سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»/ بعد ازجلال آل احمد، کسی سراغی از ما نگرفت 

خارگ، جزیره محبت 

فکرشهر- سید فریور موسوی: خیل عظیمی از مردم عزیز کشورمان به درستی نمی دانند که جزیره خارگ در کجای نقطه جغرافیایی و نقشه کشورمان قرار گرفته است! از خیلی ها سئوال کردیم که آیا می دانید جزیره خارگ کجاست؟ اغلب در جواب سئوال ما می گفتند: «نه...

فکرشهر- سید فریور موسوی: خیل عظیمی از مردم عزیز کشورمان به درستی نمی دانند که جزیره خارگ در کجای نقطه جغرافیایی و نقشه کشورمان قرار گرفته است! از خیلی ها سئوال کردیم که آیا می دانید جزیره خارگ کجاست؟ اغلب در جواب سئوال ما می گفتند: «نه»!

 اکثرا نمی دانند که جزیره ای در خلیج همیشه فارس قرار دارد که بیش از93 درصد از صادرات نفت و میعانات گازی از آنجا انجام می شود، ضمن آنکه مردمی دارد خونگرم و مظلوم. سالهاست که این جزیره استوار در برابر هرگونه تجاوز و حمله دشمن ایستاده و خللی در اراده مردم سخت کوشش ایجاد نشده است. 

سال ها پیش، جلال آل احمد نویسنده، پژوهشگر، داستان نویس و داستان سرای شهیر ایرانی در سفری که به جزیره خارگ داشت، دست نوشته هایش از دیده ها و شنیده های مردم این جزیره را به صورت کتابی گردآوری و با نام «خارگ دُر یتیم خلیج فارس»، روانه بازار کرد که اتفاقا به کتابی ماندگار تبدیل شد. اغلب اشخاصی که به این جزیره مرجانی و محبوب وارد می شدند، سال ها در این جزیره ماندگار شدند بی آنکه خودشان بخواهند و می گفتند: «خاک این جزیره گیراست و آدم را جذب خودش می کند». خارگ یادآور خاطرات تلخ و شیرینی است که در این مقوله به خاطرات خوب گذشته این جزیره و مردمان مهربان و میهمان نوازش اشاره می کنیم. 

خارگ از خوزستان با بوشهر

قبل از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان و در تقسیمات کشوری جزیره خارگ جزء خاک خوزستان و از شهرستان های این استان بود که الحق و انصاف مشکلات کنونی و فعلی را به هیچ وجه نداشت. با شروع جنگ تحمیلی هشت ساله و به دلیل دسترسی آسان به این جزیره که منبع درآمد نفتی کشورمان به شمارمی رفت، وزارت کشور در جلسه ای، مالکیت این جزیره را از جغرافیای استان خوزستان جدا کرده و آن را به استان بوشهرملحق کرد. از زمانی که نام خارگ به بوشهر سنجاق شد، مشکلات مردم این جزیره که در آرامش خاصی به زندگی مشغول بودند، شروع شد. خارگ را بایستی تنها نقطه ای از ایران دانست که به دو استان متعلق بوده است. 

لین های کارگری و شلوغ شرکت نفت

قبلا وقتی که از کوچه پس کوچه های منطقه صنعت نفت عبور می کردی، در منطقه کارگرنشین آن، لین هایی را می دیدی که زن های کارکنان بیرون از خانه هایشان بر روی حصیر و فرش های کوچک نشسته و در حال تخمه شکستن، قلیان کشیدن و پچ پچ کردن بودند. صفا و صمیمیت میان مردمان همان لین(کوچه) های کارگری هنوزهم به عنوان مثال برای نسل های فعلی و آینده خارگی های شرکت نفتی بازگو می شود وهنوزهم وقتی پس از بیش از پنجاه سال از این لین ها عبورمی کنی، ناخودآگاه اشک از چشمانت سرازیرمی شود مهربانی و صمیمیت در میان مردم آن زمان خارگ موج می زد.

هواپیماهای فرندشیپ یا فوکر27

روزانه بین ساعت 7 تا 7:30 دقیقه صبح، دوفروند هواپیمای ملخی فرند شیپ یا فوکر27 از فرودگاه شهر آبادان به سمت جزیره خارگ پروازکرده و در فرودگاه محقر و کوچک خارگ فرود می آمدند. اولین هواپیما نان سفید یا همان نان باگت به همراه شیر تازه و افرادی که برای ماموریت به خارگ اعزام می شدند را با خود حمل می کرد و دومین هواپیما نیز حامل میوه و سبزیجات تازه باغات خوزستان بود که برای فروش به اهالی منطقه شرکت نفت، در فروشگاه استاف استور(Staff Store) و فروشگاه میوه در معرض فروش قرارمی گرفتند. این پروازها در هر شرایط جوی و تعطیلات رسمی و غیررسمی و بصورت روزانه انجام می شدند و خللی در توقف آن ها پیش نمی آمد. 

فروشگاه استاف استور(Staff Store)

یکی از جذابیت های آن زمان در منطقه کارمندی شرکت نفت خارگ، وجود فروشگاهی با نام استاف استور(Staff Store) بود که مملو از مواد غذایی ایرانی و خارجی و مایحتاج عمومی و مختلف کارکنان شرکت نفت خارگ بود که با نگاهی به تاریخ تولید اغلب اجناس خارجی در آن فروشگاه که عمدتا از کشور انگلستان و توسط اداره کالای نفت لندن تهیه و به ایران ارسال می شد، همه به سه تا چهار روز قبل بازمی گشت که نشان از تازگی اجناس در آن زمان داشت. 

پلاژ، بیچ و باشگاه نفت 

در آن زمان، وزارت نفت برای آسایش کارکنان و خانواده های آن ها، اقدام به ساخت و ساز مراکز تفریح و استراحت مختلفی همانند سایر مناطق نفت خیز در این جزیره کرده بود؛ که از آن جمله می توان به پلاژ، محوطه بیچ و باشگاه نفت و صدف اشاره کرد. سوای این مجموعه ها، دو سینمای صدف و نفت نیز برای کارگران، کارمندان و خانواده های ایشان احداث شده بود که اغلب فیلم های خارجی زبان اصلی در سینمای کارمندی و فیلم های خارجی دوبله شده و ایرانی در سینمای صدف به نمایش درمی آمد. لازم به توضیح است که در میان خانواده بزرگ صنعت نفت خارگ، حدود 12 تا 15 خانواده خارجی و اتباع کشورهای آمریکا، انگلستان، استکاتلند و کانادا حضورداشتند که برخی از سمت ها و پست های حساس شرکت ملی نفت خارگ به دست ایشان اداره و مسئولیتش با آن ها بود. 

نانوایی آقا رضا در چهاردکانی 

شرکت ملی نفت ایران برای آسایش و رفاه حال شهروندانش در خارگ، ضمن برپایی مغازه هایی در محله ای به نام چهاردکانی، یک نانوایی تنوری نیز ساخته و آن را به پیمانکار واگذار کرده بود که یکی از افراد پیمانکار آن زمان که در این نانوایی به عنوان متصدی انجام وظیفه می کرد، رضا نادری ملقب به آقارضا بود که شایعه سوختنش در آتش سوزی سینما رکس آبادان چند هفته ای دهان به دهان می گشت تا اینکه خودش به خارگ آمده و گفت من مرخصی بودم. در منطقه چهاردکانی ها، ابتدا چهار مغازه و سپس چهار مغازه دیگر ساخته و مورد بهره برداری قرارگرفت که البته نام چهاردکانی که از اول بر آن نهاده شده بود، به هشت دکانی تغییر نیافت. 

فوتبال، ورزش محبت و دوستی خارگی ها 

به دلیل آنکه شرکت ملی نفت ایران صاحب اصلی زمین ها و جزیره خارگ محسوب می شد، طبیعتا کلیه ساخت و سازها در منطقه نفت توسط این شرکت انجام می شد و طبعا ورزشگاه چمن نيز زير نظراين شركت 
اداره مي شد. يكی از دلمشغولی های جوانان اين جزيره رویآوردن ايشان به ورزش و علی الخصوص ورزش فوتبال بود كه با حضور باشگاه هايي چون تاج پرسپوليس، صدف ملوان، ايرانجوان و اميد باعث دوستي، رفاقت و نزديكي اهالی شهری يا همان قريه نشين با منطقه نفت نشين شده بود.

دیدگاه خود را بنویسید