سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

اشتغال زنان، مثبت یا منفی؟

فکرشهر: سوالی که بسیار زیاد از طرف پسران پرسیده می شود این است که در انتخاب همسر با توجه به فشارهای اقتصادی و مشکلات رفاهی، اگر همسر آینده مان شاغل باشد برای خانواده مثبت است یا منفی؟

فکرشهر ـ همایون فقیه*: سوالی که بسیار زیاد از طرف پسران پرسیده می شود این است که در انتخاب همسر با توجه به فشارهای اقتصادی و مشکلات رفاهی، اگر همسر آینده مان شاغل باشد برای خانواده مثبت است یا منفی؟

نمی شود یک حکم کلی در این موضوع ارائه نمود، چرا که موضوعی توافقی بین دختر و پسر است و باید همه نکات منفی و مثبت این موضوع را بررسی و ارزیابی کنند و با راه کارهای مناسب و استفاده از تجارب خانواده هایی که این شرایط را دارند و با مشاورین خانواده و روانشناسان بالینی مشورت و در نهایت به نتیجه نهایی رسید که اگر موافق شاغل بودن زنان بودند، چه راه کارهایی را مد نظر داشته باشند که آسیب کمتری به نظام خانواده وارد شود؟

در این نوشتار به نکاتی در این موضوع اشاره خواهیم کرد.

 از نظر قانونی و شرعی، زن وقتی ازدواج می کند وظیفه اصلی اش رسیدگی به شوهر و فرزندپروری است و وظیفه تامین معاش خانواده و کمک به شوهر را در این خصوص ندارد و حتی اگر درآمد کافی یا مال و ثروت فراوان هم داشته باشد، وظیفه مرد است که مخارج و نفقه وی را بپردازد و وسایل رفاهی زندگی را در حد شان زن برایش فراهم نماید تا خانم بتواند به وظایف اصلی خود برسد و چرخ زندگی شان بچرخد؛ در مقابل هم، اسلام هیچ گونه مخالفتی برای اشتغال زنان ندارد چرا که گاهی در شغلی جامعه فقط به جنسیت زن نیاز دارد و نه مرد؛ همچون شغل های تخصصی پزشکی و پیراپزشکی و... و با توجه به این که زندگی امروزه از لحاظ اقتصادی سخت شده است و ممکن است کار مرد به تنهایی جوابگوی مخارج خانه و خانواده نشود، پس زن می تواند اشتغالی داشته باشد که کمک خرج همسر خویش باشد و مطمئنا چون اشتغال جزو وظایف اصلی زنان نیست، مشغول شدن آنان به کار می تواند آسیبی به خانواده بزند که در ادامه چند مورد از آن را بیان خواهیم نمود؛ اما زنان می توانند با مدیریت صحیح، تدبیر و تدبر در امور و برنامه ریزی های مناسب، آسیب ها منفی اشتغال را کاهش دهند و با حفظ شئونات اسلامی و اجتماعی هیچ مانعی بر راه اشتغال آنان در شغلی که در شأنشان باشد، وجود ندارد.

برخی از آسیب هایی که ممکن است زنان شاغل و خانواده های آنان را تهدید کند، می تواند موارد زیر باشد:

1. اگر زنان شاغل آن طور که شایسته است نتوانند وظایف خانوادگی خود به عنوان همسر و مادر را به خوبی انجام دهند، آغاز کننده اختلافات زناشویی خواهد بود.

 2. زنان شاغل به دلیل خستگی ناشی از شغلشان ممکن است این حالت را به خانه بیاورند و از آمادگی جسمانی و روانی و توانایی کافی برای برطرف کردن نیازهای روانی عاطفی اعضای خانواده، نداشته باشند.

3. عدم سرپرستی و نظارت مستقیم بر فرزندان در منزل و محل و مدرسه و گاهی غفلت از نیازهای آنان.

 4. پیامدهای نامطلوب اشتغال مادر بر رشد جسمانی و روانی فرزندان.

 5. اشتغال و درگیری ذهنی در مورد مسائل کاری و در پی آن، مصرف شدن انرژی روانی شخص بیرون از منزل و کوتاهی نسبت به وظایف خانه داری.

 6. گاهی سنگینی کارهای منزل بر دوش شوهر و فرزندان می افتد.

 7. برخی از خانم های شاغل در محیط کار به اندازه کافی با همکاران و مراجعان صحبت کرده و نیازهای کلامی و عاطفی خود را از این راه ارضاء می کنند.

 8. کم میلی به بچه دار شدن یا اکتفا به فرزند کمتر.

 9. گاهی دستیابی به استقلال مالی باعث سستی روابط زناشویی می شود.

 10. اشتغال مادر ممکن است نقش و جایگاه پدر را در بین فرزندان پسر مخدوش کند.

 11. گاهی اشتغال طولانی مدت مادر سبب می شود که فرزندان دختر از یک الگوی جنسیتی مناسب محروم شوند و در ایفای نقش جنسیتی خود با مشکلاتی روبه رو شوند.

 12. اشکال در ایفای نقش جنسی فرزندان پسر (اگر جایگاه پدر در خانواده سست باشد).

 13. دوگانگی در تربیت فرزندان.

 14. همچنین حضور کم رنگ و نداشتن فرصت کافی برای پخت و پز و استفاده بیش از حد از غذاهای آماده و گاه ناسالم، مشکلاتی را در تغذیه و رشد جسمانی اعضای خانواده به وجود می آورد.

 15. اغلب زنان شاغل، بیشتر توانمندی و خلاقیت خود را در محیط شغلی خود به کار می گیرند و در نتیجه نمی توانند توانمندی های خود را به شکل مطلوبی در مورد همسر و فرزندان به کار گرفته و به نشاط و پویایی خانواده بیفزایند.

 16. برخی از مشاغل، خانم ها را به پیری زودرس، افسردگی و مشکلات جسمانی و روانی گرفتار می کند.

 17. زنان به جهت اشتغال در بیرون از منزل، ممکن است فرصت استفاده از رسانه های مختلف اجتماعی و خدمات فرهنگی و هنری که جهت استفاده خانواده ها ارائه می شوند را از دست بدهند.

 18. از جمله مشکلات این زوج های شاغل، رفت وآمد و ارتباط با بستگان و دوستان می باشد.

 19. احتمال آسیب پذیری اخلاقی زنان شاغل به خصوص در محیط های کاری که با مردان در تعاملند، بیشتر است.

 20. احساس گناه، مهم ترین احساس منفی مادران شاغل است که به علت نگرانی از عدم حضور در کنار فرزندش ایجاد می شود.

21. احساس بیهودگی و بی ارزشی نیز می تواند از آسیب های مادران شاغل باشد، به خصوص اگر از سوی همسر یا فرزندان حمایت کافی و قدرشناسی لازم صورت نپذیرد.

 22. اختلال در امر تربیت فرزندان؛ اگرچه تربیت فرزندان در وهله اول بر عهده پدران می باشد و مادران از لحاظ شرعی وظیفه ای در این خصوص ندارند، اما از لحاظ اخلاقی، مادران نیز موظف هستند در این خصوص بکوشند و از هیچ کوششی دریغ نورزند، چرا که پس از تولد نوزاد، مادر نخستین فرد خانواده است که با کودک خود تماس مستقیم دارد. در واقع زندگی کودک با ارتباط زیستی میان او و مادرش آغاز می شود. این ارتباط نه تنها در رفع نیازهای کودک موثر است، بلکه بر حالات روانی و عاطفی وی نیز تاثیر می گذارد. اصولا رشد طبیعی و روانی کودک در درجه نخست، به وجود مادر وابسته است و تا مدتی طولانی، وی عمده ترین نقش را در زندگی بازی می کند. باید توجه داشت که تربیت فرزندان و گرامی داشتن آن ها از جمله حقوقی است که بر عهده والدین نهاده شده است که اگر به این مهم توجه نشود، قطعا آسیب های جبران ناپذیری گریبان خود فرد، خانواده و جامعه را می گیرد، چرا که بسیاری از ناهنجاری های فردی و اجتماعی نشات گرفته از تربیت ناصحیح افراد و در بسیاری از موارد ناشی از عقده های روانی است که بر اثر عدم تربیت صحیح و تکریم کودکان از جانب والدینشان در درون خانواده صورت می گیرد.

 به هر حال، این که زنی در بیرون از خانه کار کند یا نکند، تصمیم گیری نهایی در خصوص این موضوع مهم بر عهده شما و همسرتان است. این شما هستید که مشکل را سبک و سنگین می کنید و برای آسیب های احتمالی آن تدبیری می اندیشید.

در مقابل مطمئنا اشتغال زنان نیز محاسنی دارد که شاید بتوان چنین آنان را برشمرد:

خانم ها نیاز دارند از تحصیلات و تخصصی که برای گرفتن آن زحمت کشیده اند، سود ببرند. این کار به آن ها احساس امنیت و رضایت خاطر می دهد. بیشتر خانم ها دوست ندارند برای رفع نیازهای مالیشان، که این روزها بسیار هم حیاتی است، از همسرشان پول تقاضا کنند. خانمی که در خارج از خانه کار می کند و از کارکردن احساس رضایت دارد، مقدار زیادی از وابستگی افراطی اش به همسرش کاسته می شود، به طوری که قادر است از نظر روانی هم خود را اداره کند. کارکردن خانم ها در خارج از خانه به اقتصاد خانواده کمک می کند. وقتی خانمی در خارج از خانه کار می کند، با مشکلات کسب درآمد و به اصطلاح پول درآوردن آشنا می شود، بنابراین به ارزش کار همسرش بیشتر پی می برد و او را بهتر درک می کند. در دوره سالمندی سربار دختر یا پسر نخواهد بود، زیرا یک مستمری و حقوق بازنشستگی برای دوران کهولت خود دریافت می کند؛ بنابراین از این خانه به آن خانه فرستاده نمی شود که کشنده ترین دردهای نگفتنی در کهنسالی است. چون به اقتصاد خانواده کمک می کند، در اندوخته خانواده هم شریک و سهیم خواهد بود. همین مشارکت، به او احساس امنیت بیشتری می دهد؛ به دلیل حضورش در خارج از خانه و در متن جامعه، از معلومات و دانش اجتماعی روز بی بهره نمی ماند؛ به خصوص اگر به خاطر پیشرفت در کارش مجبور باشد کمی مطالعه و تحقیق هم کند. از طرفی، مطالعه باعث می شود در تربیت فرزندان از آگاهی بیشتری برخوردار شود. از نظر حفظ زیبایی، تناسب اندام و خوش لباسی تا حدی مطابق فرهنگ خواهد بود. همین امر به شادابی روحیه اش کمک فراوانی می کند، البته این فرهنگ باید متناسب با شریعت و ایرانی گری باشد.

*کارشناس روانشناسی

پی نوشت: منبع بخش محاسن زنان شاغل از سایت دکتر سلام است.

دیدگاه خود را بنویسید