سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»:

مسعود شجاعی فوتبالیستی از جنس متفاوت

فکرشهر: بزرگان و حکیمان همواره اندیشه را چالاک، ازاد و عظیم خوانده اند. پربیراه نیست اگر بگوییم اندیشه یگانه روشنایی این جهان و بزرگترین مایه فخر بشر بوده و همواره جاودان خواهد ماند...

فکرشهر ـ  محسن صدیق: بزرگان و حکیمان همواره اندیشه را چالاک، ازاد و عظیم خوانده اند. پربیراه نیست اگر بگوییم اندیشه یگانه روشنایی این جهان و بزرگترین مایه فخر بشر بوده و همواره جاودان خواهد ماند.

 روز و روزگاریست که جهان پیرامون ما از یک سوی غرق در بدبختی و انواع مصیبت ها طی طریق می نماید و از سویی دیگر انسان معاصر به شکلی عجیب و نوین به دیدن بدبختی، فلاکت و هلاکت هم نوع خود عادت کرده است. ما در شرایطی زندگی می کنیم که به این معنا گزیزی یا به عبارتی معنازدایی عادت کرده ایم و شرایطی را تجربه می کنیم که فقدان این مفهوم آنچنان در زندگی ما خودنمایی نمی کند و نبود آن را حس نمی کنیم. این حالت خصیصه ی اصلی در ذات عادت است.

با این اوصاف در عصری که اندیشه روزانه نحیف و نحیف تر رو به زوال است مردان صاحب اندیشه به همان میزان که بیشتر و بیشتر نمایان تر می شوند مورد جور و ستم بیشتری قرار می گیرند.

اگر نفع کس در نهاد تو نیست / چنین گوهر و سنگ خارا یکیست

نام مسعود شجاعی گرچه ذهن مخاطب را به سمت وسوی توپ فوتبال و مستطیل سبز می برد اما با نگهی گذرا در نوع گفتمان، رفتار، پوشش یک دهه اخیر این فوتبالیست که نه مدرک تحصیلات عالیه کیلویی دارد نه خود را هیچگاه صاحب اندیشه دانسته و همواره علایق شخصی خود را در سال های اخیر چنین بیان می نماید حاوی نکات بسیار مهمی می باشد:

" آنهایی که کمابیش من را می شناسند اطلاع دارند که من همیشه اصول و چارچوب اخلاقی خودم را دارم و همیشه مسائل اجتماعی کشورم برایم مهم بوده است"

"حرف های من کاملا جنبه اجتماعی دارد و بخشی از درد جامعه ای است که در آن زندگی می کنیم و به هیچ عنوان جنبه سیاسی ندارد"

" زیاد در بند برند و مد روز نیستم ترجیح می دهم به جای دنبال کردن مد و مدل های روز دنبال لباس هایی بروم که برازنده ام باشند"

"دوست دارم کاری برای حمایت از کودکان ناتوان جسمی انجام دهم در کنار ان از کارهایی که با گل و گیاه سروکار داشته باشد خوشم می اید"

" بعد از فوتبال شیفته موسیقی هستم"

شجاعی در سال های اخیر بارها مورد هجمه های شدیدی قرار گرفته است از اتفاقات سال88 و بستن مچ بند سبز گرفته تا حمایت از حضور زنان در ورزشگاه.. از نام بردن انواع ضداخلاقیات و آلودگی های رایج در فوتبال ما گرفته ... تا نهایتا ماجرای بازی برابر تیم ماکابی اسرائیل و ده ها موارد این چنینی بارها مورد غضب مسئولین، نمایندگان و افراد مذهبی و متولیان فوتبال قرار گرفته است.

شاید این اواخر به لحاظ فنی هم جایگاه چندان مستحکمی در میان هوادارن فوتبالی نداشته اما همواره این هوادار فرق سره و ناسره را به خوبی تمیز داده و میدهد.

با صراحت می توان گفت در جامعه امروزی ما و در میان هنرمندان و ورزشکاران و همه کسانیکه به نوعی الگوی نوجوانان محسوب می شوند جنس امسال مسعود شجاعی هر روز کم رنگ و کمرنگ تر می شود. گرچه به کار بردن کلمه هنرمند اجحاف بر این واژه می باشد اما شوربختانه باید پذیرفت بسیاری از این سلبریتیهای پوشالی خصوصا در عرصه هنر هفتم و بازیگری با ترویج معنی و کارکردها و نیز شرایط حاصل گشتن آن، عاملیست که روز به روز جامعه را به بی فکری و بی قیدی رهنمون می کند و حاصلش آنارشیسم کثیفی است که در ظاهر دم از عناصر مدنی می زند اما در عمق لجنزاریست که ریشه ی فرهنگ را می خشکاند.

با اندک تاملی باز از نوع پوشش، رفتا و دیالوگ های اجتماعی آنان به بسیاری از واقعیت های تلخ حاکم بر فرهنگ عقیم شده می توان پی برد در چنین شرایطی آزادی به عنوان یک ساحت متعالی اجتماعی به چنین سبکی ضمن اینکه ثمر بخش نیست بلکه ابزاری برای اغنای امیال چنین سلبریتی ها یا ورزشکاران و هنرمندان تهی از بی هنری می باشد.

بار دیگر در چند روز اخیر با توجه به مشکلات خوزستان در خصوص کمبود بی آبی این پسر دوستداشتنی در کنار مردم آبادان، در زادگاه خود حضور یافت که ضمن اهدای مبالغی از طرف خود و دیگر فوتبالیست های تیم ملی جهت تهیه آب شیرین کن این مهم را به اثبات رسانید که سال ها زندگی در بهترین سطح رفاهی در اروپا هیچگاه او را از اصول اخلاقی و انسانی خود نتوانسته دور نماید. فضیلت درونی والاترین معرفتیست که آدمی به ان نائل می شود. تکلیف درونی صرفا ماحصل تعلیم بیرونی نیست بلکه شاهدیست از رویدادهای بیرون که در وجود آدمی متولد می گردد و رشد می کند. دادگاهیست که وجدان ما را قضاوت می کند، انرا محکوم می کند و مجازات می کند. فهم فضیلت درونی مهم ترین مفهومیست که آدمی یا خوب دیدن کسب می کند. روح انسان را پالایش می دهد و آدمی را از جهل سیاهی می راند و عشق را حاصل می کند.

در پایان ضمن آرزوی افزایش و ترزیق امثال شجاعی ها در همه عرصه های اجتماعی، اقتصادی فرهنگی و سیاسی اشاره می نمایم به سخنان صاحبان اندیشه در جهانی سرشار از آلودگی ها؛ کانت می گوید:  تکلیف ما این است که مراقب زندگی خود باشیم اما باید توجه کنیم که عالی ترین خیری که به ما سپرده شده و باید از آن مراقبت کنیم زندگی فی نفسه نیست. اغلب تکالیفی وجود دارد که شأن آن ها از زندگی بالاتر است و باید زندگی را فدای آن ها کرد. یک انسان برخوردار از ارزش ذاتی ترجیح می دهد زندگی خود را فدا کند و آلوده به بدنامی نشود پس بالاترین تکلیف انسان حفظ حیات نیست بلکه انسان باید دست از زندگی بردارد تا با شرافت زندگی کند.

دیدگاه‌ها

باقر

درود مهندس جان 

عباس

مرسی عالی بود،خبر فوق واقعا در چنین آشفته بازار اقتصادی و سیاسی کشور باعث شادی و مسرور بنده شد که هستند افرادی که در منصب قدرت نیستند اما بفکر مردم کشور هستند  

سید امین

احسنت عالی بود مهندس جان انشالله در همه مراحل زندگیت پیروز و موفق باشید

عباس

واقعا زیبا دقیق 

عبدالخالق عبدالهی

احسنت بر محسن 

پورحيدر

حقيقت مطلب همينه درود بر شما

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید