سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

دل نوشته ای برای مادر خارگی، که 37 سال چشم انتظار بود

فکرشهر ـ خدیجه رودباری*: آرام بخواب مادر ...
آرام بخواب «ننه محمود» همیشه منتظر
می دانم سال ها چشم انتظاری یعنی چه، می دانم جوان رعنایت را گم کرده باشی یعنی چه، می دانم هر بار که در خانه ات را کوبیدند سراسیمه و هراسان خود را به در رساندن یعنی چه و می دانم در تمام سال هایی که یوسفت گم شد هیچ شبی پلک بر هم ننهادی و اشکت هرگز بند نیامد.
چه شب ها که حنایش را در خیالت تر کردی و کِل کِشان برایش رخت دامادی چیدی.. 
قربان دلت مادر... تا لحظه ای که قلبت از حرکت ایستاد چشمت به در خشکید تا بلکه یوسفت بیاید و در آغوشش برای همیشه آرام بگیری.
قربان چشم انتظاریت ننه محمود درد کشیده
می دانم دیشب را راحت خوابیده ای، می دانم محمودت با آغوش باز پذیرایت شده، می دانم به اندازه سال ها اشک و دوری در جزیره برایش خبر برده ای، می دانم که او هم برایت حرف ها داشته... سلام ما را به یوسفت برسان و بگو شرمنده ایم...

پی نوشت: در یادبود درگذشت «عزیزه آل خمیس»، مادر شهید جاویدالاثر جزیره خارگ، «محمود شنویی». شهید «محمود شنویی»، متولد 28 خرداد 1342 بود که در 20 اردیبهشت ماه 1361 در عملیات «فتح المبین» و در محلی نامشخص به شهادت رسید و در تمام این سال ها، مادر، در انتظار خبری از این شهید والامقام بود. این مادر منتظر، سرانجام، چهارشنبه شب، 15 آبان ماه 1398ـ دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

*شهروند جزیره خارگ

دیدگاه خود را بنویسید