سر خط خبرها:
گزارش اختصاصی «فکرشهر» به بهانه روز خبرنگار

خبرنگاران در نگاه مردم استان

فکرشهر: هوا بسیار گرم بود؛ اما شوق دانستن نظر مردم درباره خبرنگاران، گرما را قابل تحمل می کرد.برای دانستن پاسخ سوالاتمان و دیدگاه مردم درباره خبرنگار و نقشش در جامعه و روز خبرنگار، خیابان شهید چمران برازجان یا همان خیابان بیمارستان را به عنوان نخستین محل برای گزارش در نظر گرفتیم؛ چرا که این خیابان همیشه شلوغ است، چه هوا گرم باشد چه سرد...

فکرشهر ـ فاطمه غلامی/ لیلا بحرینی: هوا بسیار گرم بود؛ اما شوق دانستن نظر مردم درباره خبرنگاران، گرما را قابل تحمل می کرد.

به گزارش فکرشهر، برای دانستن پاسخ سوالاتمان و دیدگاه مردم درباره خبرنگار و نقشش در جامعه و روز خبرنگار، خیابان شهید چمران برازجان یا همان خیابان بیمارستان را به عنوان نخستین محل برای گزارش در نظر گرفتیم؛ چرا که این خیابان همیشه شلوغ است، چه هوا گرم باشد چه سرد. 

دختر جوانی در یکی از مغازه ها نشسته بود. نظرش را درباره خبرنگاران پرسیدم؛ این که دوست داشته خبرنگار باشد و اگرخبرنگار بود چه خبرهایی را منتشر می کرد. او در گذشته، به دلیل اینکه خبرنگاری شغل هیجان انگیزی است، به آن علاقه داشته ولی الآن که فهمیده علاوه بر هیجان، سختی های زیادی هم دارد، به آن علاقه ندارد. بیشتر دوست داشت خبرهای فرهنگی و هنری را منتشر کند و وقتی از او خواستم جمله ای به خبرنگاران بگوید، پاسخ داد: «می دانم کار سختی دارید و خیلی برای کارتان تلاش می کنید و فعال هستید. به کارتان ادامه بدهید و از کارتان دست نکشید. یکی از دلایلی که من به سمت خبرنگاری نرفتم این بود که آدم زیاد فعالی نیستم. امیدوارم موفق باشید».
 مرد جوانی را دیدیم. از او درباره روز خبرنگار پرسیدیم. از اینکه 17 مرداد روز خبرنگار نامگذاری شده، بی خبر بود. گفت که خبرها را دنبال می کند ولی هیچ علاقه ای به خبرنگاری ندارد. بیشتر به خبرهای اقتصادی علاقه داشت و معتقد بود: « اخباری که خبرنگاران به افراد جامعه می رسانند، اگر راست باشد که معمولا همینطور است، بسیار خوب است». در جمله ای مختصر و مفید به خبرنگارها هم گفت: «دمتون گرم».

پسری جوان که تعمیرکار لوازم برقی بود و در مغازه اش نشسته بود، از طریق شبکه های اجتماعی مطلع شده بود که 17 مرداد روز خبرنگار است. دوست نداشت خبرنگار شود چون معتقد بود شغل دردسرسازی است. اگر خبرنگار بود، اخبار ورزشی را منتشر می کرد ولی علاقه ای به پخش اخبار حادثه نداشت. درباره نقش خبرنگارها در جامعه هم گفت: «خبرنگارها فقط مشکلات را بازگو می کنند ولی حل نمی کنند». به وی گفتیم، خبرنگار حل کننده مشکلات نیست ولی آن ها را به گوش مسوولین می رساند ولی او، بر اعتقاد خود، اصرار داشت. در پایان هم به دوستان خبرنگارش خسته نباشید گفت و اضافه کرد: «واقعا کار سختی دارید».

مرد سالمندی جلوی در مغازه ای ایستاده بود. او چون دوست خبرنگار زیاد داشت، می دانست که 17 مرداد روز خبرنگار است. به خبرنگاری علاقه ای نداشت و بیشتر به اعداد و ارقام و ریاضیات علاقه داشت. اگر خبرنگار بود، دوست داشت اخباری را منتشر کند که ذهن مردم را باز می کند و گفت: «اخباری منتشر می کردم که اطلاعات بیشتری به مردم بدهد تا با آگاهی بیشتر به اطرافشان نگاه کنند و خبرهای تنش زایی که باعث می شود در جامعه تنشی ایجاد شود را به مردم اطلاع نمی دادم، هرچند لازم است که پخش شود و مردم حق دارند که بفهمند در اطرافشان چه می گذرد». اعتقادش بر این بود که اگر خبرنگارها کارشان را درست انجام دهند، نقش بسیار موثری در جامعه دارند. در پایان هم به خبرنگارها  گفت: «روزتان مبارک و امیدوارم در کارهایتان، رعایت عدل و انصاف را بکنید و هوای مردم را داشته باشید». 
با مرد جوان دیگری گفت و گو کردیم. او هم از روز خبرنگار اطلاعی نداشت. هیچ وقت خبرنگاری شغل مورد علاقه اش نبوده و حتی به آن فکر هم نکرده بود. معتقد بود خبرنگاری سانسور دارد و همه خبرها منتشر نمی شود. می گفت اگر خبرنگار بود، خبرهای اجتماعی را منتشر می کرد و جمله پایانی اش

به خبرنگارها این بود: «امیدوارم همیشه شرایط مناسبی داشته باشید و بتوانید با آزادی بیان حرف هایتان را بزنید». 

مرد میانسالی که سی دی فروشی داشت هم، از وجود روزی به نام خبرنگار، بی اطلاع بود. به «فکرشهر» گفت که همیشه دوست داشته خبرنگار شود ولی شرایط زندگی او را به سوی دیگری کشانده است. اگر خبرنگار بود اخبار ورزشی را منتشر می کرد. معتقد بود که اگر خبرنگارها نبودند، به هیچ عنوان نمی شد خوب و بد را از هم تشخیص داد و تاکید کرد: «در واقع خبرنگارها، افراد شاخص را از بقیه جدا می کنند». وی، به خبرنگارها خسته نباشید گفت و در جمله پایانی اش به خبرنگارن گفت: «سعی کنید همیشه واقعیت را بازگو کنید». 

پسر جوانی که مشغول صحبت با تلفن بود نیز پذیرفت تا با ما گفت و گو کند. منتظر ماندیم تا مکالمه اش به پایان برسد. او از وجود روز خبرنگار مطلع بود ولی علاقه ای به خبرنگاری نداشت. اگر خبرنگاربود، همه اخبار، به جز اخبار سیاسی را نشر می داد و دلیلش برای منتشر نکردن اخبار سیاسی را هم این گونه توضیح داد: «به دردسرش نمی ارزد و کار ریسک پذیری است». در جمله ای هم به خبرنگارها گفت: «واقعا کار پر استرسی دارید و امیدوارم همیشه موفق باشید».

به سمت مغازه خشکبار فروشی رفتیم و با فروشنده جوان آن مغازه مصاحبه کردیم. او هم از روز خبرنگار اطلاعی نداشت. بیشتر به خبرهای ورزشی علاقه داشت. در آخر هم از خبرنگاری به عنوان شغلی سخت یاد کرد و برای خبرنگاران آرزوی موفقیت کرد. 
از مغازه بیرون آمدیم و مرد میانسالی را دیدیم که با وجود این که نوبت دکتر داشت، ولی قبول کرد 3ـ2 دقیقه از وقتش را در اختیار ما بگذارد. او، بیشتر به نشر اخبار سیاسی علاقه داشت و معتقد بود، خبرنگاران در جامعه نقش موثری دارند، البته اگر واقعیت را بگویند. جمله اش به خبرنگاران هم این بود: «ان شااله همیشه موفق باشید». 

شب شده بود و هوا رو به تاریکی می رفت. دختر نوجوانی به همراه دوستش مشغول تماشای ویترین مغازه ها بود. به سمت آن ها رفتیم. یکی از آن ها حاضر به مصاحبه شد. گفت که به خبرنگاری علاقه دارد. دوست داشت خبرهایی را منتشر کند که اطلاعت عمومی افراد را بالا می برد و وقتی از او پرسیدیم که نقش خبرنگاران در جامعه چیست؟ خنده اش گرفت و بدون پاسخ به سوال ما، به سمت دوستش رفت.

برای ادامه مصاحبه به خیابان فردوسی رفتیم. مادری به همراه دخترش در پیاده رو قدم می زد و پذیرفت که با ما گفت و گو کند. او که روانشناس هم بود، گفت که زمانی به خبرنگاری علاقه داشته ولی بعدا که متوجه شده خبرنگاری شغل سخت و دشواری است، به دنبال آن نرفته است. نقش خبرنگارها در جامعه را این گونه بازگو کرد: «خبرنگارها نقش پررنگی در جامعه دارند و همچنین بار مسوولیت خبرنگارها خیلی زیاد است». در پایان هم روز خبرنگار را به همه خبرنگاران تبریک گفت.

در شهر بوشهر هم ادامه گزارشمان را گرفتیم و در مدت زمانی که برای این کار اختصاص داده بودیم، تنها یک نفر حاضر به گفت و گو شد. مرد جوانی که در مغازه عینک فروشی اش نشسته بود در پاسخ به سوالات «فکرشهر» گفت که دوست داشتم خبرنگار باشم تا خبرهای خوبی که واقعا به درد مردم می خورد را به افراد جامعه برسانم. در پاسخ به سوال درباره نقش خبرنگاران هم گفت: «به نظر من نقش خبرنگار در جامعه این است که حقیقت را برسانند و اگر خبرنگار، خبر دروغ منتشر کند، به هیچ وجه ارزشی ندارد». جمله پایانی اش به خبرنگاران هم این بود: «یک خبرنگار باید یک خبرنگار واقعی باشد».

به گزارش «فکرشهر»، هفدهم مردادماه به مناسبت سالروز شهادت شهید «محمود صارمی» در حمله تروریستی طالبان در افغانستان، روز خبرنگار نامگذاری شده است و به نظر می رسد، اکثر مردم اطلاعی از این روز ندارند. مردمی که البته می دانند خبرنگاری، به همان اندازه که تاثیرگذار، سخت و پر مشقت است؛ با دردسرهایی که تنها یک خبرنگار آن را می فهمد و شادی هایی که در نتیجه حل مشکلات مردم بعد از انتشار گزارش و خبر بوده و آن را هم تنها یک خبرنگار واقعی درک می کند؛ و شاید به همین دلیل بوده که در میان مصاحبه شوندگان، با وجود علاقه ای که بوده، کسی به سمت خبرنگاری نرفته و یا آن چنان که در «شما می گویید» ها آمده، پس از مدتی آن را رها کرده اند.

 

دیدگاه خود را بنویسید