سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»:

حکومت امام علی (ع)، نقطه ی عطف عدالت در تاریخ اسلام

فکرشهر: یکی از راه کارهای حضرت امیر (ع) در رفع فقر و زدودن غبار محرومیت و تنگدستی از چهره ی جامعه ی خویش برای کاهش فاصله طبقاتی و ایجاد رشد و توسعه برای جامعه ای اسلامی عصر خویش، برنامه های منظم اقتصادی بود. هدف از انقلاب اسلامی، اصلاح وضعیت ناهنجار جامعه بود و یکی از مصداق های آن، اصلاحات راهگشا در موضوع اقتصادی مردم بود..

فکرشهر ـ همایون فقیه: نقطه ی عطف تاریخ اسلام از نظر عدالت و بهبود وضعیت اجتماعی و رفاه مردم و کاهش فاصله طبقاتی بین مردم را می توان در حکومت داری امیرالمومنین مشاهده نمود؛ حکومتی که عمرش کوتاه ولی برای جامعه و نهضت اسلامی و حتی با جرات می توان گفت، برای سایر جوامع، مفید و سرنوشت ساز بود؛ دوره ای که به اعتراف اندیشمندان شیعه، اهل سنت و حتی مسیحی، دوره ای سرشار از آموزه های حکومت داری و اصلاح امور جامعه است که اگر تمام مسئولین این چهار دهه انقلاب، این شیوه های حکومت داری در رفع فقر و نیازهای مردم را یاد گرفته و عملی کرده بودند، الان در موقعیتی نبودیم که چندین میلیون نفر زیر خط فقر باشند و روز به روز سفره ی مردم کوچک تر، ولی در مقابل ثروتمندان مرفه ثروتمند تر و شکم اختلاس گران و دزدان بیت المال بزرگ تر شود.

یکی از دوران هایی که در صدر اسلام، اختلاس، دزدی، غارت بیت المال، تبعیض در تقسیم بیت المال و سایر مفاسد اقتصادی اجتماعی شدت یافت، دوران خلافت عثمان بود؛ البته پیش از عثمان نیز چنین اعمال نامشروعی وجود داشت، ولی خلفای قبلی مراقب بزرگان و خواص جامعه ی خود بودند، ولی همین افرادی که اموال نامشروع زیر زبانشان مزه کرده بود، به خلافت رسیدن خلیفه ی سوم را فرصت مناسبی شمردند که بیشتر اختلاس کنند؛ برخی از صحابه آنقدر سرمایه دار شدند و اموال منقول و غیر منقول کسب کردند که به حساب امروزه شاید هزاران میلیارد می شد؛ در این میان فقط تعداد اندکی از خواص اصحاب پیامبر همچون عمار و ابوذر معترض این وضعیت و مفاسد اقتصادی و اجتماعی شدند، به نحوی که این عملکرد خلیفه سوم و اطرافیان را بر خلاف سیره نبوی و اصول اسلامی ناب دانستند و شروع به نقد حکومت و روشنگری نمودند. آرام آرام اعتراضات مردمی بیشتر شد و شهر به شهر گسترش یافت تا رسید به مدینه، عثمان خواهان اصلاح امور بود، ولی اطرافیان و خواصش نمی گذاشتند و این اعتراضات نهایت منجر به قتل عثمان گردید.

نظر تحلیلی حضرت امیر (ع) در مورد حاکمیت خلیفه سوم بیانگر این موضوع است که آفت حکومت داری عثمان از بین رفتن اموال عمومی و حق مردم است (1)؛ وقتی نظام سیاسی جامعه آن قدر فاسد شود که اموال عمومی به غارت برود و بی رحمانه به حقوق اجتماعی و اقتصادی مردم

تجاوز شود و عده ای قلیل از ثروت هنگفت برخوردار و آماده ی ایجاد موقعیت برای دست درازی به بیت المال باشند و عده ای بسیار، با فقر دست و پنجه نرم کنند، آیا چنین جامعه ای و چنین حاکمیتی نتیجه ای جز خطر نابودی دارد؟؟

عثمان و دولتمردانی عثمانی، در آتش فساد اقتصادی که خود افروخته بودند، سوختند.

 آن چه باعث می شود مردم دست به اعتراض بزنند و از ناهنجاری ها گلایه کنند و به دنبال حق شان باشند، مبانی مکتبی اسلام و شعائر دینی و اصول اسلامی و سیره نبوی نیست و نبوده بلکه دلیل اصلی اعتراضی به حاکمیت و دولتی است که به نام این اسلام و این سیره نبوی و مکتب آن در حال زمامداری امور مردم است؛ چیزی که بدون شک باعث دلخور شدن و اعتراض آنان به عمل نکردن به مبانی دینی و اصول اسلامی است که برای رفاه مردم برنامه ریزی شده؛ علت آن افرادی هستند که در بیان این مبانی اسلامی، حرف اول را می زنند و در موقع عمل خبری از آنان نیست؛ موقعیتی که الان ما در آن هستیم، همان دوران طلایی بود که سال های اول انقلاب بدان اشاره می شد که وضعیت عدالت را بهبود خواهند بخشید و فقر و محرومیت را از بین خواهند برد.

فقر و محرومیت و عدالتی که هدف اصلی انقلاب اسلامی بود، متاسفانه از سال 1357 تا اکنون روند کندی را در حال طی کردن است.

یکی از راه کارهای حضرت امیر (ع) در رفع فقر و زدودن غبار محرومیت و تنگدستی از چهره ی جامعه ی خویش برای کاهش فاصله طبقاتی و ایجاد رشد و توسعه برای جامعه ای اسلامی عصر خویش، برنامه های منظم اقتصادی بود. هدف از انقلاب اسلامی، اصلاح وضعیت ناهنجار جامعه بود و یکی از مصداق های آن، اصلاحات راهگشا در موضوع اقتصادی مردم بود؛ اقتصادی که نیازمند یک نظریه منسجم در موضوع اقتصاد اسلامی و راهبردهایی برای رسیدن به اقتصادی سالم و پویا بود. شهید دکتر بهشتی، یکی از نظریه پردازهای اقتصاد اسلامی بودند و تاکید ویژه ی ایشان در بعد انقلاب بر موضوع رفع محرومیت و فقر از مردمی بود که انقلاب کرده بودند. ایشان در سال 58 در گفتمانی پیرامون ارزیابی انقلاب در پانزده ماه بعد پیروزی در بعد اقتصادی و کاهش فاصله طبقاتی بین مردم، نظری داشتند و اعتراض ایشان نسبت به این موضوع بود که هنوز نتوانسته اند با گذشت پانزده ماه از پیروزی انقلاب وضعیت معیشیت مردم را بهبود ببخشند و نقد وی به کمیته ی انقلاب و خودشان و اسلامی که برای آن انقلاب کردند، بود، اعتراضی که اگر الان آن را بیان می کرد، شاید حتی برچسب ضد انقلابی می خورد!

مهم ترین اصلاحاتی که در حکومت علوی توسط محققین (2) و مورخین بیان شده و در گفتارها و اندیشه های حضرت در نهج البلاغه نیز مشهود است، موارد زیر را شامل می شد:

یک: رفع تبعیض در تقسیم بیت المال.

 دو: برگشت دادن اموال بیت المالی که توسط اختلاس گران ضبط شده بود.

 سه: جلوگیری کردن از پیدایش ثروت های انبوه نامشروع در دولت جدید.

 چهار: تلاش در راه عمران و آبادانی.

 پنج: تامین اجتماعی محرومان و از کار افتادگان.

همین گفتارها و اهداف نیز در اوایل انقلاب اسلامی بیان و تلاش هایی هم برای رسیدن به آن شد، ولی متاسفانه هنوز سالیان چندانی از انقلاب نگذشته بود که برخی از این اهدف کم رنگ شد و در حد یک شعار و نامه نگاری درآمد و به یک جمله ی آرمانی تبدیل شد، طوری که امروزه می بینیم دیگر شنیدن اخبار اختلاس و دزدی و غارت بیت المال برای مردم یک امر عادی شده است و چندان دیگر تعجبی نمی کنند، چون راهی جز مدارا کردن ندارند و متاسفانه اعتراضشان به گوش مسئولین نمی رسد و اگر هم برسد، بازخورد چندانی ندارد؛ طوری که می بینیم کلاف اقتصادی از دست دولتمردان در رفته است و وضعیت اقتصادی مردم امروز بدتر از دیروز شده و این روند نامناسب اقتصادی که سالیان سال است دارد بر مردم فشار می آورد، به نفع ثبات نظام اسلامی نیست و هشدار مهمی است که تا دیر نشده، دولتمردان و حکومت داران باید راه حلی اندیشه کنند.
اینکه ریشه ی هر اغتشاشی شد را در خارج از کشور بدانیم، اشتباه محض است، چرا که وقتی حکومت داران و دولتمردان و آنانی که مسندی دارند، ناکارآمد باشند و هر روز مشکلات مردم اضافه شود و مردم معترض شوند؛ این اعتراض باعث سوء استفاده ی دشمن خارجی خواهد شد، پس درصد بیشتر مشکلات در داخل است.

منابع:
1. نهج البلاغه خطبه 3
2. مصطفي پيشه فرد

دیدگاه خود را بنویسید