سر خط خبرها:
پیگیری اختصاصی «فکرشهر» از یک سوژه؛

خانه جوانی که میان کشمکش ها پیر شد

فکرشهر ـ الهام راسخی: در زمانی که هنوز جوان ها رنگ روی جوانی داشتند و هنوز مشکلات اجتماعی و اقتصادی از سرو کولشان بالا نرفته بود و می شد جوانی کرد، در دولت اصلاحات سید محمد خاتمی، خانه های جوان شکل گرفت؛ مکان هایی برای گفت و گو، تعامل و هم اندیشی جوان هایی که هرچند بی تجربه باشند، اما قطعا ذهن روشن و فعالی خواهند داشت. همانطور که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید:«جوانان را به مباحثه و مناظره، میانسالان را به اندیشیدن و پیران را به سکوت فرمان دهید»؛ اما سرنوشت خانه جوان برازجان، مانند خود جوان ها گرفتار طوفان های سیاسی و اجتماعی پیچیده ای شد که با گذشت 14 سال از پایان دولت اصلاحات، هنوز هم، رنگ جوانان را به خود ندیده است...

فکرشهر ـ الهام راسخی: در زمانی که هنوز جوان ها رنگ روی جوانی داشتند و هنوز مشکلات اجتماعی و اقتصادی از سرو کولشان بالا نرفته بود و می شد جوانی کرد، در دولت اصلاحات سید محمد خاتمی، خانه های جوان شکل گرفت؛ مکان هایی برای گفت و گو، تعامل و هم اندیشی جوان هایی که هرچند بی تجربه باشند، اما قطعا ذهن روشن و فعالی خواهند داشت. همانطور که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید:«جوانان را به مباحثه و مناظره، میانسالان را به اندیشیدن و پیران را به سکوت فرمان دهید»؛ اما سرنوشت خانه جوان برازجان، مانند خود جوان ها گرفتار طوفان های سیاسی و اجتماعی پیچیده ای شد که با گذشت 14 سال از پایان دولت اصلاحات، هنوز هم، رنگ جوانان را به خود ندیده است. 

به گزارش «فکرشهر»، همه این ها در حالی است که 21 بهمن ماه 1396، شورای شهر برازجان که این خانه جوان را در اختیار گرفته بود، آن را به اداره ورزش و جوانان تحویل داده بود و این اداره هم قرار بود خیلی زود آن را آماده کند؛ ولی با گذشت بیش از 10 ماه از ان تاریخ و با وجود وعده و اولتیماتوم 50 روزه فرمانداری به رییس ورزش و جوانان دشتستان در ابتدای شهریورماه 97 برای تکمیل این خانه و تحویلش به سازمان های مردم نهاد و جوانان، هنوز خبری از افتتاح یا ساماندهی این خانه نیست.

در همین راستا با «محمد آقایان حسینی»، مشاور فرماندار دشتستان در امور جوانان که دکترای حقوق نیز دارد و خود یک جوان فعال سیاسی و اجتماعی است، به گفت و گو نشستیم.

فکرشهر: جناب آقایان حسینی، خانه های جوان با چه هدف و از چه زمانی ساخته شدند؟ لطفا توضیح مختصری دراین باره بدهید؟ و بفرمایید چرا این خانه از ابتدا در اختیار جوانان برازجانی قرار نگرفت؟

ایجاد خانه های جوان تقریبا به اواسط دولت دوم آقای خاتمی می رسد. در آن بازه زمانی به واسطه اینکه کنش های مربوط به حوزه جوانان و سازمان های مردم نهاد تحت عنوان ان جی او ها، در چارچوب و محیط تعریف شده ای اتفاق بیفتد و تشکل های مدنی در جهت تحقق جامعه مدنی باشند، قوانین مربوط به تشکل های مدنی و به تعبیر امروزی سمن ها را ایجاد کردند و از آن طرف، تلاش شد مکان هایی هم برای فعالیت آنها به وجود بیاید. یکی از این اقدامات، ایجاد خانه های جوان بود که در سراسر کشور دولت با همکاری شهرداری ها و گاهی نهادهای دیگر، بودجه و اعتبار می گذاشت. اعیان و هزینه های مربوط به ساختمان و غیره را دولت می پرداخت و زمین را از شهرداری ها می گرفتند. در استان ما این اتفاق افتاد؛ به این شکل که هزینه های احداث به عهده دولت بود و هزینه های زمین و عرصه توسط شهرداری ها پرداخت می شد. در استان بوشهر به واسطه پارس جنوبی و مجموعه صنعتی حوزه نفت و گاز، هزینه های مربوط به احداث خانه های جوان از آنجا پرداخت شد. عملا این اتفاق افتاد اما به واسطه اینکه زمان بهربرداری از این ساختمان ها با دولتی ـ دولت های 9 و 10ـ بود که نگاه مثبتی به جامعه مدنی و مشارکت های سمن ها نداشت، عملا نه تنها خانه های جوان بلااستفاده مانند، بلکه خود سمن ها و امکان فعالیت آنها هم در محاق فرو رفت. حتی بعدها که برای احیا و تشویق سمن ها در دولت یازدهم فرصت پیدا کردیم، متوجه شدیم که حتی به سمن های حوزه های قرآنی، نهج البلاغه و حوزه ترویج اندیشه های دینی هم مجوز فعالیت داده نمی شد یا مجوزهایشان تمدید نمی شد. متاسفانه در دولت های نهم و دهم، یک دید بدی نسبت به سمن ها وجود داشت. در شهرهای مختلف استان، این خانه های جوان به وجود آمده بود و به اصطلاح عامیانه در هر شهری، هر کس زرنگ تر بود، این خانه ها را گرفت و برای منظورهایی که مورد نظر خودش بود، مورد استفاده قرار داد. در شهر ما عملا چون عرصه متعلق به شهرداری بود، خانه در دست شهرداری قرار داشت. مدتی تبدیل به انبار وسایل مربوط یادواره های شهدا شد. با اینکه تابلو این ساختمان نصب شده بود و خیلی بزرگ نوشته شده بود «خانه جوان»، اما تا به حال و با وجود اینکه 14 سال از بهره برداری این ساختمان می گذرد، دریغ از اینکه جوانان ثانیه ای از این ساختمان استفاده کرده باشند. این ساختمانی که دولت اصلاحات برای استفاده جوان ها به وجود آورد، متاسفانه به دلایل مختلف، در زمان های مختلف، امکان استفاده جوان ها از آن به وجود نیامد. بلافاصله بعد از اینکه من این افتخار را پیدا کردم که رابط بین دولت یازدهم و نهادهای مدنی باشم؛ چون اعتقاد داشتیم حضور جوان ها در حوزه های ورزشی و حوزه های هنری، گفت و گوهای اجتماعی، علمی و دانشجویی و.. می تواند اثر بسیار گرانبهایی برای توسعه اجتماعی شهرستان و کشور داشته باشد؛ اینکه جوان ها و سمن ها مکانی را در اختیار داشته باشند برای اینکه بتوانند نشست ها، جلسه ها و برخی از برنامه هایشان را در آنجا اجرا کنند، درک کردیم و با شیوه فوق العاده آرام و بی حاشیه ای شروع به مذاکره با شهرداری و شورای شهر وقت (شورای چهارم) شد. به آن ها گفته شد با توجه به اینکه اسناد و مدارک دال بر هدف اساسی ایجاد این ساختمان و استفاده جوان های شهر و نهادهای مدنی از آن وجود دارد، شما این خانه را در اختیار جوان ها و نهاد های مدنی قرار بدهید.

متاسفانه علی رغم اینکه به نوعی از قبل به واسطه تابلویی که بالای این ساختمان نصب بود و بعدها درش آوردند و موید کاربری و کار ویژه احداث این ساختمان، یعنی خانه جوان بود و هم به واسطه اینکه یک سری اسناد در اختیار بود که مربوط به آن خانه می شد، همت لازم در شورای شهر چهارم ایجاد نشد که ساختمان در اختیار جوان ها قرار داده شود. ناگفته نماند که این تلاش برای به استفاده درآوردن جوان ها از خانه های جوان را، از شورای چهارم شروع نکرده بودیم. من به شخصه در دولت نهم و دهم هم تلاش خودم را کردم. حتی چندین بار به یکی از اعضای شورای شهر که ارتباط نزدیکی با ایشان ـ آقای دهقان ـ داشتم عرض کردم و ایشان هم مایل بودند که این اتفاق بیفتد، اما آن موقع هم به نتیجه نرسیدیدم؛ تا شورای چهارم که به واسطه اینکه مکانی نداشتند، رفتند در این ساختمان مستقر شدند. با دوستان شورای چهارم و هر کدام که رئیس می شد، وارد گفت وگو می شدیم و تلاش می کردیم دوستانه این موضوع را حل کنیم و از طرق قانونی، بدون جنجال، بدون حاشیه و بدون اینکه موضوع بخواهد به فضای مجازی و رسانه ها کشیده شود، خیلی معقول ماجرا را حل کنیم، اما متاسفانه تلاش ما به نتیجه نمی رسید، علی رغم اینکه پاسخ مثبتی از روسای دوره ای شورای شهر دریافت می شد. به نوعی این تفکر برایشان، جا افتاده بود که اگر این ساختمان به حوزه جوانان داده شود، یک افت پرستیژ برای شورای شهر خواهد بود. در واقع این تلقی برایشان به وجود آمده بود که ما بایستی مقتدرانه جلوی فرمانداری بایستیم تا این ساختمان را از دست ندهیم. اما این ایستادگی جلوی فرمانداری یا دولت نبود، آنها حتی اسناد مربوطه به تفاهمات میان دولت و شهرداری را ارائه نکردند و شهرداری برازجان حاضر نشد آن ها را به ما بدهد و ما مجبور شدیم از طریق آقای «هوشنگ صمصامی» و سازمان همیاری های شهرداری استان، بخشی از اسناد و مدارک را تهیه کنیم. حتی اگر ساختمان نه متعلق به دولت و کاملا متعلق به شهرداری بود نیز فلسفه ایجاد این ساختمان، ایجاد یک بستر مناسب برای فعالیت های قانونمند جوانان و نهادهای مدنی در شهر برازجان بود و به صرف همین اقتضا، آنها می بایست این ساختمان را در اختیار جوان ها و فعالین مدنی می گذاشتند؛ اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد و حتی به خاطر جوان های شهر هم حاضر نشدند از این ساختمان دست بردارند.

ماجرا به جایی کشید که فعالان مدنی با نگاه های سیاسی مختلف گفتند این اتفاقی که دارد می افتد و کاری را که شهرداری می کند، ضررش را جوان های شهر دارند می بینند و اگر می بینید که به طرق مسالمت آمیز نمی شود این ماجرا را حل کنید، ما در فضای عمومی این قضیه را علیه آن ها مطرح می کنیم و آنها را به چالش می کشیم. من با این موضوع موافقت نکردم. علتش هم این بود که گفتم اگر فضای اینچنینی شکل بگیرد، دوستان به لج بازی می افتند و موضوعی که قرار است به نفع مردم تمام شود، به یک جنجال تبدیل می شود. محیط شهر در رابطه با شورای چهارم در کل آرام نبود و بهتر بود که ما دیگر جنجال دیگری نداشته باشیم.

فکرشهر: در این مدت، سمن ها و جوانان، جلسات را کجا برگزار می کردند؟

به واسطه اینکه مکانی را نداشتیم، گاهی از سالن ها و دفاتر فرمانداری استفاده می کردیم. گاهی معاون سیاسی اتاق خودش را در اختیار ما قرار می داد. اداره کتابخانه های شهرستان همکاری فوق العاده خوبی کرد. دانشگاه پیام نور همکاری خوبی کرد و گاهی حتی در پارک ها جلسات را برگزار می کردیم چون جای مناسبی نبود. خود سمن ها گاهی معترض می شدند که ما به خاطر غیردولتی بودن چرا باید بیاییم در فرمانداری یا نهادهای دولتی جلساتمان را برگزار کنیم. ما پیمانکار سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی دولت نیستیم. من پاسخ می دادم دولت به ما دستور نمی دهد، ما فقط داریم از یک مکان دولتی به نفع منافع عمومی استفاده می کنیم.

فکرشهر: عجب. آقای دکتر، چگونه توانستید خانه را از شورای شهر پس بگیرید؟

 اسفند 95 بود که در این فضا جلسه ای گرفته شد و در آنجا یک سری فعالان مدنی را به دعوت استاندار وقت، دعوت گرفتم که از اعضای فعلی شورای شهر برازجان هم هستند و هر آنچه را که توسط فعالان مدنی مطرح نشد، از جمله قضیه همین خانه جوان را خودم مطرح کردم. رئیس وقت شورای شهر برازجان در یک واکنش محیرالعقول خطاب به من شعری را خواندند که:«شیخا تو هر آنچه گفتی هستم/ آیا تو چنان که می نمایی هستی؟» و گفت شما کار سیاسی دارید می کنید؛ زد روی میز و گفت: «من هم نمی دم». یعنی ساختمان را به ما نمی دهد. من هنوز هم توجه نشدم این ماجرا چه ربطی به سیاست داشت!! اگر قرار بود سیاسی بشود که ما می توانستیم در این موضوع خیلی سیاسی ورود پیدا کنیم. اصلا اینکار را نکردیم. می توانستیم بدون ورود خودمان، آن را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم یا حداقل مانع جنجال اجتماعی بر سر موضوع نشویم. اما اینکار را نکردیم و خواستیم ماجرا به صلح و دوستی انجام شود. متاسفانه با اینکه دوستان در شورای قبل خودشان داعیه فعالیت مدنی داشتند، اما همتی برای این قضیه نداشتند و گفتند که «من نمی دم»! یعنی در واقع انگار این موضوع جزو اختیارات شخصی یک فرد است که ایشان می تواند به دلایلی که به قول خوشان حتی اگر فرض کنیم سیاسی باشد آن را در اختیار جوان ها نگذارد. 

فکرشهر:علتش چه بود؟ چرا واقعا ساختمان را نمی دادند؟

ابتدا می گفتند ما برای جوان ها یک ساختمانی اجاره می کنیم، اما این کار را هم نکردند؛ نکته دیگر این بود که معتقد بودند شورای شهر باید یک جای مناسبی، در دسترس مردم باشد و اتفاقا آنجا جای مناسبی نبوده و نیست. در پشت تمام این حرف ها یک چیز بیشتر نبود؛ شورای شهر احساسش این بود که جایش را ازش می گیرند، یعنی آنچه که از صحبت های دوستان در جلسه برداشت می شد، این بود. البته یک حرف منطقی هم آن میان گفته شد. موضع بعضی از اعضای شورای شهر مثل آقای کفاش، اسماعیلی و گرمسیری این بود که اگر اسناد و مدارکی دال بر مالکیت دولت در این ماجرا وجود دارد، ما مشکلی نداریم؛ منطقی است و ساختمان تحویل داده می شود. اما آنها همکاری نمی کردند و اسناد و مدارک که قطعا در شهرداری بود، تحویل داده نشد. هنوز هم از شهرداری تحویل داده نشده است. خانه جوان تمام استان را تحویل داده بودند و تنها جایی که تحویل نمی داد، شورای شهر برازجان بود. وقتی ما با چنین فضایی که فضای همکاری و تعامل نبود مواجه شدیم، به طرق قانونی دیگری متوسل شدیم. سازمان ورزش و جوانان اقامه دعوا کرد و به اسناد قانونی حکم را گرفت و ثابت شد که در این مدت خانه جوان را باید شورای شهر تحویل می داده است. متاسفانه حتی بعد از گرفتن حکم، شورای شهر دوباره متوسل به تجدید نظر شدند، اما دوباره حکم تایید شد و با این حال، حتی دوستانی که می گفتند اگر به طرق قانونی مشخص شود این مکان متعلق به خانه جوان است، ما حرفی نداریم، می گفتند شما بگذارید تا دوره ما تمام شود، بعد این قضیه را علنی کنید. متاسفانه بعد از اینکه حکم گرفته شد، ساختمان واقعا به جهات مختلف آسیب دیده بود و فوق العاده کثیف بود. به همین خاطر فرماندار بودجه ای گذاشتند که حداقل بشود آنجا را برای استفاده معمولی آماده کرد. ساختمان خانه جوان، بعد از این تلاش چندساله برای گرفتن حق سمن ها و جوان ها در حال آماده شدن برای تحویل است.

فکرشهر: چرا اداره ورزش و جوانان اقامه دعوا کرد؟

در گذشته خانه جوان توسط سازمان ملی جوانان که الان در تربیت بدنی و ورزش و جوانان ادغام شده است، اداره می شد. الان هم سند به نام ورزش و جوانان خورده است. در گذشته مجوز سمن ها را ورزش و جوانان، بهزیستی و هلال احمر می داد، اما الان بیشترین حجم فعالیت های مدنی دارد به وسیله سمن هایی انجام می شود که زیرمجموعه وزارت کشور ثبت می شوند؛ لذا بایستی در شیوه اداره این خانه به نحوی عمل شود که طبیعتا خود جوان ها و سمن ها در اداره آن نقش داشته باشند. خانه های جوان در واقع برای جوانهاییست که در قالب فعالیت های قانونی که به آنها می گوییم «سمن» ها یا سازمان های مردم نهاد فعالیت می کنند. ان جی او ها هم صرفا ان جی او های زیرمجموعه ورزش و جوانان نیستند؛ لذا این تعبیر نباید بشود که چون خانه جوان بوده، پس باید صرفا به سمن های ورزش و جوانان اختصاص داده شود. 

فکرشهر: آقای کمارج در این باره به خبرنگار ما گفته اند که وقتی خانه جوان تکمیل شد ما آن را در اختیار سمن های ورزش و جوانان می گذاریم و بعد که خبرنگار «فکرشهر» پرسیده بود پس بقیه سمن ها چه؟ گفته بودند می گذایم آنها هم یک استفاده ای بکنند. شاید یکی از مشکلات این است که دولت خانه جوان را بدنه و زیرمجموعه ورزش و جوانان کرد. الان ورزش و جوانان با سایر سمن ها همکاری می کند؟ چه تضمینی وجود دارد که سال های بعد دوباره همان موضوعی که با شورای شهر به وجود آمده بود، با ورزش و جوانان به وجود نیاید؟!

طبیعتا استفاده مناسب از چنین مکانی، تابع تعامل است. یعنی تعامل بین دستگاه ها. ما انتظار نداریم و مطمئن هستیم که ورزش و جوانان، نوع تعاملش با فرمانداری و وزارت کشور از نوع شورای چهارم شهر نیست. مطمئنیم درک متقابل  وهمکاری شکل خواهد گرفت و همه سمن ها، از جمله سمن های بهزیستی بتوانند بیشترین بهره را ببرند. در چند سال گذشته هر آنچه توانسته ایم در حمایت از سمن های ورزش و جوانان انجام داده ایم و نگاه نکرده ایم که این سمن متعلق و زیرمجموعه ی کدام وزارت خانه است؛ اصلا این موضوع مهم نیست. مهم این است که یک عده جوان و غیر جوان در حوزه سمن ها دارند شهر را به منافعی می رسانند؛ بنابراین باید شرایط برای فعالیت شان مهیا باشد. مطمئنیم این تعامل برقرار خواهد شد که فرصت منصفانه استفاده از این ساختمان و امکانات مربوط به آن برای همه جوان هایی که دل در گرو پیشرفت، توسعه و نشاط این شهر دارند، برسد و همچین سمن هایی که فعالیت دارند. نکته دیگر که من از برخی دوستان دیدم که می گفتند نحوه اداره خانه جوان به شکل فلان باشد، طبیعتا با ورزش و جوانان این تعامل وجود خواهد داشت که نحوه اداره خانه ی جوان به نحوی باشد که یک تعامل کاملا سازنده، دوستانه و معطوف به نتیجه و خدمت اتفاق بیفتد نه این که بخواهد به نحوی باشد که این وزرات خانه بخواهد برای آن وزارت خانه تعیین تکلیف کند؛ مدیریت ارشد شهرستان اعتقادشان بر این است که نحوه اداره به تعامل فکری با خود سمن ها برسد و قرار است جلسه ای برگزار شود و از خود سمن ها در نحوه اداره این مجموعه مشورت خواهیم گرفت. از این بابت همه جوان ها و همه سمن ها خیالشان راحت باشد که ورزش و جوانان و همه یک هدف دارند و بهترین اتفاقی که می تواند این وسط بیفتد، وجود یک سازوکار مدیریتی برای خانه جوان است که بیش ترین نفع را به همه فعالان حوزه سمن ها و حوزه های ورزشی و هنری برساند. با تعامل و رویکرد سازنده تعامل لازم را با رئیس مجموعه فعلی ورزش و جوانان آقای کمارج و بدنه آن اداره انجام داده ایم؛ مهم ترین مساله این است که استفاده از این ساختمان به نحو منصفانه ای در اختیار همه نهادها و سمن های قانونی و مجوز دار و گروه های دلسوز برای پیشبرد منافع عمومی شهر قرار گیرد.

فکرشهر: علی رغم اینکه تضمینی نیست، اما امیدواریم این اتفاق بیفتد.

طبیعتا فضای سیاسی کشور عوض می شود و اراده وزارت خانه ها از جمله ورزش و جوانان در نحوه اداره ی خانه جوان ها نقش دارد و هیچ تضمینی نیست؛ اما ما تلاشمان این است و از ابتدای دولت یازدهم هم تلاشمان این بود که سوای مجادلات سیاسی، فضایی ایجاد کنیم که یک جوان با نگاه متفاوت سیاسی با این دولت هم بتواند از منافع فعالیت مدنی استفاده کند و از این فرصت برای خدمت کردن به جامعه استفاده کند؛ اما یک نکته مثبت به وجود آمده است که دیگر شورای شهر و شهرداری و نهادهای غیر از مجموعه ورزش و جوانان نمی توانند ادعای این ساختمان را بکنند و لزوما این ساختمان چه برای سمن ها و جوانان، چه صرفا برای ورزش، اختصاص داده خواهد شد و این نکته بسیار مثبتی است؛ چون بحث حقوقی اش در فضای ابهام قرار ندارد و حل شده است.

فکرشهر: فرماندار گفتند که می خواهند ساختمان را بزرگ تر کنند. می خواهم بپرسم آیا این اتفاق افتاده؟ بودجه ای برایش در نظر گرفته اند؟

دو تا بحث شکل گرفت. فرماندار از بخشی از سمن ها مشورت گرفت و گفت که ما یک ساختمان جدید احداث کنیم یا همین ساختمان را توسعه بدهیم؟ اگر می خواستیم ساختمان جدید بسازیم هزینه ها خیلی بالا می رفت، منطقی نبود و معلوم نبود کی این ماجرا تمام می شود. راه دوم این بود که همین ساختمان موجود توسعه داده شود و قسمتی از دیوار تخریب شود و ادامه داده شود. بررسی هم انجام شد که این کار قابل انجام است اما اینکه وضعیت بودجه ای کی اجازه این را بدهد، باید یک مقدار منتظر بمانیم. ما فعلا استفاده از ساختمان را بیش از این به صلاح نمی بینیم که به تعویق بیندازیم. توسعه آن باشد مرحله بعد. 

فکرشهر: با این روندی که پیش می رود و وعده های داده شده، بفرمایید این ساختمان کی افتتاح می شود؟

شهریور برنامه بود که این ساختمان تحویل داده شود، ولی خب وقتی از ساختمان بازدید کردیم متوجه شدیم که بسیار وضعیت بدی دارد. حتی کلید و پریزها، سیم های برق و سینک دستشویی را هم برده بودند. برق کشی وضعیت نامناسبی داشت. اینکه آنجا چه اتفاقی افتاده است را نمی دانم؛ نمی توانم بگویم شورای شهر این کار را کرده است، ولی وقتی که کلید تحویل داده شد، به این شکل بود و بسیار وضعیت بدی داشت. به همین خاطر آقای زاهدی و آقای کاشف پیگیر مرمت و بازسازی آنجا بودند. درحال حاضر حتی پرده های آنجا هم نصب شده است. فقط بحث میز و صندلی مانده که امیدواریم تا آخر هفته پیش رو این کار هم انجام بگیرد و تحویل داده شود. نهایتا دهه اول آذر. الان تابلو هم نصب شده است. 

فکرشهر: یعنی دهه اول آذر تمام است؟

ان شااله و شاید هم زودتر. امیدواریم به تعادلی در نحوه اداره اش برسیم. 

فکرشهر: متشکرم از اینکه وقت گذاشتید.

ممنون از شما و «فکرشهر».

دیدگاه‌ها

بدون غرض

اقای حسینی دولت تدبیر امید که یه سمن ها و جوانان توجه داشته چه گلی به سر انان زده بغیر از وعده های دروغی و خیال پردازی چه کار برای انان انجام داده حتی وام ازدواج جوانان هم را به سختی پرداخت می کند وام مسکن هم که هیچ ولش کن تا الان پس از گذشت شیش سال فقط از سمن ها استفاده انتخاباتی و سیاسی چه سودی برای جوانان داشتید عدل و انصاف هم خوب هست تو ...........................................      // فکرشهر: با عرض پوزش، پیام ها یا بخشی از پیام هایی که حاوی تهمت یا توهین باشد، حذف می شود.

ناشناس

چقدر خوبه که شما بدون غرض فحش می دهید. چقدر خوب می شد که شما قبل از اینکه فحش بدهید صحبت های آقای آقایان حسینی  رو میخوندید.

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید