سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

اپوزیسیون بازی جریان «غفاریون» در برازجان/ نقد کنید ولی احمدی نژاد گونه رفتار نکنید

فکرشهر ـ همایون فقیه: ایام فاطمیه اول که گذشت شاهد بودیم در محفلی، یکی از مریدان جریان عرفانی «غفاریون» در کسوت سخنران مراسم گفته هایی را بیان داشته و در برخی مباحث معرفتی و عقیدتی و در بخش مطالب سیاسی و اجتماعی خود نیز که به عنوان دفاع از انقلاب و نظام و امام و رهبری خطاب به...

فکرشهر ـ همایون فقیه: ایام فاطمیه اول که گذشت شاهد بودیم در محفلی، یکی از مریدان جریان عرفانی «غفاریون» در کسوت سخنران مراسم گفته هایی را بیان داشته و در برخی مباحث معرفتی و عقیدتی و در بخش مطالب سیاسی و اجتماعی خود نیز که به عنوان دفاع از انقلاب و نظام و امام و رهبری خطاب به برخی ارکان نظام و اشخاص حقوقی و حقیقی گفته هایی بیان کرده که بر خلاف نظرات بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری است که در این نوشتار و یادداشت های بعدی، به شرح آن چه گفته شده، خواهیم پرداخت.

جریان عرفانی غفاریون در کشور، وارد مرحله ای شده که حساسیت خیلی از علما و برخی نهادها را برانگیخته است؛ همان طور که در یادداشت های قبلی بیان شد، ادعای شاگردی مراد این جریان، یعنی آقای «غفاری» نزد مرحوم آقای «بهجت» و مرحوم آقای «سعادت پرور» از طرف بیت و دفتر آنان تکذیب شد، اما این جریان هنوز اصرار دارند که مرادشان را آیت اله و استاد خطاب کنند. آیت اله به کسی اطلاق می‌شود که دوره‌ خارج فقه را با موفقیت گذرانده باشد و به درجه اجتهاد رسیده باشد. اجتهاد به این معناست که این فرد این توانایی را دارد که خود با استفاده از ادله و مبانی فقهی و اصولی احکام را استخراج کند؛ همچنین، مجتهد خود بر دو گونه است، کسی که در برخی از ابواب فقه مجتهد است که وی را مجتهد متجزی می‌نامند و کسی که در تمام ابواب فقه مجتهد است. آیت اله علاوه بر گذراندن این تحصیلات، باید چندین سال نیز تدریس درس خارج فقه یا اصول داشته باشد تا بر وی، آیت اله اطلاق شود. جناب غفاری تاییدیه کتبی و مهر و امضا از طرف عالم مجتهد معروفی که بگوید جناب غفاری به درجه اجتهاد رسیده، ندارد؛ آیت اللهی که در مدرک سطوح ابتدایی حوزه اش شک و شبهه وجود دارد؛ آیت اللهی که هنوز برخی الفاط و کلمات را اشتباه تلفظ می کند، اما مریدانش می گویند فلان اختلال تکلم را دارد و در مورد اختلال تکلمش هم نگارنده به صورت تخصصی  می تواند توضیح دهد که فعلا مجال آن نیست. متاسفانه شاهد هستیم شاگردان وی در کشور که برای سخنرانی می روند، با بازی کردن با الفاظ و فن سخنوری و مظلومیت نمایی فکر جوانان را برای مقابله با برخی نهادهای نظام مشوش می کنند و با گفتن این جمله که «ما نمی ترسیم و اگر می خواهید بیایید ما را از منبر پایین بکشید»، شور کاذبی را در جوانان و مریدان راه می اندازند که در مقابل ارکان و نهادهای خاص نظام ایستادگی کنند؛ جریان غفاریون فکر می کنند همه مثل خودشان هستند که مخالف و منتقدشان را در آذرماه در مسجدی در قم از بالای منبر پایین کشیدند و بی احترامی هایی به ایشان و لباس روحانیت کردند و بعد آن مظلومیت نمایی کردند و پیراهن عثمان بلند کرده و نامه سرگشاده به رهبری نوشتند.

آقای «رضایی نیا»، سخنران ایام فاطمیه در برازجان به مسوولان کشور از جمله رییس جمهور گفته هایی را بیان کرده که مشکل حقوقی برایشان ایجاد می کند اما این ها چون می گویند ما نمی ترسیم، می خواهند تمام توپ ها را در زمین رهبری بیندازند؛ متاسفانه این جریان عرفانی با مایه گذاشتن از امام، رهبری و شهدا می خواهند جایگاه خود را تطهیر کنند و این سه مورد مقدس را سپر بلای خویش قرار داده ، به طوری که نشانه هایی از اپوزیسیون جدیدی در نظام مشاهده می شود که با رویکرد عرفانی و دینی در حال رشد و نمو است.

آقای رضایی نیا به عنوان یکی از سخنرانان اپوزیسیون جدید نظام، با لباس عرفان و دفاع از ارزش های نظام به شورای نگهبان در بالای منبر می تازد، چنان که می گوید «در شورای نگهبان در طی این چهل سال انقلاب، فقط تایید صلاحیت کردن رهبری و شهید رجایی به عنوان رییس جمهورهای سابق درست بوده و سایر تایید صلاحیت هایشان و عملکردشان بد بوده»؛ اما امام خمینی (ره) فرموند «مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است و مفسد است، یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد»؛ چرا جریانی که خود را حامی نظام و انقلاب و امام و رهبری می داند، شورای نگهبان که ستوان فقرات نظام است را تخریب می کند؟ مگر رهبر معظم انقلاب نفرمود: «تخریب شورای نگهبان معنا دارد. آمریکایی‌ها از اول انقلاب با چند نقطه‌ اساسی در کشور و در نظام جمهوری اسلامی بشدت مخالف بودند که یکی‌اش شورای نگهبان بود؛ سعی کردند، تلاش کردند و از بعضی افراد داخلی غافل و بی‌توجه هم سوءاستفاده کردند بلکه بتوانند بساط شورای نگهبان را جمع کنند - البته نتوانستند و نمی توانند- حالا درصددند تصمیم‌های شورای نگهبان را زیر سؤال ببرند»؛ تخریب شورای نگهبان با لباس انتقاد از طرف اپوزیسیون عرفانی جدید نظام، یعنی ما به سلامت نظام مطمئن نیستیم، چرا که از نظر رهبری، مهم‌ترین، رساترین، فعال‌ترین و مؤثرترین مجموعه‌ برای اثبات سلامت نظام، همین شورای نگهبان است. به قول مقام معظم رهبری، «تشخیص شورای نگهبان، تشخیص یک عده انسان های عادل، بی طرف و بصیر نسبت به صلاحیت ها است»؛ چطور  اپوزیسیون غفاریون دست به تخریب آن می زنند؟ ممکن است اشکالاتی هم پیش بیاید، اما نباید با تبلیغات سیاسی، کلیت این نهاد عظیم و وظیفه قانونی آن را در تعیین صلاحیت‌ها زیر سوال برد؛ امام فرمود: «افرادی که نظر شورای نگهبان موافق میلشان نباشد، دست به شایعه افکنی می‌زنند». نقدهای با نیت تخریب از شورای نگهبان و اعضای آن که بخشی، فقهایی هستند که رهبری منصوب می کنند و بخشی از حقوقدانان هستند، یعنی اسلامی بودن و شرعی بودن حکومت تضمینی ندارد. مقام معظم رهبری فرمودند «شورای نگهبان آن نقطه حساسی است که تضمین‌کننده ادامه حیات اسلامی این نظام است. وظیفه تفسیر قانون اساسی بسیار وظیفه سنگین و با اهمیتی است که آنجائی که اصلی از اصول قانون اساسی به دلیلی مورد ابهام قرار می‌گیرد، نظر شورای نگهبان فصل‌الخطاب است و اعتبار نظر شورای نگهبان، هم‌وزن اعتبار اصل قانون اساسی است». همه حق مطالبه گری از شورای نگهبان دارند اما نه مطالبه گری با غرض و تخریب آن شورا باشد. هر طور هم نقدتان را دور بدهید بازهم نشانه های تخریب در آن به وضوح پیداست. 

جریان غفاریون می گویند «اگر یک جایی رهبری بگوید اشتباه کردید، برگردید خانه تان، ما می گوییم چشم!!» در حال حاضر مگر اکثریت علما منتقد شما نیستند؟ مگر شاگردان مرحوم سعادت پرور این جریان را رد نکرده اند؟مگر حوزه علمیه رد نکرده؟ مگر نهادهای نظام رد نکرده اند؟ همه رد کرده اند و شما می خواهید توپ را در زمین رهبری بیندازید، مثل آقای احمدی نژاد که گفت رهبری بگوید در انتخابات شرکت نکن، نمی کنم. مگر رهبری نگفتند صلاح نیست شرکت کنید؟ اما احمدی نژاد شرکت کرد! همه مخالف احمدی نژاد بودند و او می خواست از رهبری مایه بگذارد! 

جریان اپوزیسیون عرفانی غفاریون در کشور راه می روند و همه را رد و تخریب می کنند و می گویند فقط ما درست هستیم و طوری در کشور شایعه و جو سازی کرده اند که خود را مدافع به تمام معنای امام و رهبری می دانند و همه نهاد ها و حوزه های علمیه و اشخاص حقوقی و حقیقی را تخریب می کنند و طوری جلوه داده اند که برخورد با آنها برخورد با نظام است، برخورد با امام و رهبری و شهداست! چتر امنیتی برای خودشان درست کرده اند.
به جریان برکناری اسفندیار رحیم مشایی توسط حکم رهبر معظم و در ادامه آن خانه نشینی احمدی نژاد فکر کنید. جریان عرفانی غفاریون به نامه نگاری به رهبر انقلاب متوسل شده اند با هدف مظلومیت نمایی. حرف های آنان در نقد تخریب گونه نهاد های نظام، شورای نگهبان، مجلس و غیره باعث نشود روزی بهانه دست دشمنان انقلاب بدهند. 

نگارنده خیلی بیشتر از شما انتقاد به مجلس، دولت، ائمه جمعه و... دارد، اما نباید حالت اپوزیسیون بازی در بیاوریم و احمدی نژاد گونه رفتار کنیم. در یادداشت های بعدی به سایر موضوعات مطرح شده همچون برخی نکات معرفتی،عقیدتی و عرفانی در سخنرانی در ایام فاطمیه پرداخته خواهد شد.

 

دیدگاه‌ها

علی

یک علی هست غریب مدینه و یک علی هست غریب ایران

ابراهیم

بی جهت نیس که میگن فتنه جدید فتنه علما و حوزه اس اگر امثال اینان نباشند که افکار و اذهان مردم بی چاره ی مارو با کلمات و جملات احساسی تحت تاثیر قرارندند کی میخواد این کارو کنه.. جریانی که حتما ک نه ولی احتمال خیلی زیاد از بیرون ساپورت میشه باید واسه اربابانشون سروجون مایه بزارن

موسوی

یه زمانی اگه می‌خواستن دینی رو بشناسند به علمای اون دین رجوع میکردند، واقعا مسلمانان غریب واقع شدن که برای شناخت دینشون نمیدونن به کدوم عالم مراجعه کنن   

طلبه

این ها گرگ هستن در لباس میش...دیوار کوتاه تر از دیوار رهبری و امام نبود مگه...عرفانی هم ک این طور باشه خب دیگه معلوم آینده ش چیه!!

عبد

عرفانی ک لقب یکی از مریدانش توی برازجون بشه مرتضی علی دیگه مشخصه چ خبره...

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید