کشاورزی خاصی ندارم. اولین بار که شروع به کار کشاورزی کردم، ۳۰۰ متر زمین اجاره و با گلخانه شروع به کار کردم ، بعد از آن این ۳۰۰ متر را به دو هکتار افزایش دادم و فعالیتم را در حوزه کشاورزی ادامه دادم؛ در حال حاضر چای ترش کشت کرده‌ام، زمین از خودم نیست، نه اینکه نتوانسته باشم زمین بخرم؛ به دلیل این که آینده خوبی برای کشاورزی استان نمی‌بینم دوست ندارم زمین کشاورزی داشته باشم. استان ما استان کم آبی است؛ در حال حاضر این زمین که چای ترش در آن کشت کرده ام، متعلق به یکی از دوستان ما به نام حسین امینی است؛ او یکی از باغداران موفق استان بوشهر و آدم خوش ذوق و خوش فکری است؛ این زمین را دوستانه در اختیار ما قرار داده است. وقتی متوجه شد که چنین طرحی در نظر دارم و به کشاورزی علاقه مندم و از نظر فضا به مشکل برخورده ام، آن هم فضایی که از نظر امنیت، در دسترس بودن و شرایط خاص دیگر مطمئن باشد، لطف کردند و این زمین را در اختیار من قرار دادند. در حال حاضر نیز موفق به کشت ۱۲۰۰ بوته چای ترش در مساحت ۵۰۰ متر شده‌ام.

فکرشهر: چرا چای ترش؟ چرا گیاه یا محصول دیگری راانتخاب نکردید؟

کلا دوست دارم به سراغ کارهای جدید و نو بروم؛ کارهایی که بقیه انجام می دهند برایم تکراری است، دوست دارم محصولاتی کشت کنم که برای اولین بار در استان و یا کشور کشت می شوند؛ دوست دارم الگوی کشت استان عوض شود؛ این همه کشاورزها خیار، گوجه، بادمجان و محصولات دیگر تکراری کشت می کنند، بیشتر مزرعه داران با کشت چنین محصولاتی در نهایت ضرر هم می کنند؛ اما من این محصولات را دوست ندارم چون آب زیادی مصرف می کنند و توجیح اقتصادی آنچنانی ندارند. دوست دارم کارهای جدید انجام دهم، خصوصا گیاهان دارویی. استان ما برای تولید گیاهان دارویی با توجه به شرایط آب و هوایی، پتانسیل خیلی خوبی دارد؛ تحقیقات زیادی انجام دادم که دریافتم می‌توان در این منطقه چای ترش کشت کرد، زیرا با آب و هوای ما سازگار است. این گیاه را دو سال به صورت آزمایشی کشت کردم تا اکنون که توانسته ام آن را به محصول نهایی برسانم.

فکرشهر: فروش محصولات شما به چه شکل و در کجاست؟ محصولات خود را چه کار می کنید؟ بستگی به نوع محصولاتم دارد؛ محصولاتم را در بازار عراق، تهران و خود استان به فروش می رسانم. ذرت رنگی را به صورت بذر در سراسر کشور می فروشم؛ چای ترش را نیز در بازار کشورهای حوزه خلیج فارس فروخته ام. بازاریابی چای ترش نیز در کشورهای حوزه و در خود استان انجام داده ام.

فکرشهر: فواید چای ترش چیست؟

 اصلی ترین فایده چای‌ترش، خون سازی آن است. برعکس بقیه چای‌هایی که استفاده آن برای افراد کم خون توصیه نمی شود، این چای خون ساز است و خاصیت زیادی دارد. این گیاه تنظیم کننده فشار خون است؛ افرادی که دارای فشارخون بالا هستند می توانند جهت تنظیم کردن فشار خون خود از چای ترش استفاده کنند.

فکرشهر: از شروع کشت چای ترش تا برداشت این محصول چه کسانی شما را همراهی کردند و از چند کارگر تاکنون استفاده کرده‌اید؟

 کارگر فصلی زیاد داشته ام، بستگی به شرایط کار دارد؛ زمانی که می‌خواستیم پشت بندی زمین را انجام دهیم به سه کارگر فصلی نیاز داشتم، برای ساماندهی آبیاری و قطره ای کردن از چهار کارگر استفاده کردم؛ برای هرس و فعالیت‌های دیگر این محصول نیز به کارگر نیاز داشتم اما در حال حاضر نیازی به کارگر ندارم، برای برداشت محصول از ۵ تا ۶ کارگر استفاده می کنم، در طی کشت و پرورش این گیاه، همسرم و اقای امینی بسیار به من کمک کردند.

فکرشهر: برداشت این محصول به چه صورت است و هر چند وقت یک بار برداشت انجام می شود؟

اواخر مردادماه 97 این محصول را زیر کشت بردم، سه ماه بعد از آن اولین برداشت را انجام دادم؛ این محصول هر وقت به مرحله برداشت برسد، هر دو هفته یک بار می شود از آن برداشت کرد؛ در حال حاضر نیز هر دو هفته یک بار از این گیاه برداشت می‌شود. این گیاه تا آخر بهمن ماه مقاومت می‌کند که اگر به گیاه رسیدگی شود و خوب مواظبت و نگهداری شود تا اواخر فروردین ماه نیز می توان از آن برداشت کرد.

فکرشهر: همسرتان با کشاورزی شما مخالفتی ندارد؟

 همسرم کاملا موافق کار من است. هیچ گونه ممانعتی در این راستا ندارد و مشتاق است.

فکرشهر: خانواده چه نقشی در موفقیتتان داشته اند؟ 

خانواده ام نقش بسزایی در موفقیت من داشته‌اند. در همان سال ۸۴ که به بهانه مستقل شدن راهی عسلویه شدم اگر رضایت پدر و برادران مرحومم نبود، نمی‌توانستم موفقیت کنونی ام را کسب کنم. این طور نیست که یک دفعه کشاورز یا کارآفرین موفقی شده ام؛ طی شش سالی که در پتروشیمی زاگرس عسلویه کار کردم، پخته، سخت و محکم شدم؛ این شش سال فعالیت من را آب دیده کرد و توانستم در کشاورزی دوام بیاورم. در مرحله اول پدر و برادرهایم و همراهی خواهرانم و بعد از ازدواج نیز همسر و خانواده همسرم پشتوانه من بودند. اگر خانواده همسرم از دخترم نگهداری نمی کردند، نمی توانستم با خیال راحت به فعالیتم ادامه دهم. همسرم اگر مخالفتی داشت و مرا همراهی نمی‌کرد، نمی توانستم موفق شوم. پس همه موفقیت هایم را مدیون خانواده ام، همسرم و خانواده همسرم هستم.

فکرشهر: نگاه جامعه به شما به عنوان یک زن کشاورز و کارآفرین نمونه چیست ؟

یادم است در سال‌های اول که کشاورزی را شروع کرده بودم به هر کشاورزی می گفتم می‌خواهم کشاورزی را شروع کنم، جبهه و گارد می‌گرفتند و می‌گفتند تو نمی توانی. به خاطر جثه ریزی که داشتم فکر می‌کردند از پس این کار برنمی آیم، می‌گفتند این کار، کار یک زن نیست. به همین دلیل قبول نمی‌کردند که به من زمین اجاره بدهند و دوست نداشتند که یک خانم وارد کارشان شود آن هم به این وسعت. یادم می‌آید اولین بار که به جهاد کشاورزی رفتم به آنها گفتم که دارم کار کشاورزی انجام می دهم و گلخانه اجاره کرده ام، به هیچ عنوان من را جدی نگرفتند؛ فکر می کردند نمی توانم مداوم ادامه دهم و دلسرد می شوم، اما زمانی که محصولات من به دست آمد و کار من را دیدند که مداوم و مستمر است متوجه شدند که اینطور نیست، از آن پس بود که من توانایی خود را به آن ها ثابت کردم، اما در حال حاضر نیز افرادی هستند که قبول ندارند و باور نمی کنند که بتوانم کشاورزی را ادامه دهم، اکنون دید مردم نسبت به قبل خیلی بهتر شده، به صورتی که بعضی از خانم ها و آقایان با وجودی که موفقیتم را قبول ندارند، مرا تشویق می‌کنند و می‌گویند ادامه بده.

فکرشهر: تصمیم شما برای آینده چیست؟ آیا میخواهید کشاورزی را ادامه بدهید؟

برنامه ام برای آینده، کشت عمده تر چای ترش در مساحت بیشتر است. در حال حاضر می خواهم علف لیمو را برای اولین بار در سطح استان زیر کشت ببرم؛ دوست دارم در آینده به سمت تولید و کاشت گیاهان دارویی بروم، چرا که حال من با هیچ چیز جز کار کشاورزی خوب نمی‌شود؛ کار کشاورزی را سعی می کنم حتی به صورت محدود در کنار کارهایم داشته باشم .

فکرشهر: صحبت پایانی؟

 از مجموعه وزین «فکرشهر» که وقت خود را صرف مصاحبه و گفت وگو با من کردند سپاسگزارم. در اینجا از خانواده خودم، خانواده همسرم، آقای امینی و همسرم که پا به پای من تلاش کردند و زحمت کشیدند کمال تشکر و قدردانی دارم. امیدوارم روزی بتوانیم کشت استان را به سمت کشت های نو ببریم و از ظرفیت های کشاورزی استان، خصوصا دشتستان، نهایت استفاده برده شود. امید دارم جهاد کشاورزی شهرستان دشتستان در آینده همکاری بیشتری با ما داشته باشد. از جهاد کشاورزی استان بوشهر نیز کمال تشکر و قدردانی را برای همکاری هایی که با من داشته اند، دارم.

گزارش تصویری برداشت نخستین چای ترش جنوب کشور در برازجان (اینجا)

 

دیدگاه‌ها

سیدحمید رضاحسینی

بسیار،بسیار گزارش نو،خوب و جالبی بود.دست پریزاد(آ غا!!!گزارش خوب،خوبه دیگه!هرچندخیلی از اوقات هم انتقادکردم) موفق باشید

خاک نفرین شده!

       مگر این خاک لعنتی فضای نسبز پر حاشیه نفرین شده است یا سمی و شیمیایی و زهرآلود، یا طلسم زده و یا دوزخی و یا تربت شیطان است که زمینش عقیم و نازاست؟!   در حالیکه با این باران های پیاپی و پر برکت اخیر زمین شوره هم سنبل بر میارد و از زیر سنگ هم علف سر زذه است     و در حالیکه در حاشیه های کریه المنظر و تهوع آور و پر کلوخ و سنگلاخ آن ، از زیر سنگ و کلوخ و پاره تخته و حلبی زنگ خورده و پارچه پوسیده و کهنه پارچه و لاستیک فرسوده و تیکه پاره  این فضای خاکی و لوت،  سبزه دمیده ، این خاک سترون حوانه ای هم بخود ندیده و خاری هم در آن نرسته است.  اینستفضای سبز بهارستان!  

ناشناس

 سلام می خواهم درباره مشکلاتشهروروستارا در مورد اين همه حرف مفت و به این نتیجه رسید که اگر به جای این حرفها را به عنوان یکی از مطالبات مهم فکری و عملی بسیاری را به صورت مستقیم با این حال در مورد گرفتاری

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید