سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»/ نگاهی انتقادی در بی توجهی و نادیده انگاشتن کودکان

قربانیان کوچک

فکرشهر ـ احمد خواجه حسینی*: وجه کلان نوشتار حاضر رویکردی انتقادی در بی توجهی و نادیده انگاشتن کودکان، چگونگی و نحوه تربیت و اجتماعی شدن آنها در فضای اجتماعی کنونی دارد...

فکرشهر ـ احمد خواجه حسینی*: وجه کلان نوشتار حاضر رویکردی انتقادی در بی توجهی و نادیده انگاشتن کودکان، چگونگی و نحوه تربیت و اجتماعی شدن آنها در فضای اجتماعی کنونی دارد.

مراکز و مجموعه ی مهدهای کودک و پیش دبستانی از نخستین نهادهای اجتماعی و آموزشی هستند که نسبت به کاربست متدها و آموزش‌های مختلف قادرند فرصت و ظرفیتی برای تقویت مهارت‌های اجتماعی در کودکان باشند و فرآیند جامعه پذیری را از سنین کودکی در ضمیر و رفتار کودکان نهادینه سازند، شوربختانه امّا بنا بر سوابق موجود و از جهات مختلف از آموزش های استاندارد و اصولی در این رهگذر کمتر اثری را شاهدیم.

نقش و اهمیت آموزش در سنین کودکی موضوعی است که از دیرباز در جوامع مختلف فارغ از ملیت و نژاد، توجه نظریه پردازان و اندیشمندان علوم اجتماعی را به خود معطوف داشته است. 

• غزالی در این باره اذعان دارند که: هر کار که عظیم بود تخم آن در کودکی افکنده شود.

در روزهای اخیر رخداد بسیار قابل تأمل و در خور توجهی حادث شد که بی ارتباط با موضوع نیست و بیان آن خالی از فایده نخواهد بود،باشد که متولیان امر از خواب غفلت برخیزند و عمل گرایی پیشه کنند.

در راستای (خیانت امارات به تعبیر رهبر انقلاب) در پی عادی سازی روابط دیپلماتیک و تنظیم توافقنامه صلح فی مابین رژیم غاصب و کودک کش صهیونیستی و کشور امارات، یکی از اولویت های رژیم کودک کش اسرائیل راه اندازی و فعالیت مهد کودک در شهر ابوظبی بود که چندی پیش افتتاح و آغاز بکار کرد در حالی که براساس ارزیابی‌های رژیم صهیونیستی تنها حدود ۳۰۰۰ یهودی در امارات و غالباً در دبی و ابوظبی زندگی می‌کنند و این مهم نشان از درک صحیح صهیونیست ها از پایه ریزی و سنگ بنای سازندگی شخصیت در طفولیت دارد. 

از آنجا که ۵٠ درصد رشد هوشی مابین سن تولد تا ۴ سالگی و ۳٠ درصد دیگر در سنین ۴ تا ۸ سالگی می باشد{۱} تربیت و شاکله اصلی وجودش در آنجا شکل می گیرد موجودیت مهدکودک بدلیل تاثیر مهدکودک بر آینده کودکان نیازی ضروری‌ است.
مایلم به جهت درک اهمیت موضوع و استفاده بهینه از فرصت های طلایی تربیت و پرورش افراد جامعه برمبنای هنجارها و رفتارهای مناسب و صحیح اجتماعی برخی کشورها، آماری را به شرح ذیل مرور کنیم:

۶٠ درصد كودكان زیر ۶ سال كشورهای پیشرفته دنیا تحت پوشش خدمات آموزشی قبل از دبستان قرار دارند، در ژاپن ۶۷ درصد و در ویتنام۵٠ درصد است در کشوری به مثابه کوبا بیش از ۹۵ درصد از کودکان زیر هفت سال تحت آموزش قرار دارند ناچارم معروض دارم که بنا بر آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور، ۶ میلیون و ۸۱۲ هزار و۵۵۴ کودک زیر ۶ سال در کشور وجود دارد که باید به مراکز پیش دبستانی بروند و این در حالی است که در سال گذشته فقط ۴۸۱ هزار و ۷۳۸ نفر، یعنی حدود ۷ درصد این کودکان به مهد کودک رفته‌اند!!!

در کشورهای توسعه یافته و جوامع مدرن، آموزش کار تیمی و گروهی از سنین کودکی در ضمیر بزرگسالان کوچک، کُنش گران و والدین آینده نهادینه می شود.  آموزش و تربیت بر مبنای اتحاد و همبستگی اجتماعی، سینرژی و جامعه پذیری نه بر اساس رقابت و حذف رقیب و پیشی گرفتن به هر نحو که این شیوه ی حاضر تنها مهندسی نرم جامعه برای ساختن کشوری به شکل هولناک‌ طبقاتی منتج خواهد شد. کودکان علیرغم اینکه در سیاست و قانونگذاری بزرگسالان مشارکت و دخالتی ندارند اما قوانینی که بزرگسالان تدوین می‌کنند، شامل کودکان نیز می شود.{۲}

بزرگسالانی که منابع قدرت را در جامعه در اختیار دارند، توجهی به کودکان فاقد قدرت و اقتدار اجتماعی نکرده اند و بنابراین در چنین جامعه ای است که کودک به عنوان بخشی از ابزارهای قدرت بزرگسالان حضور دارد و نه به عنوان یک موجود مستقل.{۳}

مزید استحضار اینکه در مقاطع آموزشی و تحصیلی پسا مهد کودک نیز درب بر روی همین پاشنه می چرخد و در نگاهی اجمالی به سهولت درخواهیم یافت که در نظام آموزشی فعلی وجهه نظرهای شخصی وتعارض منافع بیش از حقایق علمی و عینی اثر گذارند بدین نشان که تعلیم و تربیت را به بنگاه های زود بازده سپرده اند و اثر بخشی ناقص در تربیت فرزندان و آموزش اجتماع پذیری به آنان در پیش از دبستان را با این سیاسی کاری گره زده اند.

در لایحه بودجه ۱۴٠٠ به شکلی فاجعه بار شاهد افزایش ۲۳۳ درصدی بودجه مدارس غیر انتفاعی هستیم.

 این پی ریزی ساختمانی است که مرفهان صاحب قدرت معمار آن هستند.

فهم سیاسیون از موقعیت کودکان نیازمند بازنگری و رسیدگی عاجل است.

و در آخر کلام گهربار رسول اکرم صلی الله علیه و آله:
«الْعلْمُ في الصِّغَر، کَالنَّقْشِ في الْحَجِر.
علم در کودکی ، مانند نقش در سنگ است».

به ایران سرنوشت و ته نوشتش بیندیشیم.

 

*دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی

پی نوشت: 
۱- بنجامین بلوم (نظریه پرداز روانشناسی آموزش و یادگیری)
۲- آکارد (۱۹۹۳) 
۳- ابراهیم آبادی (۱۳۹۵)
 

دیدگاه خود را بنویسید