سر خط خبرها:
فارن پالیسی:

پشت پرده اعزام نیروهای پوتین به قزاقستان

فکرشهر: هرگونه مداخله مسکو در فضای پس از فروپاشی شوروی ریشه در الزامات ژئوپلیتیکی کلیدی روسیه دارد. حفظ تحکیم سیاسی داخلی، محافظت از خود در برابر همسایگان نامطلوب یا قدرت های خارجی، تقویت نفوذ خود در منطقه و در عین حال محدود کردن نفوذ بازیگران رقیب از جمله ی این الزامات هستند....

فکرشهر: Eugene Chausovsky در فارن پالیسی نوشت: هفته گذشته در مقاله ای برای فارین پالیسی، چارچوبی را برای فرآیند تصمیم گیری مداخلات نظامی روسیه در فضای پس از شوروی ارائه کردم. در این چارچوب، من پنج متغیر اصلی را شناسایی کردم که احتمالاً مسکو برای تصمیم گیری در مورد اعزام نیروهای نظامی اش به قزاقستان مدنظر داشته است. 1) یک جرقه خاص، 2) پشتیبانی از عناصر محلی، 3) مخالفت/واکنش های نظامی پیش بینی شده، 4) امکان سنجی فنی مداخله و 5) هزینه های سیاسی و اقتصادی پیش بینی شده مداخله مانند تحریم ها. با استفاده از این چارچوب، من پیش بینی کردم که با وجود افزایش نیروها و لفاظی های تهاجمی رهبر روسیه، تهاجم نظامی در مقیاس وسیع توسط روسیه از اوکراین بعید است در آینده نزدیک اتفاق بیفتد.

به گزارش فکرشهر از انتخاب، در ادامه این مطلب آمده است: با این حال، من همچنین متذکر شدم که پتانسیل افزایش حضور نظامی روسیه و استقرار بالقوه در جاهای دیگر، به ویژه در کشورهایی که با مسکو روابط دوستانه تری دارند، وجود دارد. در این هفته، دقیقاً چنین مداخله‌ای در قزاقستان رخ داد که سازمان پیمان امنیت جمعی  سنتو به رهبری روسیه نیروهایی را برای سرکوب ناآرامی‌هایی که به دلیل افزایش قیمت سوخت در 2 ژانویه آغاز شد و به سرعت گسترش یافت و به خشونت در سراسر قزاقستان منجر شد، به این کشور اعزام کرد. در حالی که ناآرامی ها ادامه دارد و مسیر سیاسی و امنیتی قزاقستان تا زمان نگارش این مقاله نامشخص است، زمان و نحوه مداخله روسیه در این کشور بینشی از محاسبات استراتژیک مسکو و سرنخ هایی در مورد آنچه که باید در منطقه گسترده تر انتظار داشت را ارائه می دهد.

مداخله روسیه در قزاقستان در مقایسه با عملیات های نظامی قبلی مسکو که مشابه شوروی سابق انجام می شد مانند مورد گرجستان در سال 2008 و اوکراین در سال 2014، منحصربه‌فرد است. یکی از جنبه‌های منحصربه‌فرد مورد قزاقستان، مشارکت سنتو در آن است که یک اتحاد نظامی متشکل از روسیه است و قویت ترین اتحاد امنیتی در فضای پس از شوروی به شمار می رود. در این اتحادیه ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان نیز حضور دارند. بر خلاف عملیات روسیه در گرجستان و اوکراین، استقرار نیروهای سنتو در قزاقستان که اکثریت آنها از روسیه می آیند و البته نیروهایی از ارمنستان، بلاروس و تاجیکستان نیز حضور داشتند، به صراحت توسط قاسم جومارت توقایف، رئیس جمهور قزاقستان درخواست شده بود و علیه دولت به این کشور وارد نشدند.

در شرایطی که اوضاع به سرعت از کنترل خارج شد، توقایف احساس کرد که برای ایمن کردن مکان‌ها و تأسیسات استراتژیک، از جمله ساختمان‌های دولتی و فرودگاه‌ها در شهرهای کلیدی مانند آلماتی، نیاز به کمک سنتو دارد. در این شرایط، نیروهای امنیتی قزاقستان با خیال راحت می‌توانستند بر مدیریت مستقیم تظاهرکنندگان تمرکز کنند. 

بعلاوه، ماهیت چند ملیتی مداخله مهم است، چراکه به عنوان اولین اعزام مشترک نیروهای سنتو در تاریخ 30 ساله ی این بلوک امنیتی به حساب می آید.

دلیل و برهان استقرار نیروهای روسیه در قزاقستان، شباهت های مهمی با اقدامات نظامی روسیه در اوکراین و گرجستان دارد. هرگونه مداخله مسکو در فضای پس از فروپاشی شوروی ریشه در الزامات ژئوپلیتیکی کلیدی روسیه دارد. حفظ تحکیم سیاسی داخلی، محافظت از خود در برابر همسایگان نامطلوب یا قدرت های خارجی، تقویت نفوذ خود در منطقه و در عین حال محدود کردن نفوذ بازیگران رقیب از جمله ی این الزامات هستند. در حالی که در گرجستان و اوکراین، مداخله ی روسیه برای تضعیف دولت‌های طرفدار غرب که با منافع مسکو مخالف بودند، انجام شد، مداخله در قزاقستان در حهت برعکس بود. مسکو با هدف حمایت از یک دولت طرفدار روسیه که از نظر استراتژیک با کرملین همسو است به مداخله ی اخیر پرداخت. مهمتر از همه، روسیه می خواهد این پیام را ارسال کند که مایل است برای جلوگیری از بروز چنین ناآرامی های خشونت آمیز و نابسامانی های سیاسی در سایر کشورهای دوست مسکو که عواقب بالقوه ای در داخل خاک روسیه دارد، اقدام کند.

 بنابراین، دلیل استراتژیک گسترده‌تری برای مداخله روسیه در قزاقستان وجود داشت. چنین استقراری با بسیاری از عناصری که قبلاً در چارچوب شناسایی شدند، هم راستا است. «جرقه» به شکل تظاهرکنندگانی ظاهر شد که به ساختمان‌های عمومی هجوم می‌آورند و «حمایت از سوی عناصر محلی» در شکل درخواست مداخله توقایف از «سازمان پیمان امنیت جمعی» ظهور پیدا کرد که به نوبه خود امکان‌سنجی فنی را نشان می‌داد و اینکه پاسخ خصمانه از سمت ارتش قزاقستان وجود نخواهد داشت.

سیگنال‌های ایالات متحده و اتحادیه اروپا نشان می داد که غرب در واکنش به مداخله روسیه، ضربه اقتصادی یا سیاسی قابل توجهی به مسکو وارد نخواهد کرد. در نتیجه، روسیه به سرعت و قاطعانه برای اعزام نیروهای سنتو بلافاصله پس از درخواست توقایف اقدام کرد. بدون این عوامل، مسکو ممکن بود استقرار نیروها در قزاقستان را به تعویق بیندازد، آن را در مقیاس کوچکی انجام دهد یا حتی با درایت این درخواست را نادیده بگیرد.

این بدان معنا نیست که مداخله روسیه در قزاقستان با مشکلات خاص خود همراه نخواهد بود. همچنین تضمینی برای دستیابی مسکو به هدف خود که بازگرداندن نظم عمومی و حمایت از رژیم قزاقستان است، وجود ندارد. در حالی که «حمایت محلی» از مداخله روسیه در سطح دولت وجود دارد، برخی از عناصر در داخل قزاقستان از جمله بسیاری از تظاهرکنندگان و همچنین چهره‌های اپوزیسیون علیه مداخله در قزاقستان صحبت کرده‌اند و می‌توانند تصمیم بگیرند در حال حاضر یا در آینده در مقابل آن مقاومت کنند. علاوه بر این، مشارکت نظامی کشورهای عضو سنتو مانند بلاروس، قرقیزستان و ارمنستان که همگی مشکلات خاص خود را در ارتباط با  ناآرامی های اجتماعی و سیاسی داشته اند، در واقع می تواند آن کشورها را در برابر ناآرامی های سیاسی در آینده آسیب پذیرتر کند.

اگر نیروهای سنتو به رهبری روسیه نتوانند نظم را در قزاقستان برقرار کنند و در دیگر کشورهای عضو سنتو که در آینده  احتمالاً مشکلات مشابهی در آنها بروز می کند، اوضاع را آرام کنند، این می تواند به شدت به اعتبار خود کرملین، هم در داخل و هم محیط بین الملل در فضای پس از شوروی آسیب برساند.

در حال حاضر چیزهای زیادی در قزاقستان برای دولت این کشور و روسیه و متحدانش در سازمان سنتو وجود دارد، حتی اگر به مردم قزاقستان و خود معترضان اشاره نکنیم. در حالی که مسکو تمایل خودش را برای استفاده از نیروی نظامی به منظور دفاع از موقعیتش در فضای پساشوروی ثابت کرده است، چنین مداخلاتی مستعد ایجاد پیامدهای غیر قابل پیش بینی و گسترده است.

دیدگاه خود را بنویسید