سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

سروده شاعر دشتستانی برای کارگران

امراله کافی نژاد*

کارگر

از رمق افتاده جان کارگر 

سفره ها خالی ز ،نان کارگر 

غارت سرمایه داران می شود 

حاصل توش و توان کارگر 

زیر اقساط بزرگ وامها 

تا شده پشت و میان کار گر 

از گرانی زیر فریاد و بلا 

هر کجا پیدا فغان کارگر 

غارت هر نامرادی میشود 

طاقت و صبر و امان کار گر 

کس نمی پرسد زمانی حال او 

نیست غیر از غم بیان کارگر 

بر دل و دستش نشسته پینه ها 

هم ببین قد کمان کارگر 

پای عریان و لباس پاره اش 

هست شرح داستان کارگر 

از کرونا مرگ میبارد فقط 

در میان آشیان کارگر 

اتحاد و اعتماد و همدلی 

نیست اندر آرمان کارگر 

روز و شبها از برای لقمه ای 

اشک ریزد دیدگان کارگر 

جیب خالی ، آبروی و احتیاج 

کرده ویران کاروان کارگر 

پس مبارک باد بر کل شما 

در بهاران این خزان کارگر 

کافیا تا هست بر پا آسمان 

چرخ گردد بر زیان کارگر.

 

*متخلص به «کافی رودفاریابی»

پی نوشت: 11 اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر است.

دیدگاه خود را بنویسید