سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»/ سخن مدیرمسوول

در پاسداشت زنی که حدود نیم قرن برای زنان جنگید

فکرشهر ـ نرگس محمدزاده فرد*: نخستین بار که دیدمش، روی صندلی چرخدار نشسته بود؛ سال ۱۳۹۵. با هم گپی زدیم؛ از من پرسید و وقتی شنید روزنامه نگارم و خودم هم دو رسانه دارم، خوشحال شد؛ از «پیام هاجر» گفت که به تعطیلی کشاندنش و «پیام ابراهیم» که هر چند همراهش را برای آوردن نسخه ای از آن فرستاد، ولی دست من از دریافت آن خالی ماند...

فکرشهر ـ نرگس محمدزاده فرد*: نخستین بار که دیدمش، روی صندلی چرخدار نشسته بود؛ سال ۱۳۹۵. با هم گپی زدیم؛ از من پرسید و وقتی شنید روزنامه نگارم و خودم هم دو رسانه دارم، خوشحال شد؛ از «پیام هاجر» گفت که به تعطیلی کشاندنش و «پیام ابراهیم» که هر چند همراهش را برای آوردن نسخه ای از آن فرستاد، ولی آن زمان دست من از دریافتش خالی ماند.

برای من که از وقتی چشم باز کرده بودم، با چهره مرحوم «آیت اله سید محمود طالقانی (رحمه اله علیه)» آشنا بودم و او را از تابلوی «ویترای» بزرگی که دوست پدرم در سال های اول انقلاب به ایشان هدیه داده بود، می شناختم، دیدن دختری که هر چه داشت، هر چند از آموزه ها و تربیت پدر، ولی از تلاش و خواست و اراده خود به دست آورده بود و نه نام و نشان و جایگاه پدر، یک افتخار بود.

از پدرشان گفتیم و ارادت خانواده ام به آیت اله و در آخر هم وقتی خواستم با هم عکسی به یادگار بیندازیم، خندید و گفت: «چرا می خوای با کسی عکس بندازی که خودت رو پرونده دار کنی؟!»

و هر دو تلخ خندیدیم...

زنی که نامش به عنوان نخستین زن زندانی سیاسی ایران که به حبس ابد محکوم شده؛ در سال ۱۳۵۴؛ در تاریخ ثبت شده است و یکی از چهار زنی است که در دوره نخست مجلس شورای اسلامی و در کنار ـ مریم بهروزی، گوهرالشریعه دستغیب و عاتقه صدیقی (رجایی)، به عنوان نماینده مردم تهران حضور داشته است؛ هر چند پس از آن، ردای پست و مقام را به لقایش بخشید و به فعالیت های اجتماعی و سیاسی به ویژه در بحث زنان و زنان سرپرست خانوار، دبیرکلی تشکل «جامعه زنان انقلاب اسلامی» و روزنامه نگاری پرداخت.

در تمام ادوار انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا می شد تا ثابت کند واژه «رجال» نه به معنای مردان، که به معنای فعالین سیاسی است؛ زن و مرد؛ و اگر غیر از این بود، واژه «ذکور» برای کاندیداتوری ذکر می شد؛ می خواست شورای نگهبان تعریف روشن و شفافی از واژه «رجال» ارائه کند و معتقد بود اگر تکلیف این واژه مشخص شود، زنان به بسیاری از آزادی هایی که حقشان است، می رسند؛ و برای همین بود که اصلاحات را در پیش گرفته بود و در این راه گام برمی داشت تا جامعه را به آن چه که باید باشد، برساند.

این زن خود ساخته و سرسخت و آزاده که هر چه داشت، در راهی که برگزیده بود گذاشت و لحظه ای از پا ننشست؛ نمونه کاملی از آزادگی و آزادی خواهی و یک زن آزاده ایرانی و اسلامی بود که اعتقاد داشت در بحث حجاب، «غمض عین» که به معنای چشم پاکی است، بیشترین اهمیت را دارد. در سال 1392، با انتشار یادداشتی در صفحه فیسبوکش، مانند «پدر» که معتقد به انتخاب آزاد حجاب از سوی زنان بود، خطاب به نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی گفت: « شما برای تربیت مردان چه اقدامی انجام دادید؟ تا چه اندازه به مردان آموزش و تربیت داده شده که نگاه ابزاری خود نسبت به زنان را تغییر دهند؟ در آیات مربوط به حجاب مهم‌ترین نکته «غمض عین» است. یعنی چشم‌پاکی و بدون غمض و خریدارانه نگاه کردن نسبت به انسان‌ها اعم از زن و مرد ...». معتقد بود زن ها باید اعتماد به نفس داشته باشند و از برخوردها ناامید نشوند و وقتی به «فمنیست» بودن ربط داده شد، تاکید کرده بود که «فمینیست نیستم، طرفدار حقوق مظلومم. چه مرد، چه زن. اما الان بیشتر این زنان هستند که مظلوم واقع شده اند». این اواخر هم در گفت و گویی تاکید کرده بود که «زن‌ها باید اعتماد به نفس حضور را داشته باشند. قرار نیست با برخوردها ناامید شویم. اصلا ناامید نیستم، ممکن است من دیگر نباشم ولی دیگران بتوانند به خواسته خود برسند. تا زمانی که زنده باشم، اعتراض برای خواسته های زنان را خواهم داشت.»

مدتی دست به قلم نبرده بودم و قصد هم نداشتم به این زودی ها چیزی بنگارم، ولی خبر درگذشت خانم «اعظم طالقانی» در شامگاه 8 آبان ماه 1398، مانع شد؛ با خودم گفتم شاید امروز و این فضا تنها فرصت من برای عرض ارادت به این شیرزن آزاده باشد که حدود نیم قرن برای عدالت و آزادی تلاش کرد و جنگید؛ در دورانی که برخی زنان از این که زن خوانده شوند، عصبانی می شوند و بیزاری می جویند، نه از پا نشست و نه ناامید شد؛ حتی وقتی مجبور بود پله های وزارت کشور را با واکر بالا برود تا ثابت کند زن بودن، نباید عاملی باشد تا حقی از انسان ها ضایع شود.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

*مدیرمسوول هفته نامه «به فکرشهر» و پایگاه خبری تحلیلی «فکرشهر»
 

دیدگاه‌ها

ناشناس

آفرین. خیلی خوب نوشتی. قلمت مانا

ناشناس

قبلا بیشتر می نوشتید. کم کم داشتیم فراموشت تون می کردیم. شروع دوباره خوبی بود

تولایی

خدا رحمت کنه ایشون رو و درود بر شما. اصلاحات راهش همین است؛ آرام و پیوسته و اساسی. این زن صد شرف داشت و دارد بر صدها ذکور بی خاصیت.

ناشناس

درود بر شما خانوم محمدزاده که به معنای واقعی ادامه دهنده راه بانوان بزرگی همچون خانوم طالقانی هستید.

ناشناس

اعظم خانم به مثابه واقعی یک زن اصلاح گر و فرزند خلف پدرش بود. روحش شاد. حق زیادی بر گردن همه مردم ایران دارد.

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید