سر خط خبرها:
«فکرشهر» برگزار کرد:

نکوداشت «استاد حبیب اله نگهبان» در دشتستان + عکس

فکرشهر: نکوداشتی برای چند دهه فعالیت فرهنگی و ادبی «استاد حبیب اله نگهبان» و رونمایی از کتاب «روزگارم اینگونه گذشت»...

فکرشهر: رونمایی از کتاب «روزگارم اینگونه گذشت» و نکوداشت چند دهه فعالیت های فرهنگی و ادبی «استاد حبیب اله نگهبان» به میزبانی پایگاه خبری ـ تحلیلی «فکرشهر» و هفته نامه «به فکرشهر» برگزار شد.

در این آیین که پنج شنبه شب ـ 23 اسفندماه 97 ـ در برازجان برگزار شد، علاوه بر سخنرانی استاد حبیب اله نگهبان، نرگس محمدزاده فرد، پری (طیبه) برازجانی، حیدر عرفان، محمدجواد فخرایی و سیامک برازجانی نیز سخنرانی کردند و در سه پرده، موسیقی زنده اجرا شد.

دشتستان بخشی از تاریخ و فرهنگ خود را مدیون این زن و مرد است

صاحب امتیاز و مدیرمسوول «فکرشهر» در این نشست که با استقبال پرشور مردم انجام شد، با عرض سلام و خوشامد به حضار، گفت:من چندان اهل سخنرانی نیستم و ترجیح می دهم آن چه را می خواهم بگویم و بر زبان جاری کنم، بر قلم جاری کنم و بنویسم ولی نمی شد در چنین جمع فرهیخته ای بود و چهره های روشن فرهنگی و ادبی دشتستان و استان را دید و عرض ادبی نکرد.

«نرگس محمدزاده فرد» توضیح داد: روزی که برنامه برگزاری این نشست و آیین از طرف دوست خوبمان، جناب دکتر «امین کریمی» به ما پیشنهاد شد، با وجود مشکلاتی که می دانستیم ممکن است پیش بیاید، ولی در پذیرش آن تردید نکردیم؛ چرا که این نشست را دقیقا مطابق اهداف خود در مجموعه «فکرشهر» می دیدیم؛ ما در «فکرشهر» معتقدیم برای این که دست به دست هم دهیم و میهن خویش را آباد سازیم، قبل از هر چیز باید به امور و مسایل فرهنگی بپردازیم و در همین راستا هم بوده که از بدو شروع به فعالیت، چنین اهدافی را دنبال کرده ایم.

وی ادامه داد: ما نخستین پایگاه خبری تحلیلی استان بودیم که در نمایشگاه بین المللی مطبوعات کشور حضور پیدا کردیم و در نخستین حضور هفته نامه در نمایشگاه که دومین سال حضور مجموعه فکرشهر بود، موفق به کسب رتبه غرفه های برتر در میان رسانه های استان های کشور شدیم، گروه موسیقی «لیان» به همراه محسن شریفیان و آکا صفوی و چند تن دیگر از نوازندگان و خوانندگان این گروه، برای نخستین بار توسط فکرشهر به برازجان دعوت شدند و در یک نشست خبری با حضور عمومی مردم به سوالات پاسخ دادند؛ مسابقه کتابخوانی برگزار کردیم و به همین ترتیب تا اکنون پیش آمده ایم، چون معتقدیم برای به فکر شهر بودن، باید از مسایل و امورات فرهنگی شروع کرد و چه چیز فرهنگی تر و شایسته تر از رونمایی از کتاب که بهانه ای باشد برای نکوداشت سال ها و دهه ها فعالیت فرهنگی و ادبی مردی به نام استاد «حبیب اله نگهبان».

این روزنامه نگار دشتستانی در ادامه اظهار داشت: بدون شک، دشتستان بخشی از تاریخ و فرهنگ خود را مدیون زن و مردی است فرهیخته که اکنون روبروی من نشسته اند؛ سرکار خانم پری برازجانی که با نگارش کتاب «سیری در گویش دشتستان»، در ثبت فرهنگ واژگانی این دیار نقشی بس ماندگار داشته و دارند و واژه هایی‌ را نوشته و ثبت کرده اند که شاید برخی اکنون دیگر وجود نداشته باشد و یا در سال های بعد به فراموشی سپرده شود و جناب نگهبان که در سال هایی که می توانستند هر شغلی را در هر جای ایران داشته باشند، آموزگاری و معلمی در برازجان را انتخاب کردند و به اینجا آمدند.

نرگس محمدزاده فرد افزود: من درباره فعالیت های ادبی استاد نگهبان سخنی نمی گویم؛ چرا که به تفصیل بعد از من توسط اساتید محترم مطرح خواهد شد و تنها به سه فعالیت فرهنگی شاخص ایشان اشاره می کنم که در دشتستان بسیار تأثیرگذار بوده است؛ راه اندازی مجدد دبیرستان فرخی برازجان در سال ۱۳۲۹ و پس از سال ها تعطیلی، احداث نخستین کتاب فروشی کتب درسی در برازجان و البته ایجاد نخستین عکاسی برازجان و ثبت نام ایشان به عنوان نخستین عکاس برازجان و دشتستان در حالی که پیش از این مردم برای گرفتن عکس به بوشهر و کازرون می رفتند؛ بگذریم از نمایش نامه نویسی و اجرای نمایش و ده ها فعالیت فرهنگی تاثیرگذار دیگر در دشتستان.

وی در پایان با «آرزوی شادی، سلامتی و سالی خوب برای حضار» اضافه کرد: از حضور در این جمع بسیار خرسندم و از این که برای اجرای این مراسم به مجموعه جوان فکرشهر اعتماد کردید از شما سپاسگزارم، از حضور تک تک شما میهمانان گرامی قدردانی می کنم و آرزو دارم سال های سال حضور و وجود شما را در فرهنگ و ادب این دیار برقرار ببینیم.

الحق نمی‌توانیم از کتاب «روزگارم اینگونه گذشت» به سادگی بگذریم

نویسنده و تاریخ نگار دشتستانی نیز در این نشست گفت: استاد حبیب اله نگهبان شاعری است که سروده های او، روان، ساده و بی تکلف سروده شده است و لذا از توضیحات بیشتر صرف نظر می کنم.

محمدجواد فخرایی درباره کتاب اخیر حبیب اله نگهبان با عنوان «روزگارم اینگونه گذشت»، ادامه داد: قبل از اینکه این کتاب چاپ شود به دست من رسیده بود؛ استاد نگهبان آن را به من داد و من مطالعه کردم؛ در این کتاب به نکاتی رسیدم و آشنا شدم که برایم تازگی داشت؛ صرف نظر از اینکه سرگذشت و شرح حال است، برای خواننده بسیار پندآموز است، خصوصا برای نسل جوان که این نسل جوان متاسفانه از دارایی و سرمایه های خود فاصله می گیرد که این خود جای تاسف دارد.

وی با ابراز امیدواری برای استقبال از این کتاب، اظهار داشت: امیدوارم این کتاب مورد استقبال قرار بگیرد که حتما اینگونه خواهد شد اما در حوزه شرح حال نویسی من یک مطالبی را بیان کنم؛ شرح حال نویس در زبان و فرهنگ انگلیسی به او «بیوگراف» گفته می شود، بیوگرافی کارش نوشتن شرح حال یا سرگذشت فرد یا افراد است؛ در تاریخ نگاری و پژوهش های تاریخی معمولا به چند منبع بسیار توجه باید شود؛ مکتوبات معقولات بسیار مهم هستند، بیوگرافی از جمله آثار مکتوب است که در پژوهش، تاریخ نگار از آن به عنوان ابزار و وسایلی که بتواند آن را به حقایق و وقایع تاریخی برساند، استفاده می کند. 

فخرایی ادامه داد: در زبان و فرهنگ عربی و فارسی به شرح حال، دانش ترجمه حال یا تذکره و شرح احوال و سوانح زندگی هم گفته می شود. شرح حال نویسی به دو صورت انجام می شود؛ یک اینکه شخص با پشت سر گذاشتن سال هایی از عمر خود وقایع و حوادثی را که در طول زندگی شاهد و ناظر آن بوده است و یا خودش و در وقوع آن نقش داشته است را به صورت روزانه و یا در زمان‌های معینی یادداشت می‌کند و بعدها در مقطعی از عمر خود چاپ و منتشر می‌کند و شیوه دیگر شرح حال نویسی این است که فرد با در دست داشتن شرح حال شخصی خود که به ثبت رسانده است، در لابه لای کاغذ و دفتر و جاهایی که در ذهن خود نگه داشته است، پس از مرگش آن شرح حال را بدون دخل و تصرف و با رعایت اصول شرح حال نویسی چاپ و منتشر می‌کنند؛ این گونه آثار مکتوب بر دانش تاریخ نگاری و شخص تاریخ نگار که به پژوهش و نگارش تاریخ مسلط نیست، بسیار کمک می‌کند.

 این پژوهشگر اظهار داشت: شرح حال نویسی در همه جوامع و در طول تاریخ با سه گروه اخیر رواج داشته است؛ در کشور ما ایران نیز که از سابقه چند هزار ساله برخوردار است، شرح حال نویسی از سابقه طولانی برخوردار است و در دوره قاجاریه به این سو گسترش بیشتری یافته و پس از برقراری نظام جمهوری اسلامی در ایران، شخصیت های سیاسی نظامی و فرهنگی به خصوص کسانی که در طول زندگی خود دارای سمت ها و یا مناسبی بوده و منشاء اقداماتی در حوزه های مختلف بودند، دست به نوشتن و انتشار شرح حال خود یا فرد و افراد دیگر زده و آنها را چاپ و منتشر نموده اند و امروزه، هر کتابفروشی مراجعه کنید شرح حالی از افراد را می بینید که به صورت کتاب منتشر شده و در ضمن این که شرح حال خود را بیان کرده اند، اشاره ای به تاریخ و آنچه که در دوران حیاتشان گذشته است، اشاره کرده‌اند که منبع بسیار خوبی برای پژوهشگر و تاریخ نگار است.

فخرایی افزود: کتاب «روزگارم اینگونه گذشت»، از جمله این آثار مکتوب است که الحق نمی‌توانیم از آن به سادگی بگذریم و واقعا اثر بسیار جالبی است و استاد، بدون حب و بغض و سوء نیت، آنچه را که برایش اتفاق افتاده، با جملات ساده و قابل فهم برای همه سنین مختلف آورده است.

این کتاب ذخیره آینده است/ یک درخواست از خانواده نگهبان 

منتقد و نویسنده دیگر هم استانی نیز درباره کتاب «روزگارم اینگونه گذشت»، گفت: کتاب استاد، از سه لایه برخوردار است؛ بخشی از آن، حدیث نفس ایشان است که در جلوه یک فعال فرهنگی و خانوادگی می بینیم؛ در لایه دیگر، تاریخ تحولات اجتماعی دشتستان را می توانیم به دقت در این کتاب ملاحظه کنیم و در لایه سوم که استاد در قالب «ناصح مشفق» ایفای نقش می کنند.

سیامک برازجانی با اشاره به سه جلد کتای در دست تالیف و منتشر شده خود و سختی پژوهش در تاریخ شفاهی و روایی و تحولات اجتماعی منطقه و استان و تاریخ نگاری، اظهار داشت: مشکلات به این دلیل است که تاریخ نگاری از پایین در بوشهر وجود ندارد؛ همان طور که مرحوم اخوان ثالث در شعری به خوبی اشاره کرده که تاریخی که ما داریم، تاریخ حاکم نوشت است و در تمام دوره ها، تحولات اجتماعی معمولا نادیده گرفته می شود. 

وی ادامه داد: من نمی خواهم بگویم که کتاب جناب آقای نگهبان بهترین اثری است که می توانست به وجود آید؛ ای کاش در کنار آقای نگهبان کسی بود که با ایشان مصاحبه می کرد؛ منتها در همین کتاب بسیار ارزشمند با موضوعاتی مواجه می شویم که مطمئنا به جز آقای نگهبان کسی نمی توانست به آن اشاره کند و اطمینان دارم که این کتاب ذخیره آینده است و صرفا یک حدیث نفس یا اتوبیو گرافی و شرح حال زندگی یک فرد نیست.

برازجانی اضافه کرد: اگر یک روز در دشتستان بخواهد تاریخ دگرگونی ها، تحولات و نوسازی دشتستان نوشته شود، کتاب آقای نگهبان، کتاب بسیار بسیار مهمی است و در نگارش روایی و نه شفاهی می توان از این کتاب خیلی استفاده کرد، منتها نهادی که بتواند متولی این امر باشد یا وجود ندارد یا بسیار نوپا است و متولی هم ندارد.

این نویسنده دشتستانی افزود: من از خانواده جناب نگهبان یک درخواستی دارم. می خواهم از ایشان درخواست کنم که یک بنیاد فرهنگی که در زمینه تحولات اجتماعی دشتستان فعالیت می کند، ثبت کنند؛ این کار فقط از دست شما برمی آید و از دست ما ساقط است. اگر این کار به سرانجام برسد، اقدام بسیار بسیار مهمی است، کتاب شما بسیار مهم است ولی چون نگاه شما درج در تاریخ نبوده، متاسفانه جاهایی وجود دارد که سفید است و بیشتر می توان به آن پرداخت. مثلا سرویس بهداشتی و حمامی که برای اولین بار در دشتستان کاشی کاری می شود و یا منبع آبی که در پشت بام قرار می دهند و از آن به عنوان آبگرمکن استفاده می کنند. دوستان عزیز و حضرت استاد، این ها را نباید در مطالعات تاریخی موضوعات ساده ای بگیریم. این چه را که نوشته اند می توان از آن تاریخ مراودات اجتماعی منطقه مهمی چون دشتستان، در نظر گرفت. بخش مهمی از کشور و یک شهرستان و ای کاش در دشتستان، آقایان نگهبان، فخرایی و عرفان، متولی شوند و این کار را انجام دهند.

وی توضیح داد: منظور ایجاد بنیاد و موسسه ای است که بتواند در تاریخ شفاهی و روایی و تغییرات اجتماعی منطقه کار کند. بدون شک این مساله یک ضرورت بسیار بسیار تاریخی دارد. اگر امروز تاج زرین شعر محلی ما آقای کمالی هستند، بدون تردید در تاریخ حلقه آخری هستند که ما می بینیم و بدون شک اتفاقات بسیار بسیار زیادی افتاده؛ در کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد تاریخی ساواک، می خوانیم کسانی داشتند در دشتستان جریان فرهنگی و مذهبی را پیش می بردند که بسیار بسیار غنی تر از سایر نقاط استان بوده است. در این کتاب دو جلدی که هزار صفحه است و بسیار محدود در دسترس است، بسیار از دشتستان نام برده شده است. پس اگر آقای محمدمهدی جعفری و آقای کمالی را می خواهیم بشناسیم، باید با تحولات اجتماعی قبل آن آشنا باشیم، اگر آشنا نباشیم، نمی توانیم  فرزند زمانه خویش باشیم.

توصیف کتاب و نویسنده در یک دوبیتی

زبان شناس، نویسنده و شاعر و منتقد دشتستانی نیز در این نشست گفت: من دو بار تاکنون «روزگارم اینگونه گذشت» را خوانده ام و بعد از آن تنها یک دو بیتی گفته ام که به نظرم بهترین توصیف است.

حیدر عرفان که با گویش محلی «برازجانی» سخن می گفت، تاکید کرد به جای واژه کتاب از دفتر یا نامه که واژگانی پارسی هستند استفاده می کند و سپس شعرش را اینگونه خواند که:
چنین نامه که لختی دلنوشته است
ز یادگاران روزگاران گذشته است
گل باغ بهار و بوستان است
سخنور خویشتن با جان سرشته است.

شاید نگهبان از همان موقع، امروز را در نظر داشت

نویسنده دشتستانی و همسر حبیب اله نگهبان نیز در این نشست گفت: من چه می توانم بگویم، باید استادان و فرهیختگانی که هستند صحبت کنند نه این که من بخواهم چیزی بگویم.

پری (طیبه) برازجانی ادامه داد: فقط می توانم تشکر کنم از این جامعه برازجان، چه حضار محترم، اهل قلم، مسوولان نشریات و...؛ و بگویم شاید نگهبان همان موقع که ترجیح داد به جای مسجد سلمیان و شرکت نفت و..، با حقوق مکفی 84 تومان برازجان بسازد و بیاید اینجا، امروز را در نظر داشت که این همه تحصیل کرده در برازجان باشند و این خیلی باعث خوشبختی است و من اطمینان دارم این جوانان امروز، با این پشتکار و فعالیتی که دارند، دوباره یک «تااوکه» خواهند ساخت، دوباره یک «توز» خواهند ساخت و دور نیست این روز؛ همانگونه که در این مدت کوتاه، این پیشرفت ها حاصل شده، بالاتر از این و بهتر از این هم حاصل خواهد شد.

وی افزود: هر کسی اگر می خواهد زنده باشد، باید یک اثری از خود به یادگار بگذارد؛ حالا هر اثری که می خواهد، منتها باید این اثر آگاهانه باشد. همت بلند باشد چرا که هیچ صیادی در جوی حقیری که به مردابی می ریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد. 

وی سپس شعری درباره هوای بهاری دشتستان را که خود سروده بود، قرائت کرد.

عشق به وطن 

حبیب اله نگهبان نیز با تشکر از بانیان برگزاری مراسم ـ صاحب امتیاز و مدیر مسوول «فکرشهر، نرگس محمدزاده فرد و سردبیر «فکرشهر»، محمد محمدزاده فرد ـ گفت: وظیفه امثال بنده در چنین مجالسی این است که تشکر کنیم و آن چه را باید، من در این کتاب گفته ام که بیشتر درباره شهر و دیار خودم برازجان است. 

وی چند پاراگراف از کتاب که خاطره و اشعاری را شامل می شد، خواند و گفت که روزی در «میامی» امریکا و در فصلی که گل های ارکیده شکوفه داده بودند، این شعر را برای وطن سروده است:

یک شب نشده با غم دل سر نکنم
با یاد وطن دو دیده را تر نکنم
یک شاخه گل نرگس دشتستان را
با خرمن ارکیده برابر نکنم.

به گزارش «فکرشهر»، در انتهای این آیین، از کتاب «روزگارم این گونه گذشت» که پنجمین کتاب «حبیب اله نگهبان» است، رونمایی شد و هدایایی از سوی برخی حضار به وی و همسرش «پری برازجانی» تقدیم شد.

 در این آیین که با استقبال پرشور فرهنگ دوستان و ادب دوستان دشتستانی برگزار شد، چند مورد زیر نیز رخ داد که قابل ذکر است:

ـ سه پرده موسیقی زنده سنتی با سه نوازنده و خواننده متفاوت برگزار شد. دو سنتی خوان به نام های همایون مهر و سروش حسن زاده و سنتور نوازی کودک خردسال، پارسا گرمسیری نژاد، در این ایین هنرنمایی کردند.

ـ اجرای برنامه را شاهرخ سروری بر عهده داشت.

ـ دکتر «شهرزاد نگهبان»، دختر حبیب اله نگهبان و پری برازجانی در مجلس معرفی و مورد تشویق حضار قرار گرفت.

ـ پس از رونمایی از کتاب اعلام شد که علاقه مندان می توانند این کتاب را از دفتر نشریه «فکرشهر» واقع در برازجان ـ خیابان شریعتی ـ پاساژ شهرداری، تهیه کنند و ریال به ریال هزینه خرید این کتاب، بدون استثنا، به امور خیریه تعلق خواهد گرفت.

ـ در همان جلسه اعلام شد که مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دشتستان 50 جلد کتاب را برای هدیه به میهمانانشان در همایش ها خریداری می کند؛ اداره ارشاد دشتستان نیز حداقل 150 جلد کتاب را خریداری خواهند کرد و مجمع خیرین مدرسه ساز دشتستان نیز اعلام کرد که جهت ساخت مجتمع آموزشی، فرهنگی و هنری به نام استاد نگهبان آمادگی دارد.

حبیب اله نگهبان، متولد 1306 برازجان است و تا کنون 5 کتاب نوشته که 4 کتاب با نام های «بوی گل یاس»، «از صدای سخن عشق»، «صفای بعد هر باران» و «گل آفتابگردون»، شعر و منظوم هستند و پنجمین کتاب که در این آیین رونمایی شد، «روزگارم اینگونه گذشت» به نثر و حاوی برخی اشعار این نویسنده و شاعر دشتستانی است.
وی با نویسنده دشتستانی، «پری برازجانی» ازدواج کرده و سه دختر دارد که دو دختر، خارج از کشور زندگی می کنند.

***
تقدیر ویژه از:
جناب دکتر امین کریمی، آقای معزالدین آرچین، انجمن سینمای جوان برازجان، انجمن صدای چرخاب دشتستان و به ویژه آقای مجید کمالی پور و خانم ندا مزارعی، هیات تحریریه فکرشهر و خانم ها فریده خدادادی، آرزو عبدااله زاده، اسماء بوستانی، رضوان فخری و آقایان مصطفی محمدزاده فرد و محمد محمدزاده فرد.

گزارش تصویری مراسم (1)

گزارش تصویری مراسم (2)

دیدگاه خود را بنویسید