سر خط خبرها:
پس از انتشار گفت و گوی «فکرشهر» با نائب قهرمان شطرنج آسیا انجام شد

دیدار شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر برازجان با «مجید باقری» + تصاویر

فکرشهر: پس از انتشار گفت و گوی «فکرشهر» با «مجید باقری»، دارنده مقام نائب قهرمانی مسابقات پارآسیایی جاکارتای اندونزی 2018 در رشته شطرنج و چندین مقام ملی و بین المللی دیگر و اشاره وی به این نکته که «با وجود استقبال باشکوه در کشور و استان، مسوولین ورزش دشتستان حتی مرا نمی شناسند و...

فکرشهر: پس از انتشار گفت و گوی «فکرشهر» با «مجید باقری»، دارنده مقام نائب قهرمانی مسابقات پارآسیایی جاکارتای اندونزی 2018 در رشته شطرنج و چندین مقام ملی و بین المللی دیگر و اشاره وی به این نکته که «با وجود استقبال باشکوه در کشور و استان، مسوولین ورزش دشتستان حتی مرا نمی شناسند و در فرودگاه، هیچ استقبالی از من صورت نگرفت»، شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر برازجان بر آن شدند تا ضمن دیدار با این ورزشکار قهرمان دشتستانی، از وی تقدیر نمایند.

به گزارش فکرشهر، در همین راستا، پنج شنبه شب ـ 8 آذرماه 97 ـ شهردار برازجان به همراه چند نفر از اعضای شورای اسلامی شهر و رییس اداره فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری، با حضور در منزل مجید باقری، از سخت كوشی و پشتكار اين جوان برازجانی تجليل كردند و پای درد دل های او نشسته و از مشکلات شخصی و ورزشی وی، مطلع شدند.

شهردار برازجان در این دیدار، کسب نشان نقره مجید باقری در مسابقات جاکارتا را تبریک و تهنیت گفت و موفقیت بیشتر وی و جامعه ورزشی شهر را آرزو کرد.

محمدحسن محمدی افزود: یک سری برنامه های فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و هنری از سوی اداره فرهنگی شهرداری  در سطح شهر انجام شده و تجلیل از مدال آوران نیز در دستور کار ما بوده و است.

وی با اشاره به مشکلات موجود در ورزش، به خصوص ورزش نابینایان و کم بینایان که مجید باقری نیز یکی از این ورزشکاران است، اضافه کرد: در حد توان با همکاری شورای اسلامی شهر، مشکلات شما عزیزان را پیگیری خواهیم کرد.

به گزارش «فکرشهر»، در پایان این نشست، به رسم یادبود، هدایایی از سوی شهرداری و شورای اسلامی شهر برازجان به «مجید باقری»، این قهرمان معلول دشتستان، که از سوی مسوولین ورزشی شهرستان مورد بی توجهی قرار گرفته شده بود، اهدا شد.

 

 

 

دیدگاه‌ها

روزی که ظاهرا در نشریات محلی ما هیچ به آن پرذاخته نشد

  در زیر نم نم باران صبحگاهی به هوای قدم زدن در زیر باران و ورزش پیاده روی در آن بامداد دل انگیز از خانه خارج شدم. هوای فرحبخش بامدادی شوق رفتن به دورتر را در من زنده کرد.    وقتی دورتر ها به پارک محله ای رسیدم باران تند تر شده بود و داشتم خیس میشدم. نوشیدن آب زیاد و چای ضبحانه همراه با فعالیت ورزشی و قدم زدن طولانی کار خودش را کرد و به مثانه ام فشار میامد. با عجله و شتاب  بدنبال دستشوئی گشتم. گوشه دنجی ته پارک ساختمان کوچکی دیدم.  بنظرم آمد پیدایش کرده ام. زیر زمینی بود. چندین پله دراز را هول هولکی رو به پائین پیمودم تا به در اتاقک رسیدم در بسته بود و انگار دستگیره نداشت. در را هل دادم باز نشد. در حالیکه بخود میپیچیدم با تنه به در کوبیدم باز هم از حا حم نحورد.  دیدم در قفل و زنگ زده و  و جام شده بود! بیقرار و بیتاب نگاهی به اینطرف و آنطرف انداختم متوحه شدم عوضی و اشتباهی آمده ام و دستشوئی أقایان پشت همین دستشوئی است با دستپاچگی پله را رو به بالا پیمودم . آن دیگری هم زیر زمین بود. دو باره پله ها را رو به پائین دو تا یکی و سه تا یکی طی کردم تا به خانه امید رسیدم! آن یکی هم درش  قفل و زنگ زده و جام شده بود و تار عنکبوت دورش زده بود ؛ عین دروازه قصر متروکه و دور افتاده جادو افسانه دختر شاه پریان که سالیان سال هیچ چنبنده ای به آن سر نزده باشد!    کاملا مستاصل شده بودم و باران هم شر شر میبارید. خوشبختانه همانحا پائین پله ها دهانه چاهی بود؛ چاه فاضلاب که آب باران از همانجا به پائین میرف!    تازه آنوقت بود که دلیل و معنی نوزده دسامبر را فهمیدم ؛ نوزده دسامبر  روز حهانی توالت. روزی که ظاهرا در نشریات محلی ما هیچ به آن پرذاخته نشد و اهمیت این روز بیان نشد ( دنباله دارد) قسمت اول 

فکرشهر

باسلام. فکرشهر قبلا به این موضوع پرداخته است. متن را می توانید در لینک زیر مشاهده فرمایید         http://www.fekrshahr.ir/node/29594

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید