سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»/ یادداشتی بر مناظره ی کریمی و ساکت؛

بردگی در قلعه پرتغالی ها

فکرشهر:  مجموعه گفت و شنودهای دیشب یک بار دیگر ثابت کرد که حق با ما «منتقدین کیروش» بود و هست. وقتی کریمی بی اعتنا به محبوبیت پوشالی و ساختگی کیروش که توسط رسانه  مافیایی همین پدرخوانده های فدراسیون ایجاد شده و توهمی بیش نیست، از فساد مالی و اخلاقی او گفت و جواب شنيد...

فکرشهر ـ شاهین نجفی*: از میان  همه قسمت های برنامه 90 در طول سالهای اخیر، معدود قسمت هایی هستند که سر شان به تنشان بیارزد. مثل آن شب تاریخی که «مهندس صفایی فراهانی» آمد و از بالا تا پایین عملکرد دولت وقت در حوزه ورزش را شست و روی بند، پهن کرد؛ اما در این برهوت قسمت های بیادماندنی 90، می شد برنامه دیشب را هم برای همیشه در یادها نگه داشت. برنامه ای در قالب مناظره با حضور «علی کریمی» و دبیر فدراسیون فوتبال، «محمدرضا ساکت»...

فرم کلی مناظره را می شد از همان استایل ظاهری دو نفر حدس زد {البته تعریف مناظره از زمان مناظرات اخیر انتخاباتی تغییر کرده و به جای جواب دادن به سوال و مشکل مطرح شده، فرافکنی و عوام فریبی می کنند و پشت دیگران پنهان شده و با طرح موارد بیربط و بی ساختار و بی اساس، بیلان کار و گزارش کار دروغین ارایه کرده و صاف در چشم و دوربین نگاه می کنند و دروغ می گویند؛ علاوه بر آن، یک نفر کمک حال و زبان گویا و سخنگوی دیگری می شود، دیگری که یا حضور ندارد چون توانایی و جرات رو در رو شدن ندارد، چرا که  جوابی ندارد .یا حضور دارد و توان گفتاری و آگاهی راجع به موارد مطرح شده  ندارد؛ هرچند که حتی برای این مورد اخیر، اگر هم  تاج حضور می داشت به قول علی آقای کریمی، سرم لازم می شد!}

... ساکت نماد دروغگویی و ریا در ساختار وضع موجود فدراسیون بود؛ کت و شلوار سیاه، پیراهن سفید، انگشتر عقيق و ساعت مچی برند! و در نهایت بهره مندی از ادبیات حیله گرانه نخ نما شده؛ اما کریمی نماد بخش مدرن و منتقد جامعه بود: کت سبز رنگ، پیراهن رنگ جیغ، ساعت اسپرت، با ادبیات صریح و بی پروا و رک و ساده و صادق سرخ سرخ سرخ آنارشیسیتی...

دروغ چرا؛ با شناخت قبلی که از «ساکت» و فدراسیون نشین ها داشتم، فکر می کردم که شاید او برنده مناظره است. کار هر کسی نیست سرشاخ شدن با چنین آدم حیله گری. اما کریمی فراتر از حد انتظار ظاهر شد. درست مثل دوران جوانی که توپ را برمی داشت و یک تنه کل زمین را دریبل می زد، دیشب هم کم «لایی» مردم پسند به طرف مقابل نینداخت. از فسادهای نجومی در فوتبال گفت و از عملکرد ضعیف فدراسیون در بخش های مختلف مدیریتی. گفت و گفت و گفت بدون اینکه جوابی قانع کننده بشنود. انگار که «صراحت کریمی» بر «سیاست ساکت» چربید و چه خوش چربید و بر دل ها نشست...

 مجموعه گفت و شنودهای دیشب یک بار دیگر ثابت کرد که حق با ما «منتقدین کیروش» بود و هست. وقتی کریمی بی اعتنا به محبوبیت پوشالی و ساختگی کیروش که توسط رسانه  مافیایی همین پدرخوانده های فدراسیون ایجاد شده و توهمی بیش نیست، از فساد مالی و اخلاقی او گفت و جواب شنيد: «هيس. الان وقت این حرف ها نیست!»، وقتی کریمی از اختیارات بی حد و مرز کیروش پرسید و جواب شنید: «ما افتخار می کنیم سیاستگذاری فوتبال کشور دست کیروش باشد»، و دست آخر وقتی «جناب کیروش» در کمال وقاحت پیامک تهدید آمیز به مجری برنامه فرستاد و توهینی کرد که لایق خودش و ژن آبا و اجدادی استعمارگرش بود، شرم کردیم از این خفت فوتبال ایران که پشت نقاب «صعود به جام جهانی» پنهان شده... شرم کردیم از این عوض شدن جای کارگر و کارفرما... 

و شرم کردیم از این «بردگی در قلعه پرتغالی ها»... قلعه ای که کیروش نماد و نماینده استعمارش باشد و تاج و ساکت و باند حقیرش، نماد برده های مدرن جام جهانی 2018 .

* دانشجوی دکترای مدیریت رسانه

دیدگاه خود را بنویسید