سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»/ در یادبود مرحوم «احمد مدرس زاده»؛ نخستین استاندار همزمان استان های بوشهر، فارس و هرمزگان بعد از انقلاب (4)

و فولاد این گونه آبدیده شد

فکرشهر ـ سید حمیدرضا حسینی: جناب آقای مدرس زاده در سال 1313 هجری شمسی در برازجان دیده به جهان گشود. نام پدر عباس و مادرش سیده زهرا دختر مرحوم حاج سیدمحمد که مسجد وی در کنار منزل مرحوم حاج شیخ محمدجواد اعتصامی قرار دارد و از منزلشان به همان مسجد راه بود.

در مورد زندگی و مبارزات سیاسی قبل و بعد از انقلاب از جناب مدرس زاده مصاحبه ها و مطالب زیادی چه در صداوسیما و چه در مطبوعات و حتی آثار و منابع و اسناد ساواک به چشم می خورد و منابع در این مورد زیاد است و من در نظر دارم از منظر دیگری مطلبم را در این مورد به عرض و اطلاع خوانندگان محترم هفته نامه وزین «به فکرشهر» برسانم.

هر گاه بخواهیم از یک انسان خودساخته و به معنای واقعی در دشتستان نامی ببریم، انگشت اشاره ام به طرف ایشان نشانه می رود؛ چرا که ایشان از همان دوران طفولیت از نعمت پدر محروم می شوند و در اوان نوجوانی به سبب فعالیت های سیاسی حبس در زندان کریمخانی و بعدها تبعید به بندرلنگه و از همان تبعیدگاه فرار به قطر. 

قاعدتا یک سیاسی کار، زندگی بسیار پرفراز و نشیب و پرمشغله ای را تجربه می نماید. اعم از زندگی زیرزمینی، تبعید، دوری از زن و فرزند که ایشان هم از این قاعده مستثنی نبوده اند.

اما همه این ها یک طرف، بعد شخصیتی و انسان دوستی ایشان طرف دیگر. وقار و در عین حال سادگی، فروتنی، مهربانی و تبسمی که همیشه بر لب دارند چیزی نیست که از دیده ها پنهان مانده باشد. با توجه به تفاضل سنی ایشان با اینجانب، هیچگاه در برخوردهایم نیاز به مراعات بعضی از تکلفات معموله را در خود ندیدم. از خصوصیات بارز ایشان با توجه به گرفتاری های زیادی که دارند این است که، بسیار بسیار قوم دوست و اهل صله رحم و مهمان نوازی هستند. کما اینکه هر گاه به برازجان می آیند به تمام قوم و خویش ها، از کوچک و بزرگ سر می زنند و از حال آن ها با خبر می شوند.

در سال 1368 فرزندم که کودکی شش ماهه بود در بیمارستان شهید لبافی نژاد تهران به دلیل ناراحتی کلیوی بستری بود. جنابشان در کرج ساکن و دفترشان در خیابان اسلامبول تهران. هر روز صبح، در کمال تواضع و فروتنی و با میل و اشتیاق و اصرارشان این مسافت طولانی ما را می رساند و عصرها هم مجددا به بیمارستان مراجعت و ما را به کرج و به منزل شخصیشان بر می گرداندند. بزرگواری ایشان هیچگاه از یادم نمی رود که در اینجا فرصتی شد که سپاسگزاری ویژه بنمایم.

فعالیت ایشان در انجمن مبارزه با دخانیات ایران که از بانیان این نهاد است و تاکنون نیز ادامه دارد، شایان ذکر است.

در زمان استاندار بودن، ایشان هیچگاه محافظ شخصی به همراه نداشت، کما اینکه در عاشورای سال 58 که بنده نوجوانی 17 ساله بودم و درب کمیته انقلاب اسلامی (دژ – کاروانسرای مشیرالملک) نگهبانی می دادم ایشان بدون اسکورت برای بازدید از کمیته انقلاب اسلامی و دیدار همرزم سابقش مرحوم حاج ماشااله کازرونی که در آن عهد فرماندهی را به عهده داشت، آمدند.

در اوایل انقلاب اسلامی و در آن دوره پرهیاهو از طرف مرحوم صدر حاج سیدجوادی ـ ویزر کشور دولت بازرگان ـ و تایید ویژه مرحوم آیت اله خمینی (ره) به سرپرستی استانداری فارس و استانداری بوشهر منصوب شدند و ایشان منشا خدماتی در فارس و استان بوشهر شدند که آثارش تا امروز باقی است که فعلا مجال بحثش اینجا نیست.

از کارهای دیگر ایشان که برمی گردد به استعداد و نبوغ ذاتی ایشان، آرام کردن منطقه جم به واسطه یاغی گری «غلامحسین معصومی» و تامین او و ایجاد صلح و امنیت در آن منطقه است.

و اما... با تمام این ها، این مسوول متعهد، دلسوز و کاربلد هیچگاه از دولت ریالی حقوق دریافت ننمود و همه را  تحت عنوان مسوولیت خدمت به مردم و ملت خود انجام و ادا نمود.
 

دیدگاه‌ها

سید حمیدرضا حسینی

بادرود به روان پاک مرحوم احمد مدرس زاده وسپاس ازدست اندر کاران محترم هفته نامه «به فکر شهر»

دیدگاه خود را بنویسید