سر خط خبرها:

بزرگ‌ترین عروسی ۴۷ سال پیش متعلق به چه کسی بود؟ + تصویر

فکرشهر: انتخاب نوشت: شامگاه پنج‌شنبه بیستم تیر ۱۳۵۳ بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین عروسی ایران در آن سال در زعفرانیه‌ی تهران برگزار شد. داماد سعید خیامی پسر احمد خیامی بنیان‌گذار ایران‌ناسیونال بود و محل عروسی در خانه‌ی بزرگ و زیبای پدرش. در مراسم او حدود هزار نفر از جمله جمعی از رجال، بازرگانان سرشناس، صاحبان صنایع و... شرکت کردند.

مجله‌ی سپید و سیاه یک هفته بعد در شماره‌ی ۱۰۸۰ خود مورخ ۲۶ تیر ۵۳ گزارش مختصری (به شرح زیر) از این عروسی باشکوه منتشر کرد:

...، چون در هفته‌ی گذشته چند شب پی‌درپی در تهران و شمیران باران باریده بود پدر داماد برای آن‌که باران عروسی را به هم نزند با پرداخت بیعانه‌ای کلان با هتل هیلتون که به منزل او نزدیک است قرارداد بست که اگر باران آمد مهمان‌ها را آنا به هتل هیلتون ببرند و در آن‌جا از آن‌ها پذیرایی کنند.

نور حیاط بزرگ منزل که به صورت تپه‌ماهور ساخته شده، [به]وسیله‌ی متخصصین فرانسوی تنظیم شده بود. به این جهت در حالی که همه جا روشن بود مطلقا نور زننده‌ی مستقیم کسی را ناراحت نمی‌کرد.

احمد خیامی به عنوان چشم‌روشنی یک چک سیصد هزار تومانی به عروس خانم داد [برای درک بهتر فراوانی مبلغ این چک: دو روز بعد در یکی از آگهی‌های روزنامه‌ی اطلاعات خانه‌ای ویلایی به مساحت ۱۰۸ متر در امیرآباد به مبلغ ۳۸۰ هزار تومان برای فروش آگهی شده بود. / انتخاب] و مادر داماد هم یک اشک برلیان به عروسش هدیه کرد و ضمنا به طوری که در میان بعضی از خراسانی‌ها مرسوم است احمد خیامی همسر و عروس دیگرش را هم بی‌بهره نگذاشت و یک اتومبیل مرسدس بنز ۴۵۰ اس ال کوپه به همسر خودش و یک اشک برلیان به همسر پسر دیگرش هدیه کرد.

لباس عروس را غزاله صبا هنرمند معروف دوخته بود، اما داماد و پدر داماد لباس‌شان را از پیرکاردن و مادر داماد و عروس دیگر از کریستیان‌دیور تهیه کرده بودند.

چهار خواننده‌ی معروف ایران یعنی رامش، عارف، هایده و وفایی در تمام مدت حضار را سرگرم می‌کردند.

پذیرایی کامل و گرم بود و تا نزدیکی‌های صبح ادامه داشت.

نکته‌ی جالب در این عروسی این بود که عروس و داماد دو سال و نیم قبل با هم ازدواج کرده دارای یک فرزند هم هستند، منتهی، چون به عللی ازدواج خود را جشن نگرفته بودند پدر داماد پس از دو سال و نیم این جشن را برای پسرش گرفت. احمد خیامی دو پسر دارد که یکی در آمریکا مشغول انجام تحصیلات عالیه است و دیگری که همین داماد باشد جوان فعالی است که در تهران با پدرش همکاری می‌کند.

دیدگاه خود را بنویسید