سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

سخن یک جوان با آنان که از توبره اصلاحات خوردند و بردند و گرفتند و دادند: یادتان هست؟!

فکرشهر ـ کامبیز کشاورز: دو سه ماهی به انتخابات ۹۶ مانده بود که یکی از دوستان در همین فضای مجازی با من تماس گرفت و شماره کارت ملی و نام پدر و این گونه مشخصاتم را خواست‌. من هم از سر کنجکاوی هر چقدر از او پرسیدم که برای چه می خواهی و برای چیست؟ تنها پاسخش به من این بود که بعد خودت می فهمی!...

فکرشهر ـ کامبیز کشاورز: دو سه ماهی به انتخابات ۹۶ مانده بود که یکی از دوستان در همین فضای مجازی با من تماس گرفت و شماره کارت ملی و نام پدر و این گونه مشخصاتم را خواست‌. من هم از سر کنجکاوی هر چقدر از او پرسیدم که برای چه می خواهی و برای چیست؟ تنها پاسخش به من این بود که بعد خودت می فهمی!

به هرحال از روی اعتماد قبلی مشخصات را دادم و این موضوع گذشت تا تقریبا دو هفته قبل از انتخابات، دقیقا زمانی که لحاف و تشک خوابم را در ستاد جناب دکتر روحانی پهن کرده بودم! مجدداً آن جناب دوست، تماس گرفت که بیا ستاد حجت السلام و المسلمین رئیسی!!
وقتی پرسیدم فلانی، بیایم آنجا برای چه و چکار؟
گفت یادت می آید فلان موقع شماره ملی و مشخصاتت را گرفتم؟ گفتم خب! گفت اسمت را رد کرده بودم برای ستاد تبلیغات انتخاباتی حاج آقا رئیسی!
با شنیدن این جمله کلی گلایه و شکایت کردم که با هم دوستیم، درست؛ اما چرا اینکار را کردی؟؟ من دیدگاهم و اعتقادم و... با شما زمین تا آسمان توفیر داد و خلاصه از دستش رهیدم!! آنهم با کلی التماس، خواهش، ناراحتی و دل‌نگرانی که بیا زشت است وخرابم نکن، اینجا بعداً هوایت را دارند و از این حرف ها!
در آخر جوابی که می خواست را نگرفت و تلفن را قطع کرد!

بله... آن روز یکی نبود به ما جوان‌ترها بگوید که ای گردن شکسته ها! اعتقاد و آرمان و دیدگاه دیگر چه جفنگیاتی است؟؟ دست بردارید و بروید در این شرایط فکر نان، آینده و زندگیتان باشید! این پایین آرمان و اعتقاد است و آن بالا سرها در یک آخور است!
به هرحال همان رفیق ما که در دست و پای دو نفر از اسم و رسم داران جبهه مخالف می گشت و می گردد و آمار و خبری می برد و می آورد، در همان ایام انتخابات هم یکی دو بار جهت گرفتن اطلاعات از ستاد روحانی به بهانه دیدن من و گلایه کردن جلو ستاد حاضر شد و باز هم دست خالی رفت...
اینها را گفتم تا به اینجا برسم که همان رفیق بیکار ما با آن سازماندهی از قبل، در فلان اداره به دلیل خوش خدمتی اش به ستاد رئیسی و آن دو نفر بزرگوار در رأس، در حال حاضر مشغول به کار است!

و امروز جوانانی امثال من هم با دو حکم لوح تقدیر انتخاباتی با دولت و مجلس، در ستاد اصلاح طلبان دشتستان، در حال حاضر غاز می چرانیم!!

جنابان سیاسیون! دولت مردان و مثلا قانون گذاران! آن روزها را یادتان هست؟!
من از آن دسته جوانان دغدغه مندی بودم که در جهت بالا بردن پرچم اصلاح طلبانی که وجود نداشتند و عده‌ای زرمدار و زور دار مثلاً اعتدالی با نقاب اصلاح‌خواهی و از سر آرمان و اعتقاد وارد ستاد جناب سعادت و دکتر روحانی شدم تا نقش خود را به عنوان یک جوان در مقابل تنها انتخاب و خیرالموجودین خودساخته‌ی شما ایفا کرده باشم و در تعیین سرنوشت خود و کشورم نقشی داشته باشم و گامی بردارم.

اما ای دل غافل....
بله آن ستاد آنطور بر عهدش با جوانانش ماند و این ستاد هم حال روز جوانانش گفتن ندارد.
حالا جالب است که حضرات گلایه می برند که دریغ از یک پیام تبریک! یکی دیگر از تحمیل ۲۹خرداد حرف می زند، دیگری از دوم خردادی بودنش می گوید و فلان آقا از نارضایتی عموم مردم و عملکرد دولت و مجلس و اینکه چرا زیر پست اینستاگرامی‌اش به ساحت مقدسش توهین شده!!

جامعه ای که حالا دیگر زنانش از سر فقر چادر به صورت می کشند و در کوچه و بازار گدایی می کنند یا مادرانی که از فقر و فلاکت به تن فروشی افتاده اند و مردانی که بیکارند و شرمنده همسر و فرزندانشان هستند برای یک لقمه نان، بی انصافی است که شما دولت‌پرستان حق ناسزا گفتن را هم به آنها ندهید و فضای اظهار نظر اینستاگرامتان را مسدود کنید. تا انجا که یادم هست همواره از آزادی بیان و اندیشه دم می زدید!! نمی زدید؟؟

روی سخنم با شماست؛ شما که امروز دست به عصا و با چراغ خاموش راه می روید و به دنبال چیدن مهره های شطرنج دیگر برای انتخابات پیش رو و آماده سازی ذهن ها هستید؛
شما که خود باعث و بانی وضعیت ناخوشایند امروز هستید؛ شما که نه تنها به هیچ کدام از وعده هایتان جامه‌ی عمل نپوشاندید بلکه باعث فریب مردم و علی‌الخصوص جوانانی چون من شدید و از توبره اصلاحات خوردید و بردید و گرفتید و دادید تا بی کفایتی شما گویای همه چیز باشد؛ شما که امروز کفگیر مقبولیت مردمی‌تان به ته دیگ خورده و رنگ رخسارتان گویای شکافی بزرگ حتی در بین همپیالگان دیروزتان است؛
وقتی که من جوان چندماه بعد از انتخابات از وعده های انتخاباتی شما گفتم و از شما به نقد صحبت، گلایه و از درد جوانان صحبت بردم شما پوزخند زدید و از موش دواندن جلوی من جوان در خلوتتان حرف زدید و با بی مهری رفتار کردید، جبهه گرفتید تا جایی که در فلان گروه به خود اجازه دادید با تیغِ حذف، صدای رسای ما را خاموش کنید!
شما که عرضه برداشتن کوچک ترین قدم برای عموم جوانان را نه تنها نداشتید، بلکه برای بستن دهان جوانانی چون من که از سر آرمان‌خواهی، اعتقاد و به امید ساختن آینده ای بهتر مطالبه گری برای عموم جوانان را داشتند و از گرفتاری، بیکاری، مسکن، ازدواج و هزار درد بی درمان گفتند را کنار گذاشتید.
یادتان هست؟!
آن روز یکی از حامیان به اصطلاح فرهنگی شما که آوازه اش خارج از این فضای مدنیت و سیاسی فرهنگی را نیز در بر گرفته، به دلیل اینکه از شما و مجموعه شما نقدی داشتم با بی احترامی و با گستاخی تمام در یک گروه واتساپی برخورد کردند و حرف های زدند که شایسته‌ی امثال خودشان بود.
یادتان هست؟!
بله آن روز من امروز را می دیدم و به شما با زبان بی زبانی گفتم همچنین روزهایی هم هست پس جوانانتان را فراموش نکنید و دستگیر جوانانتان باشید و وعده هایتان را به فراموشی مسپارید.
بله هشدارها را جدی نگرفتید، تا امروزی که دولت و مجلسش یک پیام تبریک از شمایی که در به ثمر نشستنش سهیم بودید را دریغ کند.
امروزی که حکم.... شما تمدید نمی شود. 
امروزی که به دلیل نارضایتی عموم مردم و جوانان زیر پست شما ابراز ناراحتی، فحاشی و پشیمانی می کنند از رای‌هایی که به پاس آبروی هزینه شده ما به صندوق آقایان انداختند.
بله اگر دیروز موش نمی دواندید و جوانانتان را جدی می گرفتید و خودخواهی نمی کردید و بی تفاوت نمی شدید اینقدر دور و برتان خلوت و خالی نمی گشت.
اینقدر آقایان قانون گذاران و مسوولان اجرایی سست نمی شدند تا نارضایتی ها بالا رود و هجمه ای بر علیه شما درست شود، نادیده گرفته شوید و حداقل جوانانی که دور و برتان بودند، دوباره بازویتان شوند و همچنان حسابی از شما برده شود و حنایتان رنگی داشته باشد.
وضعیت امروز نتیجه رفتار دیروز شماست و برداشتی را از فضا دارید که فردای انتخابات کاشتید دوستان سابق من!!
امروز دوم خرداد است و اگر همچنان به این روز و صاحب این روز اعتقاد و عشق می ورزید(عشقی که از روز اول بر مبنای تزویر و فریب استوار گشت) اگر آرمانی واقعی درون شما هست، در رفتارتان تجدید نظر کنید و یک دوم خردادی واقعی باشید نه یک سودجوی متظاهر که تا انتخابات بعد و تصاحب کرسی ها اندک زمانی مانده است! بیش از این خودتان را به خطر نیندازید چرا که برای مدت کوتاه می توان مردم را فریب داد اما برای همیشه نمی توان در فریب نگه داشت. به ریسکش نمی‌ارزد!

دیدگاه‌ها

ناشناس

تابدونی که دیگه انگشتت رو داغ کنی وپشت صندوق رآی نری که خیانت به خودت وملتت کردی

مریم

سلام .خودت باید عقل داشته باشی فکر کنی و تصمیم بگیری .چرا از دیگران گله میکنی ؟مگه خودت قدرت تفکر نداری .....

علی

تا بوده اصلاح طلب همین رفتارها را داشته شما چون جوان بودی و وان احساسش بر عقلش غالب است دیر متوجه میشود همون کسی که از گفتن یک پیام تبریک گله میکرد خودش پست گرفت و قیه را بازیچه خود قرار داد  

علی

امیدوارم سر عقل آمده باشی

رسول

ايشان بدون شك مهره اي سوخته هستند اكنون كه حكم مشاوره ايشان تمديد نشده دارد بامبول در مي آورد 

مسئول

اقاي ص.... حالا كه حكم مشاورت تمديد نميشه يادت اومده از عهدي دولت بگي مگه خير الموجودين نبود روحاني؟ متاسفم فقط همين.... 

اصلاح طلب

متاسفانه بعضيا گلايشونم بوي منفعت طلبي ميده.... به قول عادل فردوسي پور چه ميكنه اين. حكم مشاوره...

امید

کسی از امثال کامبیز کشاورز و همه ما جوانان برای حضور و حق رای و انتخاب گله نکند. امثال ما همون هایی هستیم که حضورمون رو برای جو دادن به فضای انتخابات نیاز دارند و وقتی از دغدغه و مشکل خودمون میگیم میان و میگن مگه ما دفتر کاریابی هستیم. شما دفتر کاریابی نیستید ولی چرا وعده های دروغ به امثال ما می دادید؟ چرا تا قبل از انتخابات حرفتون با هزار امید که حضور شما باعث تغییر میشه و این اتفاق میفته و فلان میشه؟ چرا کسی که فقط ریا و دروغ داشته و از همه جناح های سیاسی انتخابات مجلس سال ۹۴ کسب درآمد میکنه و هنوز یک هفته از انتخابات نگذشته پست استانی میگیره ولی منی که همه جوره تو همون ستاد زجر کشیدم و هنوز دارم جواب حرف هایی رو که مردم بهم میزنن رو میدم و تاوان سود امثالهم رو پس میدم. سال ۹۶:هم که همون آقا بازم هم تا قبل از سرد شدن فضای پسا انتخابات بازم هم پست بالاتری میگیره و یا آقایونی که فقط و فقط حرف میزنن و تخصصشون متقاعد کردن افراد هست .... انقدر انقدر دلم پره و حرفا زیاد که نمیدونم کدوم رو بگم. تا حرف از مشکلاتمون میزنیم میگن نمیشه و مملکت جایی برای شما نداره. شما برای اعتقادتون اومدین و کمک کردین ؟ آرمان؟ اعتقاد؟ اصلاحات؟ دوم خرداد؟ خاتمی؟ روحانی؟ سیاست؟ جناح؟؟؟؟؟؟ همشون دروغن. ما دیگه هیچ وقت هیچ حضوری نخواهیم داشت که امثال شما سودشو ببرین. روزی که جواب سر بالا به درخواست ها و جلسات ما میدادین و برای بقیه که حتی شجاعت حضور کنارتون رو هم نداشتن هر کاری کردید باید به این روز ها فکر میکردید. ما راهمون رو از فرصت طلبان جدا کردیم و امید داریم بقیه هم این انگل های سیاسی رو بشناسن و ازشون دوری کنن. جوونیمون برای شما سوخت ولی آه ما دامن گیر شما خواهد شد.  

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید