سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

شعر/ خشکسالی رودفاریاب 

امراله کافی نژاد*

امان از روزگار خشکسالی 
که چون دیوی نشسته این حوالی
دل رودفاریاب ناب و زیبا 
به زودی می شود از سبزه خالی 
سرازیر است سوی خاک تازی 
تمام نخل های ناب و عالی 
ز بی آبی فروش هیکل نخل 
گرفته رونقی بین اهالی
نباشد آب اندر خطه ی ما 
ندارد هیچ مسوولی ملالی 
نه دولت می نماید فکر بکری 
نه مردم را بود شوری و حالی 
شده ویران تمام خطه ی ما 
بلا سرعت گرفته عین رالی 
کشاورزی که هر ایل و تبارش 
در اینجا داشته فّر و کمالی
کنون افتاده زیر بار محنت 
فغان سر  داده از اوضاع مالی
نه راهی از پس و نه راهی از پیش 
نمانده در دل جیبش ریالی
عرب ها روزگاری بدتر از ما 
همی بودند در هر ماه و سالی
ولی اینک ز لطف علم و دانش 
تسلط یافته بر هر محالی 
کنون نکبت رسیده خدمت ما 
فکنده خلق را در هر زوالی
کشاورزی که اندر طول عمرش 
کشیده رنج و زحمت چون موالی 
کنون اندر حضور دیدگانش 
شود مالش نصیب هر رجالی
بگو ای کافی رودفاریابی 
چرا دائم تو می باید بنالی.

*متخلص به «کافی رودفاریابی»
 

دیدگاه خود را بنویسید